en
Feedback
جانشین‌من

جانشین‌من

Open in Telegram

http://t.me/HidenChat_Bot?start=1627358504 Tell me about something that is going on in your heart

Show more
Iran222 741The category is not specified
211
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-1230 days
Posts Archive
photo content

AudioCutter_تو تاریکی the darkness.mp31.01 MB

تمام نبوده هایم ای کاش سیمرغ بودم، افسانه. ای کاش دایناسور بودم، انقراض. ای کاش قوری بودم، ترک. ای کاش برگ بودم، باد. ای کاش کاغذ بودم، مچاله. ای کاش مداد بودم، شکسته. ای کاش متن بودم، پاکن. ای کاش تاریخ بودم، زمان. ای کاش موج بودم، دریای چَشمانت. ای کاش خال بودم، صورتَت. ای کاش مرهم بودم، زخم هایت. ای کاش لب بودم، خنده هایت. ای کاش سیگار بودم، ریه هایت. ای کاش بغض بودم، گلویت. ای کاش کتاب بودم، نگاهت. ای کاش پیراهن بودم، تنت. ای کاش قرمز بودم، گونه هایت. ای کاش ابرو بودم، سایه بان چشمانت. ای کاش بند بودم کفش هایت. ای کاش رویا بودم، خواب هایت. ای کاش مشوش بودم، شب هایت. ای کاش خون بودم، رگ هایت. ای کاش درد بودم، افکارت. ای کاش اشک بودم، چشمانت. ای کاش نوازش بودم، موهایت. ای کاش عطر تنت بودم، ماندگار. ای کاش نجوا بودم، گوش هایت. ای کاش آرامش بودم، آغوشت. ای کاش ایمان بودم، خدایت. ای کاش ابلیس بودم، گناهت. ای کاش او بودم، تمامَت. -ساره

photo content

مرگ خدایی یا سیاست انسانی؟ توطئه ای بزرگ یا هوس رودخانه؟ بیماری ای از پیش یا نسخه ی اشتباهی؟ گمان میکنم انتخاب آدمیان مرگی واضح و بی داستان است، چرا که در طول مدت بیش از چندها بی گناه در گذشته اند و هیچ از آنها نکرد. میخواهم برایتان داستانی طنز بگویم، در یکی از روزهای خداوند بزرگ، زندگی کننده میان راز و آرزوها، نویسنده ای که برای پا به جهان گذاشتگان می‌نوشت، درحالی که ترس اعماق آب وجودش را می‌جوید هوس پا گذاشتن به رودخانه کرد و میدانید چه شد؟ پیکر بی جانش هدیه ای از رودخانه و مرگِ شاهدانِ لحظه ی پروازش هدیه ی پروردگار بود. راستش را بخواهید امشب خوشحال هستم و خواب به چشمانم نمی‌آید یا بهتر است بگویم خواب را درحال دزدی خوشبختی هایم دیده ام و او تمام مدت ز من فراری است؛ پس میخواهم خوشحالی ام را با شما در میان بگذارم. پس از هدیه ی آب ‌ها، کتاب‌ ها شخص دیگری را روانه جایی بهتر کردند، جایی دور از انسان‌های پلید و نقشه های بدتر از خودشان. کتاب کسی را بدرقه کرد، آب جسد هدیه داد و هنوز داستان‌های دیگری برای گفتن دارم، دکتری که نتوانست خود را درمان کند، شاعری که شعرهایش از تیترها به یادها پیوست و پیرزنی که تن کبود کابوس شب هایش شد. میدانی در آخر به چه خواهیم رسید؟ پدر بی پسر؟ یا پدری که پسر خود را به مرگ دعوت کرد؟ داستان به کجا ختم میشود؟

photo content

Age Farda Bi Man Shoroo Shod [Prod. Saeed Dehghan].mp39.22 MB

با تو سخنِ آنچنان نگفته و روزهای زیادی را در کنار تو سپری نکرده، اما اکنون که ز میان ما پر زده ای دلتنگ تمام کارهای نکرده‌یمان و حتی اشنا نشدنمان هستم. بعد از دیدن لبخند تو، تنها گذر میکردم اما در این حال در حسرت لحظه ی دیگری به پنجره چشم میدوزم. خدایِ عزیزی که هرگز به او باور نداشته‌ام، هیچ زمانی برای اشنا شدن من و تو در کتابش ننوشت و این من هستم که به دنبال پروانه های آبی میدوم؛ تا شاید که خدا از روح تو در آنها دمیده باشد. هر لحظه از زندگی معنای پروانه را چیزی گذاشته‌ام، اما که میداند که پروانه‌ها از این ثانیه به بعد تنها تو و عشق نام میگیرند چرا که تمام انسان ها تو را پروانه میداند و چه چیز پاک تر ز پروانه‌ ی من؟ دیگر رهگذر ها و لبخند انها اهمیتی ندارد، من تنها به دنبال شخصی همچون تو میگردم؛ نه تنها من بلکه گمان میکنم یک ایران درون دشت پروانه ها به دنبال تو میگردد. من و تو باهم مرده و تنها باهم به خاک سپرده نشده ایم. برای فرانه عزیزم.

