646
Subscribers
No data24 hours
-97 days
-4230 days
Posts Archive
646
پاک کن از چهره اشکت را،تو در من زنده ای من در تو..ما هرگز نمیمیریم. منو تو با هزاران دیگر این راه را ادامه میدهیم،اذان ماست پیروزی..!
646
امروز هجدهم بهمن است؛ یک ماه پیش امروز، هزاران نفر، بی آنکه بدانند، برای آخرین بار از خواب بیدار شدند، برای آخرین بار صبحانه خوردند، برای آخرین بار مادر خود را بوسیدند، برای آخرین بار با عزیزان خود حرف زدند، برای آخرین بار کار کردند، برای آخرین بار آهنگ گوش دادند، برای آخرین بار رویا بافتند، برای آخرین بار لباسی را پوشیدند، برای آخرین بار به پدر خود نگاه کردند، برای آخرین بار خندیدند، برای آخرین بار بند کفشهای خود را بستند، برای آخرین بار گفتند:«نگران نباشید، مواظبم»، برای آخرین بار از در خانه بیرون رفتند،برای آخرین بار زیستند،برای آخرین بار به خیابان رفتند و برای همیشه جاودانه شدند؛و دیگر هیچوقت بازنگشتند.
646
دیگر فایده ندارد جایی برای جبران نمانده. وقتی جوانی پرکشید وقتی مادری روی مزار فرزندش کل کشید وقتی پدری نام فرزندش را میان پیکرهای بی جان فریاد زد وقتی همه وحشت زده خوابیدند وقتی آینده ای گره خورد به بوی خون دیگر فایده ندارد؛ تسلیت چیزی نیست که بشود گفت،دیگر هیچ چیز فرقی نمیکند. شهر پر شد از مردگانی که هنوز زنده هستیم دیگر هیچ چیز مثل قبل نمیشود.
646
هر وقت يه نفر يه چيزى رو دربارهی من يادش میمونه، دلم ميخواد بغلش كنم، فشارش بدم بگم
"مرسى كه بهم گوش ميكردى"
