en
Feedback
02:08

02:08

Open in Telegram

‌همه چیز از 02:08 شروع شد بدون دوربین | همون که ناشناسه ‌

Show more
854
Subscribers
-324 hours
+27 days
+830 days
Posts Archive
تۆ چیی؟ خەونی یا ژانی؟ یەقینی یا گومانی؟

هفت سال پیش در چنین شبی در بازی رفت مرحله یک‌چهارم نهایی، کریستیانو رونالدو با ضربه قیچی یکی از بهترین‌ گل‌های تاریخ فوتبال را به ثمر رسوند. برای بچه‌های همسن ما که با کارتون فوتبالیست‌ها بزرگ شدن، زدن یک ضربه برگردون بی نقص خیلی رویایی بود و چه خوب که تونستم این صحنه رو زنده ببینم. چه‌قدر خوش شانس بودیم که تونستیم این قیچی رو با همون کیفیت مورد انتظار، توی دنیای واقعی اونم به یکی از بهترین دروازبانان تاریخ ببینیم. رونالدو با این پرش فوق العاده دروازه جانلوییجی بوفون رو باز کرد و تحسین جهانیان رو برانگیخت و اثر زیادی رو ذهن مردم گذاشت. درحدی که بعضی اساتید دانشگاه سرعت شوت رونالدو رو زمانیکه قیچیو زد محاسبه کنن و زمان سپری شده از لحظه شوت تا گذشتن توپ از خط دروازه بوفون رو بدست بیارن‌. این گل نه‌تنها هواداران رئال مادرید، بلکه حتی تماشاگران یوونتوس را نیز به تشویق واداشت این شما و این کریستیانو رونالدو 🔥⚽️

Shadows & Lights in B&W World Ferdowsi University - Mashhad Feb 24
+5
Shadows & Lights in B&W World Ferdowsi University - Mashhad Feb 24

دلم برای گرگان تنگ شده

دلم برای گرگان تنگ شده

photo content

Repost from 02:08
Newspaper, Oldman, Street Gorgan Oct 24
Newspaper, Oldman, Street Gorgan Oct 24

بفرست ناشناسم. نمیخونمش تو هم خالی شدی

تعطیلات خیلی بهم ریخته ای بود دلم میخواد می‌تونستم با یکی راجب اتفاقاتی که افتاده حرف بزنم و اون شخص قضاوتم نکنه و کمی هم میترسم از اینکه شاید بعداً چه فکری راجبم بکنه

اره اگر خودم چیزی بگم اوکیه. ولی وقتی خودم نگفتم و ازم میپرسن، یه جوریه واسم

از اینکه کسی از کارت سردربیاره بدت میاد؟

البته بغیر از پول، ویزا هم میخواد😂

تاجیکستان. ازبکستان. عمان. مراکش. اردن. سوییس. اتریش. هلند

اگه پول بی نهایت داشته باشی کجا میری سفر؟

این دیگه خیلی شخصیه اما هرچی هست راضیم

اون تنهایی رو که اره بسته به شرایطه، اما تنهایی اونجوری منظورم. عاطفی مثلا چه بدونم.

از وقتی که لذت تنهایی رو چشیدم، هیچوقت خسته‌ام نکرد

آدما خستم میکنن نه تنهایی مثلا توی همین سفر آخر، مجبور بودم به مدت سه شبانه روز با زبان غیر مادریم حرف بزنم و چون فقط من بلد بودم، تمام سفر رو من حرف زدم و الان بشدت اجتماع گریزم و دلم میخواد برگردم خونه و چند روز برم خونه تو اتاقم تنهای تنها باشم

کلی. احساس میکنم تنهایی‌. و درسته که باهاش اوکیی، ولی خستت نمیکنه؟

اینجا بیستونه