en
Feedback
你𝐍𝗂𝖼𝗈𝗍𝗂𝗇𝖾

你𝐍𝗂𝖼𝗈𝗍𝗂𝗇𝖾

Open in Telegram

" دیدی نیکوتینِ توی سیگارت شدم؟ "

Show more
295
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
sticker.webp0.00 KB

Hey You.mp34.08 MB

`` моя сладкая боль (⁉️) да, вы . ― آخرین چمدون رو روی صندلی عقب مرسدس گذاشت. بعد کلتی کمری بیرون کشید و به سینه‌ی من شلیک کرد. روی چمن وایستاده بودم و افتادم. شکاف گلوله بازتر شد و قلبم از قفسه‌ی سینه‌م به بیرون غلتید و روی بوته‌ی گلی افتاد. خون با ضرباهنگ از زخم بازم روون شد، بعد از چشمام، گوش‌هام، دهانم، طعم شوری و شکست می‌داد. شرمِ قرمزِ روشنِ طرد شدن، چمن جلوی خونمون، آجرهای مسیر، پلکان ایوان رو نمناک کرد.

sticker.webp0.00 KB

Add it all up, I can find it The problem with love is I'm blinded by It rattles my lungs, but my mind is Tangled between your little flaws…

Flawless.mp33.59 MB

sticker.webp0.00 KB

─ 𝟒𝟗𝟕 ﹚﹔Again, I burn alone in this room with a cigarette in my hand .

    ˴˴ ― ты можешь выйти из моего сердца ? ? ? نتونستم بهت بگم که منتظرت بودم. تمام این مدت؛ با خاطرات به لجن کشیده شدمون . هر بار نگاهِ ملتمسم رو همراه لغزش دستهام به عکسات میدوختم تا شاید دلتنگیه فاکیمو از بین ببره ولی هیچی جات رو پُر نمیکرد . حتی عکسهایی که از خودت بود . ما باهم میخندیدیم، باهم گریه می‌کردیم. این احساسات ساده بودن، اما تو نمیدونستی برای من همه‌ چیزن. " - یون؛ لطفا تو اونی باش که قرار نیست دست‌هام رو ول کنه " گفتمو با نگاهِ خنثی‌ همیشگیت توو چشمام نگاه کردی و دقیقا توی بدترین موقعیت دستای سرد و زخمیم رو ول کردی . حالا یک سال میگذره از آخرین دیدارمون و من دیگه تورو یادم نمیاد ! نه چشمهات رو، نه صدات رو، نه عطر تنت رو و نه دستهات رو …

سر انگشت ‌های بی جونش رو با لطافت روی تار های ساز می‌کشید. به قدری لطیف و پر از احساس، که انگار تار موهای معشوقه‌ش رو نوازش می‌کنه و هر لحظه بیشتر از قبل، عاشقش می‌شه. در خلوت، خودش بود و گیتار و بغض…

sticker.webp0.00 KB

𝗔𝗻𝗱𝗮𝗻𝘁𝗲 𝗔𝗳𝗳𝗲𝘁𝘁𝘂𝗼𝘀𝗼 𝖩𝗈𝗌𝖾𝗉𝗁 𝖬𝖾𝗂𝗌𝗌𝗈𝗇𝗇𝗂𝖾𝗋 ❨𝟣𝟩𝟫𝟢 - 𝟣𝟪𝟧𝟧 ❩

یسری از چیزا هم هست که حاوی مقادیر زیادی از نیکوتین و دوپامینه مثل چشمات !

sticker.webp0.00 KB

sticker.webp0.00 KB

روزها و شبها به سرعت میگذرن و چشمام ، چشمایی که مدتهاست بار غم رو به دوش میکشن، ضعیف‌ تر میشن حتی دیگه چهره‌ی ادم‌هارو هم تار میبینن . گاهی به این فکر میکنم اگه روزی بتونم پیدات کنم، میتونم برق چشمات رو ببینم ؟ میتونم ستاره‌های چشمک‌زن شبم رو توو چشمات پیدا کنم و بشمارم ؟ میتونم دوباره دستای سردت رو بگیرم و روی قلبِ خستم بذارم تا بفهمی اون فقط نزدیک تو تند میتپه و گرمه ؟ میتونم با سر انگشتای زخمیم که بر اثر نواختن مکرر زخم شدن ، صورتت رو نوازش کنم ؟

Stay Alive.mp33.31 MB