"𝗧𝗵𝗲𝗿𝗲'𝘀 𝗻𝗼 𝗵𝗼𝗺𝗲
Open in Telegram
281
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-2230 days
Posts Archive
Repost from N/a
هر دفعه که مرا میرنجاندی، هیچ اهمیتی نمیدادی که تا چه حد شکسته و غمگین هستم. من همیشه تک و تنها در گوشهای سعی میکردم تو را ببخشم، و با هر بار بخشش فاصلهام از تو بیشتر میشد.
خاکسترِ خاموشی در رگهایم تهنشین شده و
در عمقِ این درد، عطشی هست که بهطورِ مسخگونهای از زخمها شادی میجوید ..
هرکس مطابق افکار خودش دیگری را مسخره میکند،
زبان آدمیزاد مثل خود او ناقص و ناتوان است .
