en
Feedback
JACKDESPERADO

JACKDESPERADO

Open in Telegram

This channel does not break any laws. And there is nothing vulgar or rude in it. Posts please pay attention! Our official channel is proudly @Telegram

Show more
471
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-1030 days
Posts Archive
بچه ها موضوع زیاده ولی وقتی یه حمایت ساده نمیکنید واقعا انرژی نمیگیرم که بخام بیام محتوا بزارم.

آشغال حروم زاده بنظر من باید تیکه تیکه اش کنیم نه این بهترین مجازات براشه آخه من که کاری نکردم حتا هیچوقت باهاتون حرف نزدم شم
آشغال حروم زاده بنظر من باید تیکه تیکه اش کنیم نه این بهترین مجازات براشه آخه من که کاری نکردم حتا هیچوقت باهاتون حرف نزدم شماها چتونه چرا همیشه میخواید فقط توی دید باشید و طوری رفتار کنید که حق با شماست. خفشو پرتش کنید داخل در هیچوقت میونه خوبی با مردم و جامعه نداشتم ولی حداقل بهشون کاری هم نداشتم ولی حالا این احمقا میخوان منو بکشن. یه در قرمز جلومه بهش میگن سرزمین خون. نمیدونم چطور جایه ایه به سرخی قلبم که دورشو گرفت سنگ ها به سرخی زبونم که چسبیده شد به گل های رز صحرا به سرخی خورشیدی که مردم احمقو خواهد سوزوند و میاد روز مرگبار. چاره ایه دیگه ای ندارم اگه نرم اینا منو میکشن حداقل نمیخام به دست یه مشت احمق بمیرم. افتادن. سرم. گیج میره قرص. جلوی چشمام دو نیم میشه وعده. میدن زندگی با هر نیم تبدیل به بهشتو جهنم میشه طلا. ساختن از سنگو سنگو طلا کردن ارزش گذاشته شد برای چیزای بی ارزش آخ سرم این دیگه چی بود واستا ببینم اینجا چرا... #Part1_redland

photo content

بدنم سرده هوا خیلی خنک و ملایمه نمیدونم اینجا چطوری اصن کارم به اینجا کشید چقد اینجا زیباست حداقل به زیبایی زندگی ای که نداشت
بدنم سرده هوا خیلی خنک و ملایمه نمیدونم اینجا چطوری اصن کارم به اینجا کشید چقد اینجا زیباست حداقل به زیبایی زندگی ای که نداشتم میخام فقط نفس بکشم خوبه. آسمان بهم نزدیک و زمین ازم دور میشه و من به سوی مرگ خواهم رفت ولی. سکوتی وهم‌آلود سراسر دشت رو فرا گرفته، انگار هیچ‌چیز در این جهان جز او و صدای آهسته‌ی باد وجود ندارد. نمی‌دانست چگونه به این نقطه رسیده انگار تمام تصمیماتی که گرفته بود تمام راه هایی که طی کرده بود اون رو به اینجا رسونده

#ZAZ_Part2 به خرگوش نگاه کردم. چی می‌شد اگه پدرم هم مثل این خرگوش بهم التماس میکرد تا نجاتش بدم شاید فقط یکم خشونت نیازه شاید
#ZAZ_Part2 به خرگوش نگاه کردم. چی می‌شد اگه پدرم هم مثل این خرگوش بهم التماس میکرد تا نجاتش بدم شاید فقط یکم خشونت نیازه شاید بعضی وقت ها صبوری و کوتاه اومدن راه چاره نیست. یه سیم چین از توی کشو میزم برداشتم و روی ناخون های پای خرگوش گذاشتم شروع کردم به کشیدن ناخون های خرگوش خیلی تکون میخورد و عصبانیم میکرد دلم میخواست مثل یه کار خاص جلو بره اما اون با تکون خورد هاش داشت عصابمو خورد می‌کرد. از گوش های خرگوش گرفتم و چند بار اون رو روی میز کوبیدم انداختمش زمین و لگدش کردم کامل خورد شده بود و استخون های نرمش توی بدنش تکون میخوردن. ناگهان مادرم در اتاق رو زد و گفت. ZAZ داری چه غلطی میکنی عقب مونده عقب مونده چند بار این کلمه رو بهم گفتی و من همیشه ساکت بود مادر شاید باید تو اولین خرگوش زندگی من باشی چی با خودت ور ور میکنی در رو باز کن تا ببینم اونجا که خبره` یه مداد از جامدادی برداشتم و رفتم سمت در پشت در قایم شده بودم در رو به آرومی باز کردم و مادرم وارد اتاق شد. دستم رو آروم به کمر مادرم زدم و مادرم به سمت من برگشت با نوک مداد ضربه محکمی به چشم چپ مادرم زدم و به روی زمین افتاد. ادامه دارد #ZAZ_part2

