276
Subscribers
No data24 hours
+17 days
-330 days
Posts Archive
276
چه جوانانی! اسماعیل، میبینی؟ چه جوانانی!
بسیاریشان هنوز صورت عشق را بر سینه نفشردهاند
و موهای صورت پسرها هنوز درنیامده. و دخترها را میبینی؟چه پاهای لطیفی دارند!
جنگ است، اینجا هم جنگ است اسماعیل
گریه نکن! فریاد نکن! دهنش را ببندید
قوانین را به هم زده است!
گریه نکن اسماعیل، جنگ است.
276
و اما جای تو خالی عزیز من، برای من ز یاد تو گرم و تابان میماند گوی که باشد در این سردی خزان جانم بخشی چو نور خندهات؛
همچو نور بر سنگ
که برایت با دستی سرد و ز تن مردهام نویسم
اما فعلها صرف دارم با یاد تو
که شود صرف حال{من}
زبانم قاصر هربار که چشمها بیند روی مهتابت؛
ز چشمت خوانم عهد و وفا
ز دستت خواهم بندِ آغوش
به خود آیم و
نبودی.
آرا.
276
Repost from راه بیدار
وصیتنامه نفس کنکوری رو بخونیم، ۱۸ دی ماه با گلوله جنگی به گلویش پرکشید و رفت.
‘بنام خدای رنگین کمان’
سلام بچه های من! حالتون خوبه؟ با تمام وجودم امیدوارم همتون صحیح و سالم این نامه رو بخونین. اگه الان این متن رو دارید میخونین، یعنی من دیگه پیشتون نیستم.
امروز که 18 دی ماه 1404 عه، قراره شب بریم تا گرگان قیام کنه و اتیش دل مادرانِ پرواز اوکراین و 98 و 401 رو خاموش کنیم... با اتیشی که خودمون برپا میکنیم! خیلی هیجان دارم و چون اولین باره که وصیت نامه مینویسم بلد نیستم چی باید توش بگم، پس بداهه پردازی من رو ببخشید:)
امروز قول دادم به خودم فشار نیارم تا زخم هام خوب بشن اما اگر جلوی چشمام یکی از بچه هارو ببینم که اذیت میکنن نمیتونم اروم بگیرم پس اگر مُردم احتمالا دلیلش اینه:)
نبینم گریه کنینا! من حالم خوبه! من تصمیم گرفتم برم تا جزوی از خاک این کشور بشم.... ولی من رُز رو بیشتر از لاله دوست دارم، کاش از خون من رز در بیاد!
اگه جای قبرم رو میدونستین، لطفا برام گل بیارین... من گل خیلی دوست دارم:)
دلم میخواست همتون رو از نزدیک ببینم و بغل کنم و آزادی رو جشن بگیریم... اما اگه اون روز بدون من شروع شد، با تموم وجودتون شادی کنین، عشقتون رو ببوسین و یاد من رو نگه دارید:) من حالا پیش مهسا و نیکا و ساغر و بقیه حالم خوبه، شما هم لطفا حالتون خوب باشه، لطفا من رو فراموش نکنین و همیشه سعی کنین آدم های خوبی باشین...
تا پای جان برای ایران!
نفس..
@NameshunraSedaBezan
