你𝐍𝗂𝖼𝗈𝗍𝗂𝗇𝖾
Open in Telegram
295
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
295
☾⃘ ໋̥݁ 𝟮:𝟬𝟮 , 𝗛𝗶𝗱𝗲 𝗶𝗻 𝘁𝗵𝗲 𝗺𝗼𝗼𝗻𝗹𝗶𝗴𝗵𝘁
◞
― 𝖠𝗍 𝗍𝗁𝖾 𝖾𝗇𝖽 𝗈𝖿 𝗍𝗁𝗂𝗌 𝖽𝖺𝗐𝗇,
𝗐𝗁𝖾𝗇 𝗇𝗈 𝗌𝗅𝖾𝖾𝗉 𝗁𝖺𝗌 𝖼𝗈𝗆𝖾 𝗍𝗈 𝗆𝗒 𝖾𝗒𝖾𝗌,
𝖨'𝗆 𝗐𝗈𝗇𝖽𝖾𝗋𝗂𝗇𝗀 𝗂𝗇 𝗍𝗁𝗂𝗌 𝗇𝗂𝗀𝗁𝗍𝗆𝖺𝗋𝖾
𝗐𝗂𝗍𝗁 𝗆𝗒 𝖾𝗒𝖾𝗌 𝗈𝗉𝖾𝗇 .
𝖨'𝗆 𝗍𝗁𝖾 𝗈𝗇𝖾 𝗐𝗁𝗈 𝗌𝖺𝗂𝖽 𝗍𝗁𝖺𝗍 𝗍𝗁𝖾𝗋𝖾'𝗌 𝗇𝗈 𝗌𝗎𝖼𝗁 𝗍𝗁𝗂𝗇𝗀 𝖺𝗌 𝖺 𝗆𝗂𝗋𝖺𝖼𝗅𝖾 .295
یادمه وقتی اون نخای لعنتی روی لبات جا خوش میکردن یعنی درد داشتی یا یه مشکلی بود که من از اون بیخبر بودم ! همیشه به اون سیگارایی که یکی یکی رو لبات مینشستن و دود میشدن حسودیم میشد چرا چون میدیدم وقتی درد داشتی و من باید مرهم اون قلب مریضت میبودم، نبودم. من باید ارامش رو توی رگات تزریق میکردم، که نکردم .
باز هم به همه خاطراتِ تلخ و شیرینمون فکر کردم وقتی با بارون منتظر قدمهای تو بودم . به این فکر میکردم که چند روز، چند هفته، چند ماه یا چند سال دیگه باید بگذره که دوباره تورو به آغوش بکشم ؟
چقدر با آسمون توو کوچه پس کوچههای شهر اشک بریزم تا دوباره تو بیای و با بوسههات نیکوتین سیگارامو بهم برگردونی ؟
فکر میکنم دیگه انتظار کشیدن فایده نداره باید آخرین سیگارِ بعد از تو رو ، روی لب بذارم و با یاد عشق بوسیدنِ تو، دود رو به اشکهای آسمونِ شب بسپارم و با خاکستر شدنه آخرین سیگار، من هم از اینجا برم .
295
+ این بار دومه اولِریا صدام میزنی،
یه نوع ابراز احساسات جدیده؟
- اولِریا یه پروانه با بالهای شیشهایه،
دقیقا شکل تو.
+ من یه حیوون درندهم هیونگ،
کجام به پروانهها میخوره؟
ضربهای به روی قلب پسر زد و با لبخند آرومی زمزمه کرد:
- اینجا، اینجات پروانهست،
یه پروانهی شیشهای که باید مدام بوسیدش!
