『رویایِ من』
Open in Telegram
هم قدم با رویاها..!🌱 ارتباط با من: http://t.me/HidenChat_Bot?start=2070908400 کپی از پست ها ممنوع!
Show more1 288
Subscribers
+3024 hours
+247 days
-2030 days
Posts Archive
1 287
از اینکه ذره ای هرچند کوچیک حرفام حالتونو بتونه خوب کنه عمیقا خوشحال و ذوق زده میشم🥺🤍✨️
شماهایی که عزیزایِ دل من شدید🫂
1 287
در پاسخ این پیام نوشت:
کاش میدونستی که چقدر آرامشبخش بوده حرفات، چقدر قلبمو آروم کرده...خیلی ناز و لطیف بود...
از دعای قشنگت خیلی ممنونم ندیدمت، نمیشناسمت ولی خیلی دوستت دارم:))❤️
1 287
آدمی که باهام صادق نباشه، احساس خودبزرگ بینی داشته باشه و خیلی خودشو نسبت به بقیه بخواد بالا بدونه ووو آدمی که حسادت داشته باشه چون حسادت چیزیه که از کوچکترین رفتارو،حرف میشه فهمید و اگر ذره ای احساسش کنم قطعا دیگه با اون آدم ادامه نمیدم.
1 287
آدمی که باهام صادق نباشه، احساس خودبزرگ بینی داشته باشه و خیلی خودشو نسبت به بقیه بخواد بالا بدونه ووو آدمی که حسادت داشته باشه چون حسادت چیزیه که از کوچکترین رفتارو،حرف میشه فهمید و اگر ذره ای احساسش کنم قطعا دیگه با اون آدم ادامه نمیدم
1 287
امشب حرفاتونو با جون و دل پذیرا هستم میتونه درباره هرچیزی باشه🙂↔️
http://t.me/HidenChat_Bot?start=2070908400
1 287
عشق من، خیلی فکر کردهام و به این نتیجه رسیدهام که اتفاقاتی که ما فکر کردهایم ضد ما هستند فقط مقدر شدهاند تا به ما کمک کنند که احساس حقیقی زندگی را بفهمیم و در این مورد ما را بیشتر به هم نزدیک کردهاند.
بریدههایی از کتاب خطاب به عشق 💌نامه های عاشقانه آلبر کامو به معشوق خود
1 287
بعضی چیزا فقط یه وسیله نیستن،
یه تیکه از خاطراتن،
مثل همین فنجونی که دوسش دارم،
و دیدنش یه حس خوبِ آشنا با خودش میاره.☕️🧡
📸برای ثبت این گوشه دوست داشتنی
1 287
بعضی چیزا فقط یه وسیله نیستن،
یه تیکه از خاطراتن،
مثل همین فنجویی که از بچگی دوسش داشتم،
و دیدنش هنوزم یه حس خوبِ آشنا توی دلم میندازه.☕️🧡
📸برای ثبت این گوشه دوست داشتنی
1 287
عمیقاً به این باور رسیدم که قشنگی یه سفر به جایی که میری نیست..
به خونهای که از همون لحظهی وارد شدنش یه حس آشنای قشنگ توی دلت میپیچه، به حیاطی که شاید ساده باشه ولی گوشه گوشش برات یه خاطره داره، به نشستن کنار آدمایی که دوستشون داری و حرف زدن از هر چیزی که به ذهنتون میرسه.
به بابابزرگی که موهاتو شونه میکنه و با همون حوصلهای که شاید فقط مخصوص نوشه موهاتو میبافه، به مامانبزرگی که مدام قربون صَدقَت میره، و با همون حرفهای سادَش کاری میکنه دلت گرم بشه.
به خندههایی که وسط حرفا زدنا یهو بلند میشه، به تعریف کردن خاطرههای قدیمی، به شوخیهایی که شاید برای بقیه معمولی باشن ولی برای تو پر از حس خوبن، به همون لحظههایی که اصلاً حواست به ساعت نیست و فقط دلت میخواد بیشتر بمونی.
آخرش میفهمی برای خوش گذروندن، همیشه لازم نیست جای خاصی باشی؛ گاهی فقط کافیه کنار آدمهایی باشی که باهاشون میتونی خودِ خودت باشی، بخندی، حرف بزنی و گذشتنِ ساعتها رو نفهمی.
مهم نیست سفر کجا باشه، چه شهری باشه یا قراره چه جاهایی رو ببینی؛
وقتی عزیزات کنارت باشن، حتی یه خونهی ساده، یه حیاط معمولی و چند ساعت نشستن و حرف زدن هم میتونه تبدیل بشه به یکی از قشنگترین قسمتهای سفرت.
بعضی سفرها رو مقصد قشنگ نمیکنه آدمهایی قشنگش میکنن که دلت با بودنشون گرم میشه.🤍✨️
«از اون روزایی که دلم میخواد یک گوشه از دلم نگهشون دارم.🌱»
1 287
تو را باید کمی بیشتر دوست داشت
کمی بیشتر از یک همراه
کمی بیشتر از یک همسفر
کمی بیشتر از یک آشنای ناشناس!
تو را باید
اندازه تمام دلشوره هایت
اندازه اعتماد کردن ات
تو را باید با تمام حرف هایی که در چشمانت موج می زند
با تمام رازهایی که در سینه داری دوست داشت
تو را باید همانند یک هوای ابری
یک شب بارانی
یک آهنگ قدیمی
یک شعر تمام نشدنی
همانند یک ملو درامِ کلاسیکِ عاشقانه ی فرانسوی
همانند یک آواره ی عاشق دوست داشت!
تو را باید هنگامی که موهایت را تاب می دهی
هنگامی که پشت پنجره ی اتاقِ خاطرات ات
چشم میدوزی به برگ هایِ روانِ پاییز
هنگامی که دیوار شب را با سکوت ات میشکنی
هنگامی که آغوشی میخواهی از جنس آرامش
تو را باید فراتر از لمسِ تَن ات دوست داشت
فراتر از اختلالات هورمونی!
برای دوست داشتنت باید غرور را رها کرد!
علی_سلطانی
1 287
ای عشق!
مرا گُلی کن، صحرایی
تا نسیمی که از طرف
محبوبم می آید،
مرا به اهتزاز درآورد...
محمد صالح علا
1 287
دست هایم به آرزوهایم نرسید آنها بسیار دورند ! اما درخت سبز صبرم می گوید : امیدی هست ؛ دعایی هست ؛ خدایی هست🌱
1 287
•🤍✨️•
عمری به هر کوی و گذر گشتم که پیدایت کنم
اکنون که پیدا کرده ام بنشین تماشایت کنم؛
1 287
حالا که خوب نگاه می کنم می بینم من آدم خوشبختی بوده ام، بسیار خوشبخت.
من بدون در نظر گرفتن نظرات آدم های دیگر، کارهایی که دوست داشته ام را کرده ام و مسیرهایی که می خواسته ام را رفته ام. من جوری زیسته ام که خودم دوست داشته ام و بیرون زده ام از تمام قاب ها..
من از روزی که یادم هست به تمام اجبارها پشت کرده ام و خط باطل کشیده ام روی تمام حصارها.
من از روزی که یادم هست، سرکش و گستاخ بوده ام در مقابل کسانی که می خواسته اند طرز فکر و نقطه ی امن خودشان را به من تحمیل کنند.
من از روزی که یادم هست، در حال عبور بوده ام، از مکان ها، محدودیت ها، آدم ها..
از روزی که یادم هست تلاش کرده ام؛ برای بهتر زیستن، بهتر بودن، بهتر شدن... من همیشه در تکاپو بوده ام برای رسیدن به آرزوهایی که محال می پنداشته ام، و در حال گریز بوده ام از کسانی که دغدغه شان چیدن بال های خیالی پرواز من بوده.
من آدم های خوب زیادی را شناخته ام و آدم های خوب زیادی را دوست داشته ام.
من از آجر رنج هایم پله ساخته ام، و با ساده ترین اتفاقات و جزئیات، دلخوشی های کوچک و امنی پس انداز کرده ام برای خودم.
من تلاش کرده ام کسی باشم که بعد از من بگویند؛ هیچ چیز حریفِ این آدم نشد،
که شکست ناپذیرترین بود و خوشبخت ترین!
من از روزی که یادم هست؛ یادم هست خوشبختم..
نرگس_صرافیان_طوفان
