189
Subscribers
No data24 hours
-87 days
-1230 days
Posts Archive
189
اشک هایش قطره به قطره به زمین میوفتادن دلیلی جز سیگاری که به اتمام رسیده بود نداشت چشمانش پر از اشک بودن خسته شده بود از زندگی از قوی بودن شاید کوه های بلند مرتبه از غم پنهان شده او به صدا در آمده بودن اما او خم به ابرو نیاورده بود تمام اطرافیانش به او میخندیدن که به خاکستر سیگارش مینگرد و گریه میکند اما او دلیلی دیگری برای گریه ……
او فقط به دنبال بهانه ای برای گریه بود تا بگوید او هم درد را می فهمید
#دیو
189
به راحتی قلب من تردد شد و چشمانم سرازیر از مروارید های نریخته ای شد که قول خیس نشدنش را داده بودی فقط صدای دلخراش شکستن احساسم را اطرافیانم شنیدن به سمت امن ترین جایی رفتم که دردم را کسی نبینه و به خوابی عمیقی فرو رفتم تا صبح چشمانم و خیالاتم فقط تورا میدیدن نباید از آن خواب رویایی که بیدار میشدم دیگه نه خبری از فکرهای درهم پیچیده و خودکشی بود نه عصبی بودم نه گریه کردم نه ناراحت بودم فقط زندگی عادیمو داشتم بدون تو از اون به بعد عاشق نشدم لبخند میزدم ولی خبری از خنده هام وقتی که کنار تو بودم نبود وقتی غم تمام وجودمو از نبود تو گرفته بود تصمیم به نوشتن کردم نوشتم ادامه دادم انقدری که بقیه عاشق نوشته هام شدن حتی منو نویسنده خطاب کردن باز به نوشتن ادامه دادم اتفدر نوشتم تا جوهر قلَم به پایین رسید دیگ خبری از نوشته های جذاب عاشقانه نبود کسی جذب نوشتهام نشد دیگه به جایی رسیدم که فهمیدم من نویسنده نبودم فقط فقط یک قلم جادویی داشتم که جوهرش از عشق من به تو پر شده بود نه تنها تو قلمم بلکه قلب و خونمم از تو پر شده بود به خودم اومدم دیدم عع..اصلا دیگه تپش قلبم وجریان خون توی رگامم برام جذابیت ندارن شاید گفتم دیگه فراموشت کردم اماامید به برگشتت داشتم
کسی جز تو به چشم نمیومد با نوشته هام فقط تورو تصور میکردم با همونا زندگی میکردم و وقتی این امید تو دلم مرددیگه نه نوشته هام جذابیت داشتن نه زندگیم
پس ترجیح دادم پایان بدم به زندگی که تو توش نباشی 👩🦯
#دل
189
اشک هایش قطره به قطره به زمین میوفتادن دلیلی جز سیگاری که به اتمام رسیده بود نداشت چشمانش پر از اشک بودن خسته شده بود از زندگی از قوی بودن شاید کوه های بلند مرتبه از غم پنهان شده او به صدا در آمده بودن اما او خم به ابرو نیاورده بود تمام اطرافیانش به او میخندیدن که به خاکستر سیگارش مینگرد و گریه میکند اما او دلیلی دیگری برای گریه ……
او فقط به دنبال بهانه ای برای گریه بود تا بگوید او هم درد را می فهمید
#دیو
