言霊 | kotodama
Open in Telegram
274
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-530 days
Posts Archive
کسی که به حالت اهمیت بده، جویای حالت میشه؛ کسی ادعای چیزیو میکنه، سعی میکنه تا بهش پایبند بمونه؛ کسی که چیزی براش اهمیت داشته باشه، ازش محافظت میکنه!
نیازی به یاد دادن و تلاش برای یاد دادن نیست.
با خودم خیال کردم میتوانم کمی دیووانه باشم؛ کمی از منطق و کم دیگر از استدلال های روزمره فاصله بگیرم.
با خودم گفتم: الان وقتش است! میتوانی کودک باشی.. میتوانی روح شکنندهات را بی پرده رها بگذاری.
آنگاه حس کردم توانایی این را دارم که بدون پر و بالی از صخره های ژرف عبور کنم.
میخواستم مست باشم، دوست داستم هرچه که به زبانم میآمد را در لحظه بیان کنم، عاشق این بودم که میتوانم همچو کودن ها لب خم کنم و قیافه ام را درهم بریزم و کاش میتوانستم ذره ای این شرایط ترحم برانگیز را از دوش آن غم ها بردارم.
برای آنلاین شاپم کسیو میخوام که آمارو بالا ببره
با اتحادا کار کنه و کلا بلد باشه چجوری در عرض یکی دو ماه آمارو بالا ببره.
برای زحماتشم سعی میکنم بخشی از فروش رو بهش به عنوان دستمزد بدم.
توانی برای ماندن نیست، اما مقصدی هم برای ترک کردن وجود ندارد.
اگر میشد، آزادانه همه چیز را از بند خود میرهادم و به آنها لطف کرده و از شر خود خلاصشان میکردم.
