نقطه.
Open in Telegram
«نقطه، آغاز همهچیز و پایان همهچیز است؛ نه مکان است و نه زمان، اما تمام هستی از آن سر برمیآورد و به آن فرو میریزد.» هرکس به نقطه میرسد، یا میمیرد، یا میفهمد...
Show more963
Subscribers
No data24 hours
-147 days
-7630 days
Posts Archive
963
در میان رشته کلاف های کلافگی مغزم گم شده ام
نه امیدی به پیدایش است، نه ترسی از غرق شدن بیشتر
نه کسی انتظارم را میکشد، نه مشتاق دیدن کسی هستم
بعد از تو با خودم هم غریبه ام دیگران که جای خود...
963
تشبیه ماهت کردم نه فقط چون زیبایی
هر چند ماه کمی کم دارد از تو در زیبایی
خودم را دریا دیدم و شبه ماهت کردم
تصویرت به تنم ، جان را نثارت کردم
درد این است که دریا نرسد هرگز به ماهش
باید اکتفا کند معشوق را به تماشایش
دستم نرسد به بلندای چیدنت شاید
روزی یک موج بلند به سویت می آید
تو رو به دامنم خواهم کشاند به قعر دل تنگم
نور افشانی بر اعماق وجودم به صخره و سنگم
963
نواختن هوش مصنوعی این بار با بانو مهستی🤍
کاور موزیک ساحل آرامش از آرون افشار
گوش کنید زیباست
963
گل از گلوله رویید و گهواره شد قبر
لبخند کودکانه، شراره شد در صبر
مادر هنوز منتظر است و نمیداند
فرزند رفته با گل، ستاره شد در گبر
— سلمان هراتی
963
شهری که زیر سایهی جنگ باشد
هر روز سپیده
با آژیر خطر میآید
و شب
تنها یک اسم است در ذهن مردمانش.
من دخترانی را میشناسم
که ساعتشان را
با سوت خمدارهها تنظیم میکنند
و مردانی چون سرو
که هنوز مرگ
قوارهی تنشان نشده
و اگر سر از جنگ وا کنند
برق ساعت دختران
چشمانشان را روی سفیدی دستانشان خشک
میکند.
من شهری را میشناسم
که جنگ برآن سایه گسترده
اما ساعت دخترانش
روی ده و ده دقیقه تنظیم شده
و سفیدی دستانش
تنها پرچم صلحیست
که مردان میشناسند.
• شهریار شفیعی
963
هر چه بادا باد ، ما که دل داده ایم
خودخواسته به خودسوزی وا داده ایم
دیوانگی ما حد و مرز ندارد، وسیع است
به امید رهایی از بند، دل به آتش داده ایم
