رَها.
Open in Telegram
234
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
234
من اینجا بس دلم تنگست.
و هرسازی که میبینم بد آهنگ است.
بیا ره توشه برداریم،
قدم در راه بی برگشت بگذاریم؛
ببینیم اسمان هرکجا آیا همین رنگ است؟
-ماث234
بیثمر هر ساله در فکر بهارانم ولی
چون بهاران میرسد، با من خزانی میکند.
طفل بودم، دزدکی پیر و علیلم ساختند.
آنچه گردون میکند با ما نهانی میکند.
-شهریار234
هر حکایت دارد آغازی و انجامی،
جز حدیث رنج انسان، غربت انسان
آه! گویی هرگز این غمگین حکایت را
هرچهها باشد، نهایت نیست.
-ماث234
ماجراها گونهگون و رنگ وارنگست.
راه ها بنبست،
عرصه ها تنگست.
هر شکستی قصهای دارد، صدایی نیز.
و همیشه سنگ های آسمان هارا
با سبوهای زمین جنگ است.
-ماث234
سر کوه بلند آهوی خسته
شکسته دست و پا ، غمگین نشسته
شکست دست و پا درد است ، اما
نه چون درد دلش کز غم شکسته
-ماث