домЛуны
Open in Telegram
Луна нас сближает каждый день Но прикоснуться не могу. Nilāy : http://t.me/HidenChat_Bot?start=5026016127 Blueman : t.me/HidenChat_Bot?start=5846652642
Show moreIran221 078The category is not specified
224
Subscribers
No data24 hours
-77 days
-1730 days
Data loading in progress...
Attracting Subscribers
March '25
March '25
+4
in 0 channels
February '25
+14
in 6 channels
Get PRO
January '25
+44
in 19 channels
Get PRO
December '24
+94
in 18 channels
Get PRO
November '240
in 31 channels
Get PRO
October '240
in 9 channels
Get PRO
September '24
+69
in 9 channels
Get PRO
August '240
in 23 channels
Get PRO
July '24
+93
in 25 channels
Get PRO
June '240
in 24 channels
Get PRO
May '240
in 14 channels
Get PRO
April '240
in 2 channels
Get PRO
March '240
in 1 channels
Get PRO
February '24
+81
in 0 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 21 March | +1 | |||
| 20 March | 0 | |||
| 19 March | 0 | |||
| 18 March | 0 | |||
| 17 March | 0 | |||
| 16 March | 0 | |||
| 15 March | 0 | |||
| 14 March | 0 | |||
| 13 March | 0 | |||
| 12 March | +1 | |||
| 11 March | 0 | |||
| 10 March | 0 | |||
| 09 March | 0 | |||
| 08 March | 0 | |||
| 07 March | +1 | |||
| 06 March | 0 | |||
| 05 March | 0 | |||
| 04 March | 0 | |||
| 03 March | +1 | |||
| 02 March | 0 | |||
| 01 March | 0 |
Channel Posts
| 2 | تو قفس دیدی و رفتی و من خسته ز بامت
به خدا باغ و چمن دیدم و پرواز نکردم | 40 |
| 3 | بهخاطر بیار عزیزم،
من مراقب تو بودم؛ حتی زمانهایی که چاقویت را در قلبم فرو میکردی. به دنبال تو بودم، حتی زمانهایی که سخت از من میگریختی. تو را میبخشیدم، حتی در زمانهایی که متأسف نبودی. تو را بیش از خودت میفهمیدم، حتی پیش از آنکه دهان به گفتن باز کنی. بهخاطر بیار که برایت چهها کردم و با من چهها کردی؛ آنگاه میفهمی چرا تو را با این خاطرات رها کردم. میفهمی چرا دیگر نخواستمت و چرا برایم تمام شدی. اما فراموشم نخواهی کرد، چرا که جفای دیگران یادآور محبت من برایت خواهد بود. و عزیزم مردم بیرحماند، بیعاطفه و بیدرکاند پس بسیار یادم خواهی کرد و در تنهاییهایت پشیمان از زخمهایی میشوی که بر من زدی؛ چرا که تو قلبی را هدف گرفتی که خانهی خودت بود. | 150 |
| 4 | من میگفتم تو مرهم دردامی، تو چرا باورت میشد؟!
باعث و بانی دردامو نمیشناختی؟ یجایی توی آینه پیداش نکردی؟
انگار خیلی فرو رفته بودی تو نقشت انقدری که، در آخر تمام ماجرا به من برگشت | 89 |
| 5 | چقدر من دلتنگ نگاه های پر لطفتون به این خونه، بودم | 8 |
| 6 | چقدر دلتنگ این قلم و غم های داخلش بودم. | 10 |
| 7 | مثل وجود با ارزشت
باعث افتخارمه بچه:)) | 21 |
| 8 | https://t.me/moonshadowlike/25731
خیلی زیباست.. 🙂
قلمت تا ابد فیومه>>>>> | 21 |
| 9 | واقعا باعث افتخار بنده ست، خوشحالم اینطور بوده | 24 |
| 10 | به حدی زیبا و قابل لمس نوشتیش که فکر میکنم یکی از ماندگارترین نوشتههات در ذهنم همین بمونه.
خسته نباشی، خیلی دلنشین بود. | 21 |
| 11 | خدای من ممنونتم عزیزک | 24 |
| 12 | اوه واقعا قشنگ شده و دلخراش:) | 24 |
| 13 | خیلی به من لطف داری شیرینم، خوشحالم که مورد پسندت بوده | 27 |
| 14 | واقعا دلتنگ قلمت بودم، مثل همیشه احساسات رو به زیبایی به تصویر کشیدی. | 25 |
| 15 | شنوای نظرات ارزشمندتون باشم؟ | 30 |
| 16 | sticker.webp | 160 |
| 17 | 5026016127.mp3 | 151 |
| 18 | sticker.webp | 195 |
| 19 | چند روزی از نبود تو میگذرد، تنها چند روز
چند روز از پاییز و چندین زمستان..
آری طولانی ترینه فصل هایم فصل تو بود؛ نه بهارِ زاد روزت، نه..
بلکه زمستان وجودیِ تو، هرچند گذرا اما که آن دانه های کریستالی نفس از جان من ربودند
یادت کردم تیره ترینم و مدام از خود پرسیدمت
برف آماده و دانه برف من به همراه ندارد؟ در آغوش کدامین نگاه به خاک افتاده؟ تنها چشمان من باب دل رنجورش نبود؟! شاید که گرمای این عشق او را از ماهیتش دور ساخته مگر میشود به سرعت سقوط ستارگانمان دل به فراموشی بسپارد؟!
آخر ای نیلگون ساده!
چه امیدی بر آن تکه سنگ بی رحم داشتی؟ شاید هم سنگی به وجود نداشته، درواقع حسی در میان نبوده، آری
ورنه من به دست خود دلی را را مرهم شدم که متعلق به او بود؛ با زخم هایی از زهر تلخ عشق،
عشقی که تعلقی به خاطر من نداشت! | 444 |
| 20 | sticker.webp | 111 |
