en
Feedback
بادِ بهاری.

بادِ بهاری.

Open in Telegram

تمایل به خاموشی در پس ذهنی نا‌آرام.

Show more
1 020
Subscribers
+124 hours
-57 days
-2430 days
Posts Archive
رعیت چو بیخ است و سلطان درخت درخت، ای پسر، باشد از بیخ سخت
سعدی

دین را ساختند تا فقیر به جای اعتراض، دعا کند.

در این وطن، با وفاتر از غَم کیست؟

نمی‌توان بی‌طرف بود؛ در قطاری که به سوی فاجعه می‌رود.

چون چرخ به کامِ یک خردمند نگشت خواهی تو فلک هفت شمر‌، خواهی هشت چون باید مرد و آرزوها همه هشت چه مور خورد به گور و چه گرگ به دشت‌!

گفته بودند که سازیم وطن همچو بهشت؛ دوزخی پر ز بلایا و عذابش کردند.

هر نفسى كه آن رسد كار دلم به جان رسد گرچه زپا درآمدم جان سرم به جان تو

Ajab Oumadi.mp311.22 MB

حرف های زیادی باهم داریم؛ حرف های زیادی برای نگفتن…

درخيالات خودم در زير بارانى كه نيست مى‌رسم با تو به خانه، از خيابانى كه نيست مى‌نشينى روبه‌رويم خستگی در ميكنى چای مى‌ريزم برايت توى فنجانى كه نيست باز ميخندى ومیپرسی كه حالت بهتر است؟ باز ميخندم كه خيلى... ! گرچه ميدانى كه نيست شعر ميخوانم برايت واژه‌ها گل مى‌كنند ياس و مريم مى‌گذارم توى گلدانی كه نيست چشم مى‌دوزم به چشمت، مى‌شود آيا كمى دست هايم را بگیری بين دستانى كه نيست؟ وقت رفتن مى شود با بغض مى‌گويم نرو پشت پايت اشك مى‌ريزم در ايوانى كه نيست مي‌روى و خانه لبريز از نبودت ميشود باز تنها ميشوم با ياد مهمانى كه نيست

دستِ دعا سویِ تو بردم شبِ آرزو باشد که ستاره‌ای، راهِ دلم را بداند

من از لجاجت این روزگار می‌ترسم به لب نمی‌برم آن ‌را که آرزو دارم…

یادگرفتم بعضی از آدما اگه دوباره بیان دیگه چیزی اضافه نمی‌کنن؛ فقط یه چیزایی رو ازت کم می‌کنن. و من این دفعه کم شدن رو انتخاب نمی‌کنم.

بعضی از آدما مارو صادق تر نمیکنن؛ بی‌پناه ترمون میکنن. و من دیگه طاقت بی‌پناه بودن آگاهانه رو ندارم.

16 - Arianfar.mp311.66 MB

دامن شادی، چو غم، آسان نمی‌آید به دست پسته را خون می‌شود دل، تا لبی خندان کند

photo content

برآی ای صبحِ مشتاقان اگر نزدیک روز آمد که بگرفت این شبِ یلدا ملال از ماه و پروینم

Amir-Tataloo-Shabe-Yalda-320.mp315.92 MB

photo content