637
Subscribers
No data24 hours
+37 days
+330 days
Data loading in progress...
Attracting Subscribers
May '26
May '26
+7
in 0 channels
April '26
+3
in 0 channels
Get PRO
March '260
in 0 channels
Get PRO
February '26
+7
in 0 channels
Get PRO
January '26
+12
in 0 channels
Get PRO
December '25
+18
in 1 channels
Get PRO
November '25
+16
in 1 channels
Get PRO
October '25
+12
in 0 channels
Get PRO
September '25
+10
in 0 channels
Get PRO
August '25
+35
in 1 channels
Get PRO
July '25
+25
in 0 channels
Get PRO
June '25
+11
in 0 channels
Get PRO
May '25
+24
in 0 channels
Get PRO
April '25
+16
in 0 channels
Get PRO
March '25
+18
in 0 channels
Get PRO
February '25
+145
in 122 channels
Get PRO
January '25
+27
in 0 channels
Get PRO
December '24
+239
in 105 channels
Get PRO
November '24
+20
in 1 channels
Get PRO
October '24
+16
in 0 channels
Get PRO
September '24
+376
in 109 channels
Get PRO
August '24
+261
in 119 channels
Get PRO
July '24
+34
in 1 channels
Get PRO
June '24
+195
in 108 channels
Get PRO
May '24
+21
in 0 channels
Get PRO
April '24
+594
in 112 channels
Get PRO
March '24
+21
in 0 channels
Get PRO
February '24
+356
in 100 channels
Get PRO
January '24
+382
in 105 channels
Get PRO
December '23
+52
in 52 channels
Get PRO
November '23
+371
in 120 channels
Get PRO
October '23
+460
in 81 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 18 May | 0 | |||
| 17 May | +1 | |||
| 16 May | +1 | |||
| 15 May | 0 | |||
| 14 May | 0 | |||
| 13 May | +1 | |||
| 12 May | 0 | |||
| 11 May | 0 | |||
| 10 May | 0 | |||
| 09 May | +1 | |||
| 08 May | +1 | |||
| 07 May | 0 | |||
| 06 May | 0 | |||
| 05 May | +1 | |||
| 04 May | 0 | |||
| 03 May | 0 | |||
| 02 May | +1 | |||
| 01 May | 0 |
Channel Posts
Repost from شبانه نگاره سومی🦋😍
پی دی اف تموم رمان های گی لاو رو با ژانرهای مهم و عالی پیدا شد😐😂❤️
امپرگ بارداری مردانه🫦
بیناجنس🫀
ورس👅
آلفا و امگای هات
لزبین و مامی ددی لیتل گرل و بوی✨
ژانر اجتماعی و تجاوزی...💧
ارباب برده🌊
ژانرهای خیس کننده شورت و عاشقانه...
تموم رمان های چاپی و فروشی اینجا هست🦦🍆🍓
لینک رمان هایی انلاین هم گذاشته میشود💦🌈
هرچی رمان و چنل داشتی ول کن اینجا رو بچسببب❤️🩹😈🔥
رمان هایی با قلم قوی و ژانرهایی مورد پسند شوما🥹🫶
https://t.me/+0JDj3av631A2ODU0
https://t.me/+0JDj3av631A2ODU0
| 2 | #هفت+۱
دستم رو کک و مک هایی که مثل برگ
پاییزی روی تنش ریخته بود کشیدم که ناله اش در اومد با شک پرسید :
_خیلی زشته؟
_چی؟
_کک و مک هام
خم شدم و کام دیگری از لب های سرخش گرفتم:
_توقشنگ ترین پاییزی هستی که تو تمام زندگی دیدم خزانم
گونه های سرخشو بوسیدم، از حواس پرتیش استفاده کردم و دوتا از انگشتام رو واردش کردم، هومی از درد کشید لب هامو به گوشش رسوندم و بوسیدم:
_جانم عزیزم، الان دردش اروم میشه عمرم
کیـ*رم رو جایگزین انگشتام کردم و یه ضرب واردش کردم که جیغش در اومد و کمر خوش تراشش قوسی گرفت و از تخت جدا شد :
_لطفا درش بیار خیلی بزرگه نمیتونم
_خزانم همین دیشت کرد*مت چجوری انقدر تنگی؟
#عاشقانه #گی
https://t.me/+Op-65jysOPJlMTY0
https://t.me/+Op-65jysOPJlMTY0 | 5 |
| 3 | من، هاکان خانِ شایگان، مرد #بیاحساسی که زیباترین دخترها با تلاش هم نتونستن #جذبش کنن⛓️🩸
دلم برای چشمهای #زمردی و #گریون پسر کوچولویی لرزید که جرئت کرد بهم #لگد بزنه و بعد از اینکه #عقدهای صدام کرد پا به فرار بذاره!👀
هر کس دیگهای بود حