en
Feedback
حاج محمد اسماعیل دولابی

حاج محمد اسماعیل دولابی

Open in Telegram

بیانات مرحوم حاج محمد اسماعیل دولابی پیج اینستاگرام : https://www.instagram.com/Haj.doulabi

Show more
1 754
Subscribers
No data24 hours
+17 days
-430 days
Posts Archive
ان شاءالله اگر با کسی دم خور هستی ، اگر تند است هر چه می توانی تحمل کن که خدا چیز بزرگی برایتان فرستاده است . بعضی وقت ها خداوند چیز های خوب و قیمتی را داخل جُل می پیچد و به انسان می دهد . اگر کسی تند است ، خوش اخلاق نیست ، درست با آدم حرف نمی زند ، معنایش این است که خدا چیزی قیمتی را داخل جُل کهنه پیچیده است برای اینکه اجنبی آن را نگیرد ؛ مال خود شماست و باید به دست شما برسد . جُل کهنه را کسی باز نمی کند ببیند چه چیز داخل آن است ، ولی شما باز کنید . حقیقت و انسانیت درون آن است ، همان جایی که ناگوار است . این هم سرّی از اسرار بود که عرض کردم. ان شاء الله همه ی شما فهم دارید. گذشته ی شما را خدا با لطف و عنایتش حل کرد . از آینده هم خیالتان راحت باشد. اگر دیدی یک جا قشنگ نیست صبر کن؛ آن را باز کن؛ چیز گران بهایی درون آن نهفته است. یک نفر همدانی بود که پول زیادی داشت. شب ها که می خواست بیرون برود پول ها را در جُل می گذاشت و داخل خاکروبه های منزلش می انداخت‌. وقتی بر می گشت آن را از داخل خاکروبه ها در می آورد . می گفت هیچ دزدی نمی آید خاکروبه ها را بگردد. به او می گفتم خوب است یک خاکروبه کِش خوش شانس هم بیاید خاکروبه ها را با آن پول ها بردارد و برود. می گفت اگر قسمتش باشد باز عیب ندارد ، من کار خودم را کرده ام . بیانات مرحوم حاج آقا اسماعیل دولابی طوبای محبت ۱ ص ۱۶۹

ان شاءالله اگر با کسی دم خور هستی ، اگر تند است هر چه می توانی تحمل کن که خدا چیز بزرگی برایتان فرستاده است . بعضی وقت ها خداوند چیز های خوب و قیمتی را داخل جُل می پیچد و به انسان می دهد . اگر کسی تند است ، خوش اخلاق نیست ، درست با آدم حرف نمی زند ، معنایش این است که خدا چیزی قیمتی را داخل جُل کهنه پیچیده است برای اینکه اجنبی آن را نگیرد ؛ مال خود شماست و باید به دست شما برسد . جُل کهنه را کسی باز نمی کند ببیند چه چیز داخل آن است ، ولی شما باز کنید . حقیقت و انسانیت درون آن است ، همان جایی که ناگوار است . این هم سرّی از اسرار بود که عرض کردم. ان شاء الله همه ی شما فهم دارید. گذشته ی شما را خدا با لطف و عنایتش حل کرد . از آینده هم خیالتان راحت باشد. اگر دیدی یک جا قشنگ نیست صبر کن؛ آن را باز کن؛ چیز گران بهایی درون آن نهفته است. یک نفر همدانی بود که پول زیادی داشت. شب ها که می خواست بیرون برود پول ها را در جُل می گذاشت و داخل خاکروبه های منزلش می انداخت‌. وقتی بر می گشت آن را از داخل خاکروبه ها در می آورد . می گفت هیچ دزدی نمی آید خاکروبه ها را بگردد. به او می گفتم خوب است یک خاکروبه کِش خوش شانس هم بیاید خاکروبه ها را با آن پول ها بردارد و برود. می گفت اگر قسمتش باشد باز عیب ندارد ، من کار خودم را کرده ام . بیانات مرحوم حاج آقا اسماعیل دولابی طوبای محبت ۱ ص ۱۶۹

🌹🌹🌹 الان هم به این کلام خدا نگاه کن . الَیسَ اللهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ خیلی قشنگ آدم را انحصار می کند. یعنی تهدید می کند! می گوید غیر از من کسی را سراغ داری کارت را انجام بدهد؟ از من بر نمی آید ؟ خیلی استفهام قشنگی دارد . ان شاءالله در خلوتتان با حوصله، با لبِ خندان در اطرافش نگاه کنید . اگر غصه ای داشتید کنار بگذارید و درست و قشنگ نگاه کنید که خدا چه می گوید . چون با لب خندان آدم کلام را بهتر حالی اش می شود . نمی شود ؟ آدم با غصه حواسش جای دیگری است ‌. ان شاءالله یکی دو صلوات می فرستی و غصه را کنار می گذاری . بیانات مرحوم حاج آقا اسماعیل دولابی طوبای محبت ۷ ص ۱۳۰ @haj_doolabi

چقدر نمازی که حمدِ خدایش را بکند لذیذ و پاک است، آیا این بابِ مزاج نیست؟ به هنگام نماز با صاحبش تماس می گیرد، آیا جا دارد که از بابت آن مزد بخواهد؟ آیا هیچ مزدی بهتر از نماز می شود تصور کرد؟ از الان تا پنجاه روز دیگر قرار می گذاریم که یک چیزی بنویسید که بتواند مزد نماز باشد و از خود نماز بهتر باشد. لابد مزد، باید بهتر از خودِ کار باشد... برای روزه هم همین طور. برای دست سر یتیم کشیدن چیزی را پیدا کن که از آن بهتر و مزد آن باشد...گفت پس چرا آدمی به هنگام عبادت کُره دارد؟ گفت چون نمی داند که چه کاره است. خیال می کند خداوند کار شاقی بر عهده اش گذاشته است. لذا با خُلق تنگ می رود و می دانید که خلق تنگ قرب نمی آورد. مرحوم حاج آقا اسماعیل دولابی طوبای محبت ۳ ص ۱۵۷

یک زن و شوهر مشهدي می خواستند از رودخانه عبور کنند. زن، قوي و درشـت هیکل و مرد ضعیف و ریزجثّه بود. زن که دید شوهرش قـدرت نـدارد بـا پـاي خـود از جریان آب شدید رودخانه بگذرد، او را روي دوش خود گرفت و مشغول عبور از رودخانه شد. در بین راه زن براي اینکه به شوهرش روحیه بدهد، بـه او گفـت: ماشـاءالله خـوب سنگینی. مرد، غافل از اینکه روي کول زنش قرار دارد، بادي به غبغب انداخت و بـه او گفت: خوب ماشاءاالله من مَردم. غروري که عبد در اثر عبادت یا افعـال خیـري کـه بـا هدایت و توفیق و حول و قوه ي الهی انجام داده است پیدا می کند و ادعاهایی که بر اثر این غرور می کند، مثل ادعاي مرد بودن آن مشهدي روي کول زنش است. حاج محمد اسماعیل دولابی مصباح الهدی ص ۲۲۲