photo content

هرگاه که چشمانم را باز میکنم خدا را شاکرم بابت وجود گرانبهای تو. همیشه تو را برای دیگر افراد آرزو میکنم. تو مانند مرحم بر تمام درد ها هستی تو دقیقا همان چیزی هستی که بهش نیاز دارم در هر شرایطی. آنقدر غرق چشمانت و عشق درون آن شدم که به خود مغرور شده بودم و فراموش کرده بودم من هم مانند دگر افراد انسان هستم. زمانی که زندگی ام وضعیت قابل تعریفی نداشت و من مانند کودکی بودم که هنگام تولدش در قطاری بود که مقصد آن سقوط از ریل بود در همان موقع چنانکه به پایان نزدیک بودم با وجود نفیس تو آغاز شدم. من در پایان آغاز شدم! برای درمان بدبختی و درد های بشر دوایی بهتر از تو وجود ندارد..! @Dirt1122

Everything is blue.

You know my name, and luckily we made some small memories together. I might say small memories, but you know? These memories are more than small. I can say that they make up my whole life, all the seconds are reduced to the same few memories and I am just denying it. Even that sweet day, oh sorry, I forgot, you don't know which day I'm talking about! The same day I drowned in the sea of ​​your eyes. Yes, you are right, I fell in love with the caress of the waves and now I am here; writing from you I don't know who you are, I just know that your smile is very beautiful and you hand that hide my favorite is very ugly! Damn god, I adore your smile and your blue eyes are the only things I swear by. for the only blue of my heart.

photo content

AUD-20201207-WA0633.mp311.24 MB

تا به کنون بارها درمورد آخرین روز زندگی‌ام نوشته و شخصی را از اسمان ارزو کرده ام؛ ولی هیچ از آنها تو نمی‌شود. آغوش تو را آرزو میکنم، و از خدایان توقف گردش خون درون رگ‌های زمان را میخواهم. دراین زمان که زنبورهای درون قلبم از تو میگویند، عنکبوتِ وحشت تارهای بغض را درون گلویم تنیده است. من تولدت را مقدس میدانم، چراکه وجودِ شیرین تو خانه‌ی سیاه سفید زندگی ام را به اغوش رنگ‌ها دعوت کرده است. یخچال خاطرات را بر روی میز زندگی می‌چیند و من تنها به آنها مینگرم. من هرگز تو را در آغوش نگرفته و در میان تارهای موهایت زندگی نکرده‌‌ام؛ اما در تمام روزهایی که به پشت سر گذرانده ام تکه های تو را درون قلب با خود حمل کرده‌ام. و در اخر ترجیح میدهم به جای یک تبریک کذایی بگویم که هر روز، روز توست و تولد تو بهانه‌ای برای فکر کردن به تو نیست، چرا که تمام ثانیه ها با تو چشمان تو به پایان میرسند و تنها تولدت مقدس ترین چیز درون زندگی‌ام است. برای ستاره‌‌ی قلبم. @hastile15

photo content

(My love) - Kisnou aK-WUegoNNE.m4a5.26 MB

I lost my tears, so I have to write. I have written about you many times, but there are still many things about you that I didn't say, maybe because you are inexhaustible. You and I were never together, or rather, we weren't together, it's not the fault of the hateful streets or anything like that, we just shouldn't be together because maybe you don't want to, maybe there's a better fool for you than me. Now that you are miles away from me, I can't say who is to blame, who didn't want you and me to be us, who wished we weren't together because only you went around to find happiness. You know, I tried many times to forget you, but unfortunately, my heart kept your face better than ever so that the hard days will survive with its memory. At that time, I could say that we can't be together, but unfortunately, this distance took away even the honor of seeing your eyes. In the end, I can only take care of yourself and hope you find happiness. For the dear hero of my life. With best wishes.

photo content

Nils-Frahm-Ross s-Harmonium-320.mp38.94 MB