189
Subscribers
No data24 hours
-47 days
-930 days
Posts Archive
189
ما آینه در آینه در آینه بغضیم
ما حنجره در حنجره در حنجره دردیم
هر روز غم تازهتری آمد و نگذاشت
دنبال غم کهنه دیروز بگردیم ..
189
Repost from سرخ رگ
من پریشان تر از آنم که تو میپنداری
شده آیا ته یک شعر ترک برداری
شده آیا به تماشای خودت بنشینی؟
دست برداری از این قصهً خودکم بینی
شده از قیلِ من و قالِ دلت جار زنی
چنگ بر خود بکشی جای سخن زار زنی
شده از اشک نگاهت تو خساست بینی
شعر را خاک و در اندوه غزل بنشینی
شده آیا که تو با سایهً خود قهر کنی
او شکر بر لبش و کام خودت زهر کنی
شده در کوچه به یک خاطره برخورد کنی
روبگیری زخودت اخم برآوُرد کنی
شده امروز به خود وعدهً دیروز دهی
سره دل شیره بمالی قولِ نوروز دهی
شده تا چشمه روی تشنه همی بازآیی
وقتِ آبستنیِ عشق بگویند بتو نازایی
شده از کرده پشیمان شوی و اما باز
چشم بازی به گناهی که نبودش آغاز
شده شاهی کنی و باز گدایش باشی
او صدایت نزند. ..باز صدایش باشی
شده از پنجره ها عشق طلبکار شوی
رختِ قانون به تنت باشد و عیار شوی
شده از کارِ خداوند تو حیران گردی
نوبتِ خندهً تو باشد و گریان گردی
نشده ، میشود اما، که شاید و اگر
این جهان نیست بجز چرخهً اما و مگر
این جهان را به تو بسپردم و دیدی که نشد
شک نکن میشود این ناشده هایی که بشد