photo content

اگه دوس داشتید پارت 2 رو بزارم حمایت کنید🩶

سلام من ZAZ هستم و این داستان منه` وقتی بچه بودم دنیا رو زیبا نمی‌دیدم من یه مشکل داشتم البته مادر احمقم همیشه بهش می‌گفت مشک
سلام من ZAZ هستم و این داستان منه` وقتی بچه بودم دنیا رو زیبا نمی‌دیدم من یه مشکل داشتم البته مادر احمقم همیشه بهش می‌گفت مشکل. چشم های من هیچ رنگی رو جز رنگ خاکستری نمیدید و من همه چیز رو نقره ای می‌دیدم اولش فکر میکردم چقد بده که نمیتونم رنگ گل ها خورشید و موجودات به ظاهر زیبا رو ببینم اما بعداً فهمیدم که خوبی هایی داره اینکه هیچوقت مث مادرم با دیدن خون جیغ نمیزدم. پدر من یک شکارچی بود ما در کلبه ای وسط جنگل دور از هر انسان احمقی زندگی میکردیم همیشه شب ها میرفتم بیرون و با چاقوی شکاری پدرم بازی می‌کردم. یک شب خرگوشی رو دیدم که توسط یه روباه زخمی شده بود برش داشتم و آوردمش داخل کلبه داخل اتاق خودم در هارو قفل کردم و خرگوش رو روی میز گذاشته بودم. بهش نگاه میکردم خون های خرگوش برای من نقره ای بودن و یه چیز عادی بنظر می‌رسید خرگوش با چشم های پر از اشک بهم نگاه میکرد احساس لذت کردم که بهم التماس می‌کنه برای چند لحضع فکر کردم که چرا این حس بهم دست داده. پدرم تو یه زیر زمین با یه چوب دست چپمو شکست مادرم برام غذا درست نمی‌کرد و خیلی وقت ها غذا نمیخوردم هیچ دوستی نداشتم و تنها بودم ادامه دارد #ZAZ_part1

werewolf. گرگینه اطلاعات شخصیتی : مکان زندگی : نا معلوم در تمامی مناطق دنیا وجود دارند اما ریشه آنها از مصر می آید قد : 4-2 م
werewolf. گرگینه اطلاعات شخصیتی : مکان زندگی : نا معلوم در تمامی مناطق دنیا وجود دارند اما ریشه آنها از مصر می آید قد : 4-2 متر وزن : 200-130 کیلو گرم رنگ پوست : مشکی و قرمز درصد خطرناک بودن : 40 درصد نقطه ضعف : گرگینه ها نقطه ضعف های زیادی دارن که همین اون هارو ضعیف می‌کنه با اینکه سرعت و قدرت خیلی زیادی دارند اما کشتن آنها کار سختی نیست ولی بهترین راه برای کشتن آنها استفاده از گلوله یا تبر از جنس نقره است یا جدا کردن سر آنها از بدنشون توضیحات اصلی : گرگینه ها ریشه خیلی قدیمی دارند و موجوداتی هستند که زیر نور ماه به پدید می آیند خیلی از مردم فکر می‌کنند که انسان ها همان گرگینه هستند که این کاملا اشتباهه دشمن اصلی آنها ومپایر ها هستند گرگینه ها موجوداتی فاقد از احساس هستند و به هیچ گونه ای حتا گونه خود هم رحم نمی‌کنند. END

