𝖬𝖾𝗈𝗐 𝖫𝖺𝗇𝖽
Open in Telegram
189
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
189
Repost from 𝐌𝗎𝗋𝖼𝗂𝖾̄𝗅𝖺𝗀𝗈
بعد کلی اصرار رفیقش تصمیم گرفته بود از خونه بیرون بره .
وقتی به مکان مورد نظرش رسید صدای زیاد اهنگ باعث شد پلک هاشو روی هم فشار بده؛ به ناچار وارد بار شد نگاهشو به اطراف داد تا بتونه دوستش رو پیدا کنه اما با دیدن پسر آشنا ک میرقصید نفس کشیدن یادش رفت .
بدون اینکه نگاهش رو بگیره سمت صندلی پشت کانتر رفت و بعد سفارش یه نوشیدنی به سرعت خاطره ای تو ذهنش مرور شد .
*چندین ماه قبل جدایی*
نگاهی به معشوق کنارش انداخت .
نقابی که به عشق طرد شدشون ازادی میبخشید رو به صورت زد و به سمت پسرک رفت.
-مایل به رقص شاهزاده؟
وقت لمس دستاشو حس کرد بوسه ای به دستش زد و در اغوشش کرفت تا قلب هاشون همدیگه رو لمس کنن با لبخند به رقص ادامه داد .
*زمان حال*
با حس سنگینی نگاهی نوشیدنی دستش رو روی میز گذاشت ونگاهش رو به چشم های خیس اون پسر داد؛ فورا از جاش بلد شد و با سرعت خودش رو به ماشین رسوند رو به راننده با صدایی که پر از درد بود لب زد :
_ راه بیوفت
آخرین نگاهش رو به ورودی بار انداخت وبا افسوس لب زد:
_متاسفم قلبِمن به وقتش دوباره تنت رو در آغوش میگیرم تا دوباره قلب هامون کنار هم قرار بگیرن و با ضربانش نت عشق بنوازن.
189
Repost from امواجِدریا؛[closed]
فور کنید:
-دو به دو شیپتون کنم. -به شیپتون نمره بدم. -بگم تو کدوم کشور باهم اشنا میشید.جویننیستیفورنزن/?330
189
Repost from ㅤ᥉𝗍ᥲr 𝖽ᦅ𝗅𝗅
Challenge☁️ این پیامو فور کنید من طبق وایبتون یک قطعه شعر انگلیسی بهتون بدم .
189
Repost from 𝐌𝗎𝗋𝖼𝗂𝖾̄𝗅𝖺𝗀𝗈
ولی همیشه امن ترین جا برای من بغلت بود..
#video
#vkook
