272
Subscribers
No data24 hours
-37 days
-1030 days
Posts Archive
272
این پیج منه و پرایوته
اگر دوست داشتین اینجا منو داشته باشین بهم ریکوئس بدین و عکس خودتون پرفایل باشه گبول میکنم
Arthoneye
272
Repost from MaddiHane
وقتی میخواهم بروم سر یخچال و یک لیوان آب بخورم هم، میتوانم دو برگه بنویسم درباره جبری که دچارش هستم، حین و مرتبط با همین فعل ساده.
پس گفتن از این که مکان، چقدر برای تمام مان دستمایه جبر بوده و هست هم بی فایدهست.
جبر اگر دورتر و دست نیافتنی تر هم کند مارا با تمام وجود، خواستنم چیزی هست که تو بخوای برای خودت.
امیدوارم در رویای پیش رو موفق شوی.
272
این آهنگ در مورد یک زن مرده هست که در حال خاکسپاری جنازهاش هست، روایت میشه.
آهنگ خوبی برای این حال بیماره؟!
272
Repost from اتاقکِ زیر شیروونی
این گربهی منه اسمش قُدرته
سفیده،روی کمرش موهای نارنجی و طوسی داره
تقریبا پنج ماهشه
یکشنبه ساعت هفت ، هشت شب توی کرج اطراف خیابون برغون گم شده
@Callmekitty3
272
در رابطه با دوستی و ارتباط با آدمها
دائم مینالم که با دوستای شبیه خودم دوست نیستم و علایق مشترکی نداریم
حالا در محیطی قرار میگیرم که کلی آدم شبیه به خودم هست و باهاشون حال نمیکنم
داستان چیه؟
272
من دستپاچه شدم و با تعجب گفتم: «داستان زندگیام؟ چه داستانی؟ کی به شما گفت که زندگی من داستانی دارد؟ من هیچ داستانی ندارم که…»
حرفم را برید که:«چطور زندگیتان داستانی ندارد؟ پس چجور زندگی کردهاید؟»
«چطور ندارد! بی داستان! همینطور! به قول معروف دیمی! تک و تنها! مطلقا تنها! شما میفهمید ‘تنها’ یعنی چه؟»
«یعنی چه؟ یعنی هیچوقت هیچکس را نمیدیدید؟»
«نه، دیدن که چرا! همه را میبینم. ولی با اینهمه تنهایم!»
-شبهای روشن، داستایفسکی
