en
Feedback
پژاره.

پژاره.

Open in Telegram

- پَژاره؛ به زبان لَکی یعنی دلتنگی شبانه. از تَبارِ بغض‌هایِ نجیب.

Show more
280
Subscribers
-624 hours
+257 days
+2130 days
Posts Archive
- عشق، مگر حتماً باید پیدا و آشکار باشد تا به آدمیزاد حق عاشق شدن، عاشق بودن بدهد؟ گاه عشق گُم است؛ اما هست. هست؛ چون نیست! عشق، مگر چیست؟ آنچه که پیداست؟ نه! عشق اگر پیدا شد، که دیگر عشق نیست! معرفت است. عشق، از آن رو هست؛ که نیست! پیدا نیست و حس می‌شود. می‌شوراند. منقلب می‌کند، به رقص و شلنگ‌اندازی وا می‌دارد. می‌گریاند. می‌چزاند. می‌کوباند و می‌دواند. دیوانه به صحرا!
- جای خالی سلوچ.

- باگ زندگی اینجاست که بعضی وقتا به تلاشت ربطی نداره، بخواد نشه نمیشه و نمیشه..!

photo content
+1

photo content
+1

چقدر زیبا، ممنونم. :)

Repost from N/a
درود. این پیام رو فوروارد کنید تا بگم روحتون متعلق به کدوم شهر یا کشوره. ‌ پاسخ ها. | اگر کسی جا مونده اطلاع بده.

Repost from "آبـان"
در بی حوصله‌ترین، کلافه‌ترین، کم صحبت‌ترین، اجتماع گریزترین و دل گرفته‌ترین ورژن خودمم.

آینه هیچ‌وقت دروغ نمی‌گه. فقط نمی‌تونه توضیح بده که چرا چشم‌های یه آدم از همه جای صورتش خسته‌ترن.

- در ورای این زمینی که رویش زندگی می‌کنیم نه سعادتی هست و نه عقوبتی. گذشته و آینده دو عدم است و ما بین دو نیستی که سر حد دو دنیاست دمی را که زنده ایم دریابیم؛ استفاده بکنیم و در استفاده شتاب بکنیم.

- من قبلا خیلی اجتماع گریز بودم. یه مدت سعی کردم وارد اجتماع بشم‌ ببینم چطوریه شاید نظرم عوض شد. بعد که اینکار رو کردم دیگه اجتماع گریز نبودم، اجتماع ستیز شدم.

- من رها کردم، پیشنهاد می‌کنم شماها هم رها کنید. کم کم خوشگل تر می‌شید، خوشحال تر می‌شید، پوستتون بهتر می‌شه، لبخندتونم برمی‌گرده.

شجریان-کلهر ره میخانه.mp314.54 MB

- اما اگر حالم را بپرسی، ساعت‌ها برای تو خواهم گریست...
- اما اگر حالم را بپرسی، ساعت‌ها برای تو خواهم گریست...

- بنگر ز جهان چه طَرْف بربستم؟ هیچ، وَز حاصلِ عمر چیست در دستم؟ هیچ، شمعِ طَرَبم، ولی چو بنشستم، هیچ، من جامِ جَمَم، ولی چو بشکستم، هیچ.
- خيام.

- ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم وین یکدم عمر را غنیمت شمریم فردا که ازین دیر فنا درگذریم با هفت هزار سالگان سر بسریم
- خيام.

- گویند بهشت و حور و کوثر باشد جوی می و شیر و شهد و شکر باشد پر کن قدح باده و بر دستم نه نقدی ز هزار نسیه خوش‌تر باشد
- خیام‌‌.

با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر هیچ‌کس! هیچ‌کس اینجا به تو مانند نشد هرکسی در دل من جای خودش را دارد جانشین تو در این سینه خداوند نشد خواستند از تو بگویند شبی شاعر‌ها عاقبت با قلم‌ شرم نوشتند: نشد!
- فاضل نظری.

- به خداحافظی تلخ تو سوگند، نشد که تو رفتی و دلم ثانیه‌ای بند نشد لب تو میوه‌ی ممنوع، ولی لب‌هایم هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند، نشد

باهام قهرین بچه‌ها؟

امشب هستین شعر بخونیم باهم؟