en
Feedback
مخفیگاه من

مخفیگاه من

Open in Telegram

اینجا مخفیگاه منه؛ جایی امن برای خوندن، دیدن و شنیدن بادیگارد درونیم!

Show more
Buy Ad
3 659
Subscribers
+2224 hours
+587 days
+21430 days
Posts Archive
به‌به! تعداد رگباری فوروارد‌ها داره می‌گه که شما هم آره.

یک حالت خمارگونه‌ای توو کل موزیکش جریان داره؛ قشنگ می‌برتت توی عالم تم‌های نئونی شبانه تا اون حس هیپنوتیزم‌کننده‌ش رو کاملاً بهت تزریق کنه. ترکیب وکال‌های خردشده‌ی هیپ‌هاپی با بیس‌های استاندارد سبک فانک، شنیدنش رو فوق‌العاده لذت‌بخش و متفاوت کرده. باحال بود، خوشم اومد ازش. 02:02 @makhfigaheman

تو بهم می‌گی آدم‌ها رو باید از روی اوج علاقه‌شون یا حوصله‌داشتن‌های گاه‌به‌گاه‌شون شناخت، ولی من بهت می‌گم آدم‌ها رو فقط باید از روی ثبات رفتارشون سنجید. هیجان رفتن تا نوک قله کار ساده‌ایه؛ هنر واقعی و شناسنامه‌ی بلوغ یک فرد، توی برخوردش وقتی حالش ابریه مشخص می‌شه. این‌که ببینی چقدر می‌تونی روو بودنش حساب کنی، حتی زمانی‌که دل‌ودماغی نداره.

تلاشم برای خوشحال بودن نیست، برای آرامشه. چطور بگم؟ می‌جنگم نه برای رسیدن به قله، فقط برای در اومدن از چاه و رسیدن به سطح زمین.

شاید نتونی جلوی شکستن کاسه‌کوزه‌ها رو بگیری، ولی این‌که قربانی بی‌دفاع قصه بمونی یا قهرمان زخمی‌ش، امضای خودته.

گاهی آدمیزاد دردِ آشنا رو به رنجِ بلاتکلیفی ترجیح می‌ده؛ نه از سرِ علاقه به آسیب، بلکه چون ذهن از ابهام بیزاره. مواجهه با واقعیتِ تلخ اما روشن، آسون‌تر از معلق‌موندن میونِ احتمالاتیه که کنترلی روشون نداشتی و نداری.

این یه تیکه جونِ ناقابل سهم خودته؛ حرومِ توقعات بی‌جای بقیه نکنش.

It don’t matter what they say, I’m timeless, yeah... 02:06 @makhfigaheman

توو ایران سن ما با شناسنامه بالا نمی‌ره؛ با تعداد دفعاتی بالا می‌ره که ته دل‌مون خالی شده و باز فرو نریختیم. اینجا خوب یاد می‌گیری با قلب پاره‌پوره‌ت، طوری راه بری که انگار هنوز سالمی.

زندگی مسئله‌ای برای حل کردن نیست واقعیتی برای تجربه کردنه.

تو همون ترکیب نایاب شکستن‌ها و از نو ساخته‌شدن‌هایی؛ ردّی بی‌تکرار از حضورت توی زندگی بقیه، درست مثل اثر انگشتت.

همه قرار نیست بفهمنت؛ بعضی آدم‌ها عادت دارن به هر چیزی که با دنیای فکری‌شون جور درنمی‌آد، بگن جنون. وقتی بدونی چی برات اهمیت داره، دیگه نیازی نمی‌بینی برای فهمیده‌شدن، خودت رو بهشون توضیح بدی.

Who loves you more than anyone Like no one else has ever loved before... 02:37 @makhfigaheman

Repost from EL vIsiOn
گاهی یه «به تو چه» خطاب به خودمون واقعا کار رو درمی‌آره!

وقتی هم‌رنگ جماعت می‌شی، زیبایی رنگ واقعی خودت رو میون سایه‌ها گم می‌کنی. گاهی تنها موندن، بهای وفاداری به خودته.

روایت رنج خاموش نزیستن.

جدیداً جوری درگیر بقا شدیم که یادمون رفته اصلاً قرار بود قشنگی‌های دنیا رو هم زندگی کنیم.

خیلی ممنونم از همراهی‌تون بچه‌ها؛ راستش پلک‌هام بالاخره سنگین شدن و دیگه وقتشه برم برای کمی خواب. پیام‌ها رو می‌ذارم تا وقتی بیدار و آنلاین شدم بمونن اینجا. هرکجا که هستید مراقب خودتون باشید و امیدوارم شنبه‌ی خوبی باشه برای همه‌مون. در پناه خدا.🕊

وقتی دلت می‌خواد از درد یک خاطره خلاص بشه، اول از همه طلب بی‌حسی می‌کنی. اما بی‌حسی شبیه آفت زمستونه؛ وقت‌هایی که قلب رو بی‌حس می‌کنی، بعدها جلوی حس کردن قشنگی‌های زندگی رو هم می‌گیری. عیبی نداره اگه هنوز بخشی از وجودت درگیرشه این اصلاً نشونه‌ی ضعف تو نیست، نشونه‌ی اصالت حسیه که داشتی. رها کردن مثل زدن یک دکمه نیست که یک‌باره اتفاق بیفته؛ یک فرآیند تدریجیه. یک روزهایی کلاً یادش نمی‌افتی و یک روزهایی با یک آهنگ دوباره قلبت مچاله می‌شه، ولی خب هربار با شدت کمتری نسبت به قبل. در مورد اون حسرت عمر و ذوق رفتنی که گفتی هم باید بگم حق می‌دم بهت، تلخه. اما اون ذوقی که خرج کردی هدر نرفته. توانایی عمیق دوست داشتن، مالیات و ثروت وجود خودت بوده و هست. اون آدم فقط یک ظرف بود، نه سرچشمه؛ سرچشمه هنوز توی وجود تو زنده‌ست که اینو هیچ‌وقت نباید یادت بره. زمان لازمه، آره؛ اما از خودت انتظار معجزه یا بی‌حسی یک‌باره نداشته باش. تو حیف نشدی دوست من؛ تو فقط یک درد سنگین رو از سر گذروندی و بالاخره یک روز، خیلی عمیق‌تر و آروم‌تر از قبل، به اون رهایی‌ای که می‌خوای می‌رسی.

https://t.me/makhfigaheman/6311 نمیدونم چجوری گذر کردی اما اول از همه برات آرزوی رهایی دارم ، ی رهایی از همه جنبه های ممکن منم تجربه اش رو داشتم اما نتونستم خیلی زیاد رها کنم ، چون هنوزم بخشی از وجودم درگیرشه واسه خودم رهایی آرزو میکنم دلم میخواد خلاص بشم دوست دارم قلبم از هرررر احساسی که هست خالی بشه ازش و بهش بی حس بشم اما فکر کنم کار ی سال دو سال نیس زمان زیادی لازمه حیف عمر ، حیف ذوق ،