Aytaklithe
Open in Telegram
189
Subscribers
-124 hours
+17 days
+730 days
Posts Archive
189
هنگامی که نگاهم به بینندگانش افتد
باید هزاران هزار اعوذ بالله من العشق رجیم گویم
تا مجددا خطا نکنم.
189
بر درک احساستم هیچگاه نخواهی رسید
اما نوع نگاهم به خودت را از من به یاد داشته باش
آن نگاه ها را بر بینندگانم محروم ساختم..
189
پیشینیان ما اشتباه کردند
نام خاطرات باید تغییر یابد به غم
وسعت اندوه آن از غم بیشتر است.
189
نخواهید که از جلد شطن خارج شوم
نا ممکن ها را نخواهید
آن جلد من ، تنها برای او و نزد اوست.
189
خنجر های درون قلبم آنقدر فرو رفته است
که میتوانم تمام زنان و مردان و کودکان را به قتل برسانم
برا که ؟
کسی که تمام مرا کشت
کسی که قلبم را بی هیچ حفاظی در دست هایش نهادم
اگر خنجر ها فرورفته اند ، مقصر هیچ انسی جز خودم نخواهد بود.
189
در خواب هایم غواصی میکنی
و من چشم بسته در این دنیا اشک هایم سرازیر می شود
طبیبان میگوند فاصله عشق تا رهایی روح تنها یک نگاه است
شاید در جهانی دیگر باهم بودنمان را ضمانت دهند.
189
مرا به شطن تشبیه کنید
برای هیچ چیز و هیچکس زانو هایم خم نخواهد شد
اما من تمامی عمر در برابر چشمهایش سجده کنانم.
189
خردسال که بودم مدت طولانی در این فکر سپری میکردم که
چگونه عشق میتواند انسان ها را به حال و روزی اسفبار دچار کند ؟
چگونه انسان ها می توانند کسی را دوست بدارند که نباید ؟
چگونه میشود اشک هایشان برای این انسان های حقیر و خوار سرازیر شود ؟
کاش همان خردسال با پرسش های بی پاسخش میماندم.
