ㅤÆㅤ
Open in Telegram
ㅤ𝗒𝗈𝗎 𝗈𝗇𝗅𝗒 𝗉𝗋𝗈𝗏𝗈𝗄𝖾 𝗆𝖾 𝖿𝗈𝗋 #𝗉𝗅𝖺𝗒 ㅤㅤㅤㅤ𝖭𝖾𝗏𝖾𝗋 𝗍𝗋𝗒 𝗍𝗈 𝖻𝖾 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝗆𝖾
Show more537
Subscribers
No data24 hours
-197 days
-17530 days
Posts Archive
Repost from N/a
어깨 툭툭 𝗁𝖾 𝗌𝖺𝗒, "𝖸𝗈, 𝖩𝖤𝖭𝖭𝖨𝖤"
"𝖳𝗈𝗅𝖽 𝗆𝖾 𝗍𝗁𝖺𝗍 도망치면 배신"
Repost from N/a
Congratulations on the girl's day to all girls, cute angels
Repost from SPARROW FLOW
݁ܿ M𝖺dnꤕ𝗌𝗌 𝗂𝗌 k𝗂ll𝗂n𝗀 mꤕ ࣭. 「 ! 」
Repost from 𝗍 𝗐 ı 𝗇 𝗄 𝗅 ǝ :
+8
﹙ 𝗌𝗁𝖾 𝗅𝗈𝗈𝗄𝗌 𝗃𝗎𝗌𝗍 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝖺 𝖽𝗋𝖾𝖺𝗆
𝗍𝗁𝖾 𝗉𝗋𝖾𝗍𝗍𝗂𝖾𝗌𝗍 𝗀𝗂𝗋𝗅 𝖨’𝗏𝖾 𝖾𝗏𝖾𝗋 𝗌𝖾𝖾𝗇 – 𝄞
Repost from 𝘿𝙞𝙤𝙣𝙚
- are you jealous?
me :
yes yes yesyes
yesyes yes yes yes
yes yes yes yes yes
yes yes yes yes yes
yes yesyes yes yes
yes yes yesyes
Repost from ㅤ𝂅𝛭𝑜𝑛︪︩𝛅𝑡𝑒𝑟
پرستش و ستایش برای آن مخلوق کافی نبود؛
چه باید میکرد تا او را عبادت کند؟! او را میبوسید،می سوخت؛
در آغوشش فرو میرفت ، شعله هایش زبانه می کشید؛همخوابش میشد . به خاکستر مینشست.
گویا بزرگ مردِ بی مانندش همان بود ، تمام کنندهیِ تدریجی جانش!
Repost from 𝖱𝖤𝖭𝖤𝖦𝖠𝖣𝖤 - ch
ㅤ 🤩ㅤ ㅤㅤТэхёнㅤㅤㅤㅤ𝖿𝖺🌟𝗄𝖾
ㅤㅤㅤㅤ𝖼𝖺𝗅𝗆 𝗆𝗒 ₍ а➖д ₎ 𝗐𝗂𝗍𝗁 𝗒𝗈𝗎𝗋 ₍ небеса ₎ 𝖻𝖾𝗍🫤𝖾𝖾𝗇 𝗒𝗈𝗎𝗋 𝗅𝖾𝗀𝗌
Repost from N/a
. ❀| دردِ پـنـهـانـ |❀
| منتظرِ دیداری دوباره بودم، منتظرِ دیدنِ چشمهای کُشندهی تو، منتظرِ استشمامِ دوبارهی بوی عشق در خانهی کوچکی که تمامش رو برای تو ساخته بودم. چه تلخ است واژهی "انتظار" عزیزکرده؛ چه تلخ است این انتظار های بی پایان، چه تلخ است وقتی که بر روی صندلی چوبی قدیمیِ موردعلاقهات نشستهام و چشمانم به دنبالِ دیدنِ اثری از توست. اثری از تویی که راهِ خانه را از یاد بردهای. نمیدانم تا چه مدت در قلبم زندهای، نمیدانم کِی از یادِ من خواهی رفت و نمیدانم آیا قرار است این اتفاقها بیوفتد. آه چه خوشخیال بودم عزیزکردهی قلبم. چه خوشخیال بودم زمانی که به تو نگاه میکردم و عشق را در دریایِ سیاه رنگِ چشمانت میدیدم؛ چه خوشخیال بودم زمانی که با بوسههای تو به اوج میرسیدم. از تو مینویسم، با اینکه میدانم هنگامی که این نامه به دست تو برسد، قرار نیست اشکهایت ورق را خیس کند یا شبهایت مانندِ من تاریک شود، از تو مینویسم با اینکه میدانم تو هرگز قرار نیست به کلماتِ غمآلودِ من نگاهی بیاندازی؛ با تمامِ وجودم مینویسم هرچند که میدانم تنها جملهای که میخوانی، جملهای آخرِ این نامهی غمناک است. دلتنگِ توست؛ قلبم دلتنگِ توست. |
Repost from ㅤꤕlꤕꤞꤤꤚꤝ
Repost from 𝚨 𝚪 𝐔 𝚴 𝚨
✦𓏳𓏳𓏳𓏳𓏳✦
_تهـیونــگ؟ _ جــانــم؟ _ اگــه یــه روز بـه هــم نـرســیم...چــی میـشـه؟ _ مــن مــثـل تــو نیـٍستــم... مــن پـایـــانــم هــر چـی کــه بــاشــه یــه طــوری اونــو خــوب تـمــوم میـکــنــم. _ چطوری؟
_ اگــه آخــرش تــو مــال مــن نـبــاشـی اونـوقــت آرزو میـکنـــم تـو زنــدگـی بـعـدیــم یــه درخــت بــاشــم... _ چــرا؟
_ کــه شــایـد تــو پــرنــده بــاشــی...دوســـت داشــتــی پـــرواز کــــنـی نــه؟ اینــطـــوری بـعــضــی وقــتـا وقــتـی خـسـتــه ای مـیــای روی شــاخــه هـای مــن مــیـشـیـنـی، اونــوقــت دیـــگــه کــسـی نـیــســت کــه پــرات رو بـچــیــنـه...از روی شــاخــه هــای مــن مـیـــپــری...مــیـری تــوی آســمــون ایــن دفــعـه کــه پــریــدی مــیـدونــی کــه مـــن هـمــیشــه ســر جــام هــسـتــم، دیــگـه تــنــهــات نـمـیــذارم، بــا هــر کــی کــه بـــودی بـــرای پـــریــدن دوبـــاره ات بــه شــاخـــه هـــای مــن پــنــــاه مــیــاری. ✦𓏳𓏳𓏳𓏳𓏳✦
