你𝐍𝗂𝖼𝗈𝗍𝗂𝗇𝖾
Open in Telegram
295
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
295
من اونیام که وقتی به صلیب کشیده میشه و شعلههای آتیشِ اطرافش داره جسمش رو میسوزونه، خودم رو بیشتر سمت آتیش خم میکنم که سیگارم رو روشن کنم !
منو از کدوم درد زنده میترسونی که تا الان حسش نکردم ؟
295
Repost from N/a
Not Me The series’ playlist will forever stay in my mind as one of the best.
295
تا حالا شده از چیزی که میترسیدی بشه کابوس شبهات؟ شده نتونی اون لحظه ضربان قلبِ بیقرارت رو کنترل کنی؟
و وقتی که پا میشی ببینی تنها چیزی که برات مونده رویاهایی هست که تا وقتی خوابی میتونی ببینی و وقتی که بلند شی چیزی جز درد و یه آغوش گم شده واست نمیمونه .
همیشه از اینکه نتونم نجاتت بدم میترسیدم و این ترس حالا به حقیقت پیوست .
نتونستم برای آخرین بار اون چشای سیاه و خمارت رو ببینم ، نتونستم زخمهات رو ببوسم و بهت بگم که "همچی درست میشه"، نتونستم به آغوش بگیرمت و عطر تنت رو نفس بکشم، نتونستم بهت برسم، نتونستم نجاتت بدم مونامور !!
295
منتظرت بودم یون.. منتظر بودم بیای بغلم، درست مثل قبلنا وقتی که از درد زیادِ قلب مریضت نمیدونستی به کجا پناه ببری .
منتظر بودم بیای تا زخمهات رو ببوسم.
اما اینبار اومدی و با اون صدای سردت سرم داد کشیدی. نذاشتی دهن وا کنم و مشتِ محکمت رو وسط قلبم خوابوندی .
به چشمهات نگاه کردم. باز بودن اما مثل یه مغازهی تعطیل و متروک، کرکرهشون پایین کشیده شده بود و نوری نداشتن .
درد میکشیدم و گریه میکردم و تو منو نمیدیدی.
کاش میتونستم بهت بگم.. هیچوقت به کسی که هوای نفس کشیدنشی نگو که فراموشم کن .
حالا تنها شدم با خودم و حسرتِ حس کردن دوباره تو، توی بند بند وجودم .
295
+تا حالا شده از شدت دوست داشتن یکی ندونی چیکار کنی؟
-من هربار که تو میخندی، از شدت دوست داشتنت نمیدونم چیکار کنم.