هر چقد تلاش میکنم نمیرسم به آسمان اون دور میشه. هر چقد دستو پا میزنم کار به جایی نمیره اون دور میشه. هر چقد سر صدا میکنیمو می
هر چقد تلاش میکنم نمیرسم به آسمان اون دور میشه. هر چقد دستو پا میزنم کار به جایی نمیره اون دور میشه. هر چقد سر صدا میکنیمو میکشم اربده صدام میشه کمتر اون دور میشه. هر چقد سریع تر میشم سریع تر میشه زمان مرگم اون دور میشه. دور میشه زندگی تلخم. دور میشه کودکی نحسم. دور میشه قلب من اما هنوز هستم. ارتفاع سرگیجه آدما زمینو غذا از همه میترسم. سقوط کردم به باور غلط سقوط کردم به آستانه های زندگی من همه چی میاد جلوی چشم سر درد سر گیجه حالت تهوع ترس تموم وجودمو فرا گرفته بود از یه ارتقاع خیلی بلند پرت شدم ولی الان به هوش اومدمو زندم آخه چطوری مهم نیست باید از اینجا خارج شم و یه ماشین پیدا کنم. سقوط کردم...

با ری اکشن و پخش کردن پست یکم بهم انرژی بدید تا تولید محتوا رو بیشتر کنم ممنون میشم ازتون❤️

Wendigo . وندیگو اطلاعات شخصیتی غذا : گوشت انسان قد : 5-3 متر وزن : 500-200 کیلو مکان زندگی : مکان اصلی زندگی او در آمریکا شم
Wendigo . وندیگو اطلاعات شخصیتی غذا : گوشت انسان قد : 5-3 متر وزن : 500-200 کیلو مکان زندگی : مکان اصلی زندگی او در آمریکا شمالی می‌باشد اما هیولایی هست که در دل شب در جنگل ها پرسه می‌زند ` درصد خطرناک بودن : 63 % نقطه ضعف : آتش توضیحات اصلی : هیولایی بین بومیان آمریکایی به سر زبان ها رشت کرد اون وندیگو نام داشت هیولایی که در دل شب برای شکار و گوشت انسان ها در جنگل ها پرسه می‌زند شکل این موجود نیمه انسان و نیمه گوزن است او تقریبا نامیرا و تنها چیزی که اورا می‌ترساند و نابود میکند آتش است افسانه ای که حتا تبدیل به بیماری ای برای. انسان ها شد که نام آن بیماری ( بیماری روانی جنون وندیگو ) نام دارد که فرد مبتلا علاقه ای زیادی به خوردن گوشت انسان پیدا می‌کند. END

#Spot

Spot توضیحات اولیه : موجودی که هیچ جهانی نداره تقريبا نامیراست قدرت نامحدودی داره و هیچ جسم روحی نداره چون هیچ ساختار اتمی ای
Spot توضیحات اولیه : موجودی که هیچ جهانی نداره تقريبا نامیراست قدرت نامحدودی داره و هیچ جسم روحی نداره چون هیچ ساختار اتمی ای نداره توضیحات ظاهری : قد - 186 وزن - 0 رنگ : حالت نرمال سفید و در حالت بقا به رنگ مشکی با لکه های سفید در میاد سیاره - زمین چگونه به وجود اومد Spot طی یک حادثه در یک آزمایشگاه از یک دانشمند به موجود تبدیل شد که با خلع های خودش میتونه تو تمام جهان ها پورتال باز کنه ولی اتفاق عجیب این بود که Spot هیچوقت از این قضیه راضی نبود.

خانم ها و آقایان تا دقایقی دیگر یکی از تاریک ترین شخصیت های این جهان را به شما معرفی خواهیم کرد
خانم ها و آقایان تا دقایقی دیگر یکی از تاریک ترین شخصیت های این جهان را به شما معرفی خواهیم کرد

Voice message00:16

...

Voice message00:14

Voice message00:50