en
Feedback
بادِ بهاری.

بادِ بهاری.

Open in Telegram

تمایل به خاموشی در پس ذهنی نا‌آرام.

Show more
1 019
Subscribers
No data24 hours
-67 days
-2830 days
Posts Archive
من و دل بریدن از تو؟ چه محالِ خنده داری که کسی ندیده کافر، به اقامه‌ی نمازی!

من از اهالی ای‌ کاش های بی ثمرم اگر تو خسته ای از من، من از تو خسته‌ترم

چراغ‌های کوچه‌را شکسته‌اند… زورشان به صبح که نمی‌رسد، درخت‌های‌ قد کشیده‌را سر زدند… زورشان به جوانه که نمی‌رسد… زمستان است زمستان است، قبول؛ زورشان به بهار که نمی‌رسد…

شاید سخت، اما امید است به پایانی زیبا.

صد طبیب آمد، ندانست دردِ این شوریده را کیستی تا آمدی صد دردِ ما درمان بشد؟

گویی قمارخانه‌ی هیچ است روزگار هربار شادمان شدم از برد، باختم…

خداحافظی کردن با تورا به من نیاموخته‌اند، خودشان می‌دانند که من همیشه راهی برای بازگشت به سوی تو خواهم یافت.

photo content

Repost from "صَنَم"
"که مرا جان به لب امد ز خیالات محال..."

تا تو بودی در شبم من ماه تابان داشتم رو‌به‌روی چشم خود، چشمی غزل‌خوان داشتم حال اگرچه هیچ نذری عهده دار وصل نیست یک زمان پیش آمدی بودم که امکان داشتم ماجراهایی که با من زیر باران داشتی شعر اگر میشد قریب پنج دیوان داشتم بعد تو بیش از همه فکرم به این مشغول بود من چه چیزی کمتر از آن نارفیقان داشتم؟ ساده از "من بی تو میمیرم" گذشتی خوب من! من به این یک جمله ی خود، سخت ایمان داشتم لحظه ی تشییع من از دور بویَت می‌رسید تا دوساعت بعدِ دفنم همچنان جان داشتم

اگر روابط انسانی انقدر پیچیده نبود؛ چای‌ام را در دست می‌گرفتم و به سمت خانه‌ات می‌آمدم و از تو میخواستم که تمام زندگی‌ام باشی…

شب برای خواب و رویا بود؛ نه تکرار فکرهایی که تمومی ندارن.

با هر نخی نباید رویا بافت.

کارم شده با یاد تو شب را سحر کردن با حسرت و دلشوره و اندوه سر کردن دیگر سراغ از روز برگشتت نمی‌گیرم دلسردم از هربار اما و اگر کردن بعد از تو آرامم اگر قدری زمان‌گیر است از لحظه‌ی نوشیدن سم تا اثر کردن تو آفتاب داغی و من یخ‌فروشی پیر از همنشینی با تو شد سهمم ضرر کردن پا پس کشیدم از مسیرت چون منِ خسته مانند سابق نیستم اهل خطر کردن

photo content

در مردمک دیده وطن ساختمش. قدر ندانست؛ چو اشک از نظر انداختمش.

کاش پیرتر بودیم؛ مثل ریشه ها. یا جوان‌تر بودیم؛ مثل شاخه ها. اینجا که ما ایستاده‌ایم؛ فقط تبر می‌خورد.

هم از پس تنهایی بر میام و هم تنهایی از پسش برمیام.

کاش هیچ‌کدام را نبودم.

زنده‌ام و غمگین.

بادِ بهاری. - Statistics & analytics of Telegram channel @ta_ce_ndaa