697
Subscribers
-724 hours
-187 days
-4330 days
Posts Archive
694
وای😭 دو متر قطع داشت من عملا تا کمرش بودم
عوضیه هیز برگشت گفت خیلی کوچولویی واسه کار رکدن
694
عوضی
این چه وعض دوست شدنه
انقدرم استرس داشت. وقتی دستمو گردفت نبضشو حس مبکردم😐
بابا نکنین
اینطوری دوست نمیشن جدی
694
وای خیلی بد بود چندبار دستمو کشیدم بعد دستمو کالم تو دستش کگگرفت وای
میخوام دستمو قطع کنم
694
از brt پیاده شدم برم سمت میدون آرژانتین یکی اومد سوال کرد که خیابون وزرا کدوم طرفه گفتم نمیدونم ولی این خیابون الونده. گفت پس آها چون به موازات الوند وزرا باید بشه.
گفتم خب پس اونوری باید برین.
بعد مرتیکه عوضی داشتم از خیابون رد میشدم اومد مچ دستمو گرفت. منم وسط خیابون نمیتونستم حرکتی بزنم.
برگشتم گفتم دستمو ول کن و اینا گفت نه خطرناکه بذار کمکت کنم. خلاصه اونور خیابون برگشت گفت اره دستات جقدر سرده و اینا (به توچه کونی)
همینطوری نگاش کردم بعد برگشت گفت من رشتم it عع تو رشتت چیه دانشجویی و اینا گفتم اره دارم میرم سمت بیمارستان کار دارم. گفت عع شیفت کاریت چه ساعتیه گعتم بستگی به روزم داره. گفت میشه شمارتو داشته باشم. گفتم نه و بعد فرار کردم🧍♀
694
منظورم نرها بود حالا اونایی که باید به خودشون بگیرن نمیگیرن کسایی که نباید بگیرن میگیرن
694
یکی تو مترو ولیعصر غش کرده بود نمیدونم باید میرفتم کمکش یا نه😭هی دو دل بودم پیاده شم یا نشم
