en
Feedback
مستر فریمن || mr freeman

مستر فریمن || mr freeman

Open in Telegram

آگاهی مطلَق! «من به جای تو فکر نمی‌کنم، بلکه به تو یاد می‌دهم که خودت فکر کنی» @sazmanfazainasa

Show more
Iran113 811The category is not specified
721
Subscribers
No data24 hours
-37 days
+330 days
Posts Archive
Some packs aren’t held together by love… They’re held together by fear. When the fear disappears, the claws come out. The oth
Some packs aren’t held together by love… They’re held together by fear. When the fear disappears, the claws come out. The other side thought they were a pack too… But only as long as there was a wolf standing over them. Now that the shadow is gone, they’re finally starting to see each other’s teeth. @enigma_phych👁

فکر می‌کنی اسطوره بودن یعنی همیشه برنده بودن؟ پس تاریخ را آدم‌های اشتباهی نوشته‌اند. اسطوره، جام نیست... اسطوره، لحظه‌ای است
فکر می‌کنی اسطوره بودن یعنی همیشه برنده بودن؟ پس تاریخ را آدم‌های اشتباهی نوشته‌اند. اسطوره، جام نیست... اسطوره، لحظه‌ای است که میلیون‌ها نفر برای دیدن یک نفر ساعتشان را تنظیم می‌کنند. بعضی‌ها جام را می‌برند و چند سال بعد فراموش می‌شوند. بعضی‌ها جام را نمی‌برند، اما یک نسل را عاشق فوتبال می‌کنند. امروز، شاید آخرین پرده‌ی جام جهانی برای رونالدو باشد. اما مگر افسانه‌ها با سوت پایان داور تمام می‌شوند؟ زمین فوتبال، حافظه ندارد... این آدم‌ها هستند که خاطره می‌سازند. روزی که رونالدو خداحافظی کند، فوتبال یک بازیکن را از دست نمی‌دهد؛ فوتبال بخشی از داستانش را از دست می‌دهد. شاید جام جهانی بدون او ادامه پیدا کند... اما دیگر کسی با همان نگاه، همان عطش و همان وسواس برای بهتر شدن وارد زمین نخواهد شد. اسطوره یعنی کسی که حتی مخالفانش هم نمی‌توانند نادیده‌اش بگیرند. وقتی آخرین بار از زمین خارج شود، سکوها فقط یک بازیکن را تشویق نمی‌کنند... آن‌ها با بخشی از جوانی خودشان خداحافظی می‌کنند. و این، چیزی است که هیچ جامی نمی‌تواند به کسی هدیه بدهد.

R U Sure❔ . @enigma_phych👀

سخت‌ ترین لحظه شاید اونجاست که برمیگردی عقب... و هزار بار همون صحنه‌ ها و کارارو مرور میکنی. دنبال یک اشتباه میگردی... یک لحظه که اگه جور دیگه رفتار میکردی، شاید همه‌ چیز فرق میکرد. اما گاهی وقتا فقط "اشتباه" در کار نیست. گاهی بعضی مسیرا، از همون اول قرار نبوده به اونجایی برسن که مدت‌ ها توی ذهنت ساخته بودی. تو کم نذاشتی. جنگیدی، وقت گذاشتی، قلبتو وسط گذاشتی.کمو بیش... و این یعنی شاید هنوز شکست نخوردی. قضیه فقط فهمیدنِ اینه که بعضی در هارو هرچقدر هم محکم بهشون بکوبی، قرار نیست باز بشن! ولی مراقب باش...فقط به خاطر چندتا درِ بسته، کل خونه رو خراب نکنی. شاید بازم چیزایی باشن که ارزش دوست داشتن دارن... چیزایی که ارزش جنگیدن دارن. فقط این بار... با چشمای بـازتر... چـشـمــــای بــــــازتـر... ـتماشاچی
⬛️ @enigma_phych ⬛️

Some packs aren’t held together by love… They’re held together by fear. When the fear disappears, the claws come out. The other side thought they were a pack too… But only as long as there was a wolf standing over them. Now that the shadow is gone, they’re finally starting to see each other’s teeth. @enigma_phych

Some packs aren’t held together by love… They’re held together by fear. When the fear disappears, the claws come out. The other side thought they were a pack too… But only as long as there was a wolf standing over them. Now that the shadow is gone, they’re finally starting to see each other’s teeth.

دنیا جای تماشاگرها نیست. اینجا یا انتخاب می‌کنی، یا انتخاب می‌شوی؛ یا بازی را می‌سازی، یا مهره‌ی بازی دیگرانی. فقط یک سؤال با
دنیا جای تماشاگرها نیست. اینجا یا انتخاب می‌کنی، یا انتخاب می‌شوی؛ یا بازی را می‌سازی، یا مهره‌ی بازی دیگرانی. فقط یک سؤال باقی می‌ماند: تو پشت میز نشسته‌ای، یا روی میز سرو شده‌ای؟

شاید به همین دلیل است که بشر این‌قدر سر و صدا تولید می‌کند؛ موسیقی، تلویزیون، شبکه‌های اجتماعی، بحث‌های بی‌پایان. چون سکوت خط
شاید به همین دلیل است که بشر این‌قدر سر و صدا تولید می‌کند؛ موسیقی، تلویزیون، شبکه‌های اجتماعی، بحث‌های بی‌پایان. چون سکوت خطرناک است. سکوت، حقیقت را لو می‌دهد. و حقیقت ساده است: جهان نه منتظر ما بوده، نه بعد از ما چیزی از دست خواهد داد. اما خب که چی؟ فهمیدن این حقیقت، نه مرگ را عقب می‌اندازد، نه رنج را کمتر می‌کند. فردا صبح باز ساعت زنگ می‌زند، قهوه سرد می‌شود، اتوبوس دیر می‌رسد و تو دوباره به زندگی‌ای برمی‌گردی که دیروز دربارهٔ پوچی‌اش فلسفه‌بافی می‌کردی. شاید تمام تراژدی انسان همین باشد؛ این‌که همه‌چیز را می‌فهمد، اما باز هم ادامه می‌دهد.

«کودکی را یادت هست؟ آن موقع می‌خواستی دنیا را عوض کنی. حالا فقط می‌خواهی آخر هفته زودتر برسد. چه اتفاقی افتاد؟ دنیا تو را شکس
«کودکی را یادت هست؟ آن موقع می‌خواستی دنیا را عوض کنی. حالا فقط می‌خواهی آخر هفته زودتر برسد. چه اتفاقی افتاد؟ دنیا تو را شکست؟ یا تو خیلی زود تسلیم شدی؟»

⬛️ تو آزاد نیستی. ⬛️ فقط قفست آن‌قدر بزرگ شده که دیگر میله‌هایش را نمی‌بینی. ⬛️ @enigma_phych ⬛️

ستونا میمونن?! صدا ها میرن?! 👁️@enigma_phych👀 ـطویله بدرود
ستونا میمونن?! صدا ها میرن?! 👁️@enigma_phych👀 ـطویله بدرود

👆🏻اگه چیزی فهمیدی یا نفهمیدی نظر بده خب👀

۲ داستان گرگ فقیر

مهره‌ها همیشه فکر می‌کنن دارن تاریخ می‌سازن. بعد که بازی تموم می‌شه، می‌فهمن فقط مصرف شدن. 👁️

گوسفند از گله فرار کرد، به خودش گفت: «آزاد شدم.» بعد تمام باقی عمرش را صرفِ این کرد که ثابت کند هنوز گوسفند نیست...! ــطویله‌بان @Enigma_Phych