𝘗𝘢𝘳𝘯𝘪𝘢
Open in Telegram
آغاز حکایت ما : جمعه 1402/4/23 آمیخته ای از من پنهان ، در من نهان.. شاید تا کمی آشکار سازم بن خویش را و فِراق خویشتن را به پایان رسانم.. و نُت های ساز من آغازیست برای جان بخشی به کلماتی که از اعماق قلب من ریشه میگیرند و رقص کنان پا به هستی میگذارند..
Show more822
Subscribers
+324 hours
+37 days
-230 days
Posts Archive
821
نوشته بود:
نگران آمدن خزان باشم!؟
مگر در باغ ما گلی مانده..!؟
لاله های وطنم را سرمای زمستان زد…🥀
821
اگه من شهریور پارسال با شهریور امسالم بشینیم با هم حرف بزنیم تحت هیچ عنوان حرفای همدیگه رو باور نمیکنیم
