مــ🌙ـــاه مـَـن 🩶 🄼🅈🄼🄾🄾🄽
Open in Telegram
همیشہ خاڪ گلدان ڪسے باش👋🏻 ڪہ اگر ساقہ هش بہ آسمان هارسید🫰🏻 یادش نعرہ ریشہ هش ڪجا بودہ هست🥀🧑🦯🖤
Show more969
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-4130 days
Posts Archive
Repost from کانال عاشقانه ❤️پروفایل🍃 کلیپ
کنارِ همیم تا ابدُ اَبدیت 🧿🔒•
💞ᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤഽ💞
┄•●❥ @asheghaneha6772 ❣
💞🍃ᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤഽ💞
.دلتنگی❣
نه با پیام رفع میشه❣
نه با شنیدن صداش❣
فقط بغل (:💕❣💕🍃
نگاهت را
سنجاق کن
بر اسمان سیاه شب هایم
بگذار رد پای ماه چشمانت
روشنایی را
نور را
و عشق را
ارزانی قلب دیوانه ام دارد
👑❤✍
مَرا
به بوی ِخوشَت
جآن ببخش و زنده بِدار
کِه از تو
چیزی از این بیشتَر،
نمی خواهَم...
ی
صبح
پرواز پرنده
سپید خیال توست
بر بالای سقف
آسمان آرزوهایم
شب را می میراند و
به جایش روشنایی را
میهمان دقایقم می گرداند
چهارشنبه
یعنی چهارستون احساسم
در تصاحب نگاه توست
توی زیبا!!
که با ناز نگاهت
از دلم قرار برده ای و
مرا به درد عشق
مبتلا ساخته ای
📙#داستان_افسانه_زندگی
خدا خر را آفرید و گفت: تو بار خواهی برد از زمانی که افتاب بدمد تا شب و 50 سال عمر خواهی کرد خر گفت:میخواهم خر باشم اما فقط بیست سال عمرکنم....خدا پذیرفت.
خدا سگ را آفرید و گفت: تو نگهبان خانه انسان خواهی شد و هرچه دادند خواهی خورد و سی سال عمر میکنی. سگ گفت :میخواهم سگ باشم اما سی سال زیاد است 15سال برایم کافیست...خدا پذیرفت.
خدا میمون را آفرید و گفت: تو مدام از شاخه ای به شاخه ای میپری و 20 سال عمر میکنی. میمون گفت میخواهم میمون باشم اما 10سال عمر کافیست........
و خدا انسان رو آفرید و گفت: تو اشرف مخلوقاتی سرور تمام زمین و 20 سال عمر میکنی انسان گفت: می خواهم انسان باشم اما آن سی سالی که خر نخواست ...پانزده سالی که سگ نخواست و ده سالی که میمون نخواست به من بده...
و اینچنین شد که ما فقط بیست سال مثل آدم زندگی میکنیم. بعد ازدواج میکنیم و سی سال مثل خر کار میکنیم و پانزده سال نگهبان خونه و بچه هامون میشیم و آخرش هم مثل میمون از خونه دختر به خونه پسر و از خونه پسر به خونه دختر میدویم....
این بود سرنوشتی که از خدا میخواستیم!!!!!!
✓
"پسری به دختری ریاضی درس میداد...!
او را بوسید و دوباره باز بوسید و گفت به این عمل جمع میگویند!
دختر پسر را بوسید...!
پسر گفت یکی از بوسه های من کم شد به این عمل تفریق میگویند!!!
بعد همدیگر را به اغوش کشیدندو یکدیگر را بوسیدند و گفت :به این عمل ضرب میگویند..!!!
ناگهان پدر دختر امد...!
پسرک را تکه تکه کرد و گفت این عمل را تقسیم میگویند...!
سپس خشتک پسر رابر روی سرش کشید و جوری بر سرش کوبید که سرش تا کمرش خم شد و گفت این عمل را صورت در مخرج میگویند...!
دیدید چقدر ریاضی شیرین است...! 😂
یه زن وشوهر که بیست ساله با هم ازدواج کردن تصمیم گرفتن که تابستون رو کنار دریا بگذرنونن و به همون هتلی برن که بیست سال پیش ماه عسلشونو اونجا گذروندن ولی خانومه مشغله کاری داشت و بهمین دلیل توافق کردن که شوهره زودتر تنهایی بره و زنه دو روز بعد بهش ملحق بشه....
مرده وقتی وارد اتاق هتل شد دید یه کامپیوتر اونجاست که به اینترنت هم وصله. پس تصمیم گرفت که یه ایمیل به خانومش بفرسته و اونو از احوالش مطمئن کنه.بعد از نوشتن متن ، تو نوشتن حروف آدرس ایمیل زنش نا غافل یه اشتباه جزیی کرد و همین اشتباه باعث شد که نامه ش به آدرس شخص دیگه ای بره که از بد حادثه بیوه ای بود که تازه از دفن شوهرش برگشته بود....
خلاصه بیوه هه کامپیوترو که روشن میکنه و میره سراغ ایمیلش تا پیامهای تسلیت رو چک کنه بحالت غش روی زمین میوفته. همزمان پسرش از راه میرسه وسعی میکنه مادرشو به هوش بیاره یه هو چشمش به کامپیوتر میوفته و پیامو میبینه که اینطوری نوشته:
همسر عزیزم....بسلامت رسیدم. و شاید از اینکه از طریق اینترنت باهات ارتباط برقرار کردم شگفت زده بشی چرا که اینجا هم به اینترنت وصل شده و هر کسی میتونه اوضاع و اخبار خودشو روزانه به اطلاع بستگان و دوستاش برسونه.
من الآن یه ساعتی میشه که رسیدم و مطمئن شدم که همه چی رو آماده کردن و دو روز دیگه منتظر رسیدنت به اینجا هستم.....
خیلی مشتاق دیدارتم و امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من سریع رخ بده.
راستی!نیازی به اوردن لباسهای ضخیم نیست چون اینجا جهنمه و هوا خیلی گرمه 😂
گریزان گشته خواب
از دیدگانم امشب، ای زیبا
تو چون در خاطر آشفته ام
امشب نهادی پا
خیال بودنت
شیرین تر از رویای شیرین است
تو را با جان و دل
می خواهمت ای ماه شب آرا
❤🍓
⭐ امشبانه
🌙لحظه هاتون آروم
✨خونه هاتون گرم از محبت
⭐️آسمون دلتون روشن
✨خواب تون شیرین
شبتون در پناه خدا دوستان
بنده چشمان پر مهرت شده ام
و چون
هر شب عاشقانه
به روی دیدگانم
رخ می گشایی و
با آن طرز نگاه دلبرانه
از خاطرم دل می ربایی
مرا عاشق تر از پیش می نمایی
دوست داشتنم را پذیرا باش
علاقه ام را بپذیر
و بگذار باران علاقه ات
خیس کند
چشمانی را که در حسرت دوست داشتنت بی قرار است و
قلبی را که برای لمس نگاهت
شب زنده دار است
مرا
میهمان ماه چشمانت کن
بتاب و
بگذار ثانیه هایم
پر شود از ماهتابی که با خاموشی بیگانه است
❤🍓
