en
Feedback
你𝐍𝗂𝖼𝗈𝗍𝗂𝗇𝖾

你𝐍𝗂𝖼𝗈𝗍𝗂𝗇𝖾

Open in Telegram

" دیدی نیکوتینِ توی سیگارت شدم؟ "

Show more
295
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
sticker.webp0.00 KB

Nothing Else Matters.mp314.86 MB

" با آوای پیچیده در اتاق، چشمهاش رو بست. انگشت‌های بلند و زخمیش روی تارهای گیتار بالا پایین میرفت. انگار تک‌ تک نت‌ها از بطن وجود غمگینش شکل میگرفتن. اون برای اروم کردن خودش، غیر از گیتار زدن هیچ راه دیگه‌ای سراغ نداشت و الان بهترین موقعیت بود تا یه کم از جهان خاکستریش دور بشه. یه کم از دلش بنوازه و افکار خونینش رو ترمیم کنه. یه کم، فقط یه کم خودش باشه. "

sticker.webp0.00 KB

Pain.mp33.61 MB

     وقتی که سرما قلبم رو احاطه میکنه و مغزم پُر میشه از تو ، چشمای ضعیفم رو می‌بندم و فکر میکنم به تویی که مدت‌هاست دستامو رها کردی . یه زمانی می‌گفتم فقط تموم بشه، چه خوب چه بد مهم نیست . اما حالا به این فک می‌کنم که الان دستات توو دستای کیه ، قلبت برای کی میتپه یا چشات کیو فقط میبینه ؟ این روزا حس میکنم که دیگه من، من نیستم. قرار نبود توو نبردِ فراموشی شکست بخورم، قرار نبود لا به لای این نت‌ها کل وجودم دنبالِ تو بگرده، قرار نبود شب‌ها مشتاقِ کشتنم باشن ؛ بود؟     

sticker.webp0.00 KB

                                           ── 𝟗𝟑𝟐𝟎﹚: Я могу забыть себя .                  но не ты !!                                               انتظار کشیدم برای اینکه شاید دوباره بتونم شاهد خنده‌هات باشم، عطر گردنت رو بو کنم و موهات رو نوازش !… شده هر لحظه توهم بزنی که یکی داره صدات می‌کنه ؟ تو تمام مدت صدام می‌زدی و من نمی‌تونستم بهت بگم که برگردی . نمی‌تونستم بهت بگم چقدر دلم برات تنگ شده !

sticker.webp0.00 KB

اگه سیگار بودم ، منو انتخاب می‌کردی ؟

sticker.webp0.00 KB

Пожалуйста, оставайтесь в живых .

از دور نگاهت می‌کردم و تو همیشه زیبا بنظر می‌رسیدی. چشمای کشیده و خمارت از اون فاصله هم می‌درخشید و برق می‌زد. انگار ماه آسمونم رو تو چشمای تو می‌دیدم . تو می‌خندیدی و دستات رو تکون می‌دادی، حرف می‌‌زدی و ما بین حرفات گاهی دستی به موهات می‌کشیدی.. همه و همه، توانایی به پرواز در اوردن پروانه های قلبم رو داشتن و تو هیچوقت این رو متوجه نمی‌شدی. وقتی کنارت بودم انگار تموم کلمه هارو گم می‌کردم.. انگار همه‌چی می‌مرد و فقط و فقط محو چشم‌ها و صورت زیبات می‌شدم. بهت گفتم وقتی بهت نگاه می‌کنم نفس کشیدن رو فراموش میکنم و نمی‌خوام لحظه ای پلک بزنم تا حتی ثانیه‌ای از دیدنت رو از دست بدم.. و تو بعد متوجه شدنِ نگاه خیره و عمیقم به خودت، بیشتر قلبم رو به تپش می‌نداختی. گونه‌هایی که همیشه بخاطرت داغ می‌شدن و گل می‌نداختن رو با دستای سردت لمس می‌کردی و نوازش وار روش حرکت می‌دادی و اون لحظه راحت می‌تونستی صدای بلندِ قلبی رو که محکم خودش رو به دیواره های سینه‌م میکوبید و تقلا می‌کرد تا آزاد شه رو بشنوی، برام عادی شده بود چون اون همیشه‌ی خدا کارش لو دادن احساسات من بهت بود.. اما تو انگار لذت می‌بردی از بازی کردن باهاش. مون امور، لطفا بهم بگو؛ چون زیاد بهت عشق ورزیدم ازم خسته شدی؟

Haegeum.mp32.67 MB

        ҂ I lost my 𝔣𝔲𝔠𝔨𝔦𝔫𝔤 𝔪𝔦𝔫𝔡 . ― Иногда я так скучаю по курению с тобой, что забываю, какими безумными вещами занимаюсь .