en
Feedback
آسِمانِ‌تاریکِ‌او(closed)

آسِمانِ‌تاریکِ‌او(closed)

Open in Telegram

‌𝐖𝐡𝐞𝐧 𝐲𝐨𝐮 𝐠𝐫𝐨𝐰 𝐮𝐩 𝐲𝐨𝐮𝐫 𝐡𝐞𝐚𝐫𝐭 𝐝𝐢𝐞𝐬. herdarkskyp.t.me

Show more
197
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
اینجا دیگه فعالیتی صورت نمی‌گیره. ممنون که تا اینجا همراهم بودین. اگه خواستین میتونید اینجا همراهم باشین:> https://t.me/+VeNvVL6bXKk3MDJk

sticker.webp0.00 KB

شب/جنگل/کلبه چوبی| تهگی

این پیام رو فور بزنید و 🎰 استفاده کنید تا : 🪙 - اگر هر سه یکی بود براتون مود بره بالا با بایستون درست بکنم حتما ذکر بکنید.
این پیام رو فور بزنید و 🎰 استفاده کنید تا : 🪙
- اگر هر سه یکی بود براتون مود بره بالا با بایستون درست بکنم حتما ذکر بکنید.
- اگر دو تا یکی بود سه کلمه بگید با توجه به وایبتون براتون سناریو از شیپ مورد علاقتون بنویسم .
- اگر هیچ کدوم یکی نبود چنلتون رو با سه کلمه توصیف میکنم و میگم وایب دنیای ارواح رو میده یا زندگان رو .
جوین بودی فور بزن دونه برف ، ظرفیت : 680 🖤

- فور کنین بهتون ویسپر 🔞 بدم آیدیتونم بزارین .

ادمینایی که رولشون از شوگا هست فور بزنن؛ اهنگ فارسی ترکی انگلیسی با صدای یونگی بدم .
جوین باش ظرفیت : 12 چنل اول .

- فور کنین تو چند جمله روحِتونو از بدنتون جدا کنم و باتریتونو شارژ کنم
1270

عاشقانِ خورشید فورکنید فورکنم.

عاشقانِ ماه فورکنید فورکنم.

uncle's sweet .

فور کنید آیدی بزارید ویسپر سوال بپرسم. جوین بودی فورکن

این پیام رو فور کنید ؛ بگم اگر یک عدد میم سم توییتر بودید اون چی بود با عکس میگم الان میزارم.
جوین بودی فور بزن پلنگ وگرنه یوزپلنگت میکنم:]
ظرفیت : 5 نفر بیان .

🔝 𝖼𝗁𝖺𝗅𝗅𝖾𝗇𝗀𝖾
' به یک برند سیگار تشبیهتون کنم.
15 channel

sticker.webp0.00 KB

به یاد دخترِ چشم رنگی‌اش برای آخرین بار به تماشای آخرین غروب پاییز در این شهر متروکه به سوی دریای طوفانی که او را به یاد چشم‌هایش می‌انداخت به راه افتاد. رنگ آسمان ساحل در حوالیِ نارنجی بود؛ روی صخره ای نشست و به همراه عینکش دفترچه‌ی قدیمی و خاک‌ خورده‌ای را از جیبش خارج کرد و عینکش را به چشم‌ های کم سویش زد و شروع به آخرین نوشته‌ی دفترچه کرد .
۷ سپتامبر ۱۹۸۴ :
حال هیولاای که شب ها از ترس او به خواب نمی‌رفتم فرشته‌ی من شد و من صاحب تمام کابوس های او . هیولای بهشتی ، مرگ من تولده دوباره‌ی توست . دفترچه را ورق زد و گلِ رُز سفیدِ خشک شده ای با لکه هایی آغشته به خون زیر پاهایش سقوط کرد .