Lyra
Open in Telegram
251
Subscribers
No data24 hours
-77 days
-8430 days
Posts Archive
251
یادش نداده بودند که وقتی غمگین است حرف بزند و چیزی بگوید، همیشه گوشهای تنها و ساکت میماند و احساساتش را مخفی میکرد.
251
دلم دارد میترکد، هیچوقت این طوری نشده بودم. اینقدر تلخ و بیهوده، یک چیزی را از من گرفتهاند، نمیدانم چه کسی و کجا و چرا؟
251
از لحاظ جسمی، از لحاظ روحی، از لحاظ روانی و از هر لحاظ دیگهای که تو این دنیا وجود داره، خستهام.
251
گفت:
- باور کن منظوری نداشتم.
+ منظوری نداشتی؟میدانی من هربار با شنیدن حرف هایت چه حسی پیدا میکردم؟ دلم میخواست انگشت کنم داخل گلویم و تمام خودم را بالا بیاورم...
تمام وجودم و هویت و روحم را تا شاید تبدیل به کسی شوم که هیچ کدام از آن حرف ها ربطی به اون ندارد. اینقدر از خودم متنفر میشدم! چطور میتوانی بگویی منظوری نداشتی؟!
251
من خودمو، از تو یاد گرفتم. چطور میتونم فراموشت کنم، چطور میتونم برگردم به اون منِ قبل تو. چطور میتونم تظاهر کنم هیچوقت اتفاق نیفتادی، چطور خودمو اون شکلی تدریس کنم به من، که بی توام بر بیاد از پس شب و غم.
251
برعکس تو من واست خیلی شجاع بودم.
دست من نبود من نخواستم برم، من جونم کنده شدو قلبم جا موند ولی دیگه نمیکشیدم، دیگه نمیتونستم ،سخت بود.
اینکه عشق بدیو عشق نگیری خیلی اذیت کننده بود.
251
دل کندن از تویی که ی روزی همه چیز من بودی، تویی که یدونه من بودی سخته و احتمالا هم قرار نیست هیچ وقت از پسش بر بیام. اما منم دیگه خیلی خستم از منتظر بودن واسه درست شدن وضیعتمون خستم.
251
ولی خب سخته که هیچ وقت نه اونقدر باهوش نه اونقدر خوشگل نه اونقدر سرگرم کننده و بامزه کلا هیچ چیزیت خاص و به یاد موندنی نباشه
دیدی بعضیارو نمیشه فراموش کرد؟من اصلا از اون مدل آدما نیستم اینطور که از تجربه هام فهمیدم خیلی راحت میشه ازم گذر کرد و کلا فراموشم کرد.
