en
Feedback
ایالت متحده دینگو ۴۰۱

ایالت متحده دینگو ۴۰۱

Open in Telegram

هیچی والا سلامتی تماس با ما @DingoEntbot

Show more
1 435
Subscribers
-224 hours
-177 days
+8130 days
Posts Archive
شب بخیر جینگولیا شب بخیر دینگویز

وای بلاخره تایم خواب

یه دوستمون اینجا هم قرار بود فیکشن مصری بنویسه

[ناشناس] بحث فیکشنا داغ بود ولی اسهال اجازه نداد همون موقع بیام بگم😂هرچند از بحث گذشته ولی بزار بگم یه فیکشن هست داستان ی دزد دریایی جوون و جسور و جذاب و همه‌چی تموم که شاهزاده یه کشور رو تو کشتیش زندانی میکنه و آقا دیگه این دزد دریاییمون فقط دعوا و تحقیر این شاهزاده جوون و خوشگلمون تااا زمانی که بالاخره یکم باهم میسازن و همدیگه رو میشناسن و کلی ماجرای جالب تو کشتی پیش میاد که من این فیکشنو خیلیی دوس دارم نمیدونم نسخه اصلیش هم واسه کدوم کاپله در واقع با کلی کاپل دیدم گذاشته بودن. یه نسخه‌شو با کاپل گروه گاتسون دیدم. یجا دیگه کلا همه‌ی شخصیتا گروه اکسو بودن یجا دیگ حتی وان‌دایرکشن بود. 🦊: فیکشن گاتسون هم داشتیم ینی؟ اونجا میگفتن کی در کی میذاره

آیم درانک #میجان

خیلی خوابم میاد و لای مقالات دارم میخرم قطعا دارم متوجه نمیشم که چی میگم ولی آره

نمیدونستم لذتی که در کینه ای بودن هست در خونسردی هم هستا ولی خب

بح بح یه چند نفر دیگه لفت دادن میریم که بلاک کنیم

غلطی میکنی که میگی نمیتونم انجامش بدم و سخته الان میرم انجامش میدم

من از اینکه برده این کاری که تو سرمه انجام بدم ولی ازش میترسم باشم خستم.

[ناشناس] https://t.me/dingoent/50814 خواستار ادامه تق... 🦊: به کسی نگین ولی فکر کنم سحر حالش خوب نیست

آدمی که به اندازه من کار داره واقعا زشته بگه حوصله ام سر رفته

حوصله ام سر رفته ✨

[ناشناس] خب جونگو بطور وحشتناااااک تحت تاثیر این پدرسگ بود و اونم قشنگ لذت میبرد از اینکه اینطوری تو کنترلش دارتش(فقط تو تخت بودن منظورم نیس) مثل بازی بود براش بازی روانی داشت دیگه یجوری بازی میکرد جونگکوک فکر میکرد مقصره و برای جبرانش تن به هرچی اون میگفت میداد و بار اخر یجوری میگیره می_ که جونگو باواون وضعی که گفتم میبرن بیمارستان و بعد ولش میکنه اینم غرق میشه تو بدبختی و حس بی ارزشی و فلااان بعد وارث شرکت پدرشه اگهی میزنه واس بادیگارد از اونور تهیونگ از یه خانواده فقیر بدبخته که بچه برادرش سرطان داره یا همچین چیزی پول دکترش رو ندارن این اگهی رو میبینه تو باشگاه دوستش فکر کنم و میره واس مصاحبه و.... 🦊: خب تا اینجاش منطقی بود

سکانس اول: یک آلت تناسلی بریده شده تو دهن جونگکوک بود و تخم چشمش درومده بود ولی در کناره مه اینا چون درباره موارد آناتومی و پزشکی صحبت میکرد خیلی کمک کننده بود واقعا فیکشن جالبی بود 👍

اون چهار خطی که نوشتی و سعی کردی کصشر خط اول رو کاور کنی هم تاثیربرانگیز بود

🤢🤢🤢🤢🤢🤢🤢🤢🤢🤢🤢🤢🤢🤢🤢🤢🤢🤢🤢🤢🤢🤢🤢🤢🤢🤢🤢🤢

[ناشناس] https://t.me/dingoent/50808 سکانس اول: جونگکوک تو بیمارستان با پارگی مقعد و چهار سانت بیرون زدگی روده و کلی کبودی بستریه! یعنی درشو باز میکنی یهو این میاد تو صورتت ولی در کنار صحنه های دارکش ژانر روان شناختی بودن داشت جوری که یسری آدم مریض  و روان پریش که بقیه رو از لحاظ جسمی و ذهنی برده میکنن( همون دام و ساب بودن) رو نقد میکرد و مشکلات روانی که برای این ادما پیش میومد جونگکوک هم قربانی نامجون که معلم شناش بود، شده بود 🦊: 🤢🤢🤢🤢🤢🤢🤢🤢

[ناشناس] https://t.me/dingoent/50806 میجانی امپراطوری من تختمه رو ببینی چی میگی! کرک و پرات میریزه 🦊: اینو شوخیه وقتی بچه بود میخوندش برام تعریفش کنین

[ناشناس] از موقعی که دیگه جکسون پارتی نگرفت برکت از فیکشن‌ها رفته 🦊: وای شت 🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣😃🤣😃🤣😃😃🤣