en
Feedback
جانشین‌من

جانشین‌من

Open in Telegram

http://t.me/HidenChat_Bot?start=1627358504 Tell me about something that is going on in your heart

Show more
Iran222 741The category is not specified
211
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-1230 days
Posts Archive
پروانه‌ی سفیدم، راستش را بخواهی در این روزهای تیره و تاریک بیش از هر زمانی تو در ساختمان نصفه نیمه احساساتم بال میزنی. تو راست میگویی،سال‌های قبل پروازِ پروانه خانه‌ی گَرد گرفته‌ی قلبم را روشن می‌ساخت و اکنون تا نامِ تو می‌آید بردوش برگ‌های رهگذر مینشینم و به جنگل‌‌های دور فرار میکنم؛ جایی که به طلوع خورشید خیره میشوم و نیامدنت را آرزو میکنم. میدانی چه میخواهم؟ فرا رسیدن غروب، چرا که برخلاف گفته‌هایم دلتنگِ اغوش غریبانه‌ی تو هستم، برخلاف گفته‌هایم زندانِ طلوع را لعنت میفرستم که مرا از تو دور کرده است، برخلاف گفته‌هایم گاه‌ها به دنبال شیشه‌های نفرین شده برای کامل کردن ساختمانی که به نامِ تو رقم خورده است، میگردم. میدانم که هیچ‌گاه نامه‌های درون قفسم به دست تو نمیرسد پس از گل‌هایی که به یادگار تو نگه‌ داشته‌‌ام میگویم، از آخرین اغوشت که ماه‌هاست به آن فکر میکنم، از لمسِ دستانت زمانی که اشک‌های غوطه‌ور بر روی گونه‌ام را نوازش میکردی. میبینی پروانه‌ی من؟ من تمام تاریخ‌ها،روزها‌ و ثانیه‌هایی که در کنار تو گذرانده‌ام را در قفس آهنینِ مغزم حبس کرده ام و اما تو چی؟ تو چطور؟ آیا چیزی به یاد داری؟ از اولین روزی که درون قلبم جوانه زدی و تا امروز که درخت احساساتم از رشد تنفر پیدا کرده است. تنها یک سوال باقی میماند، من برای تو که بوده ام؟ شخصی که احساسات مقدست را می‌بلعد و تو هر روز به رفتن آن فکر میکنی؟ به من بگو پروانه‌ی سفیدِ من.

photo content

و من درون اتاقِ گمشده‌ی نداشته‌هایم در میان کوهی از حسرت‌هایم، به دنبال تو میگردم.

photo content

1|7 - Thinking About You - Edwin Raphael (320).mp32.72 MB

Today is my birthday and I should definitely write a little about me and the promises I made to her, but unfortunately my pen wants to write about you all the time. First of all, these two months were the best time of my life because I met you, because you showed me a colorful world. You were hurt a lot and you never show it, but I am always by my side in any situation and I am proud of you. I used to blow out the cake candle hoping for good days, and I found good days in your eyes this year.

photo content

به تو مینگرم، آسمان سرخ میشود، ابر ها زرد، چمن نارنجی و خورشید نور آبی را در اسمان نشان میدهد. به لبخند روی لبت توجه میکنم، و اکنون خوشحال ترین هستم و آن پروانه ی نارنجی دورنِ من پرواز میکند؛ پس لطفا برایم بخند، لطفا خنده ی شیرینت را ز من دریغ نکن که تنها برای او زنده مانده‌ام. از روزهای خوبی که با لبخندت گذرانده‌ام به نگرانی های مسخره آینده‌ام.

photo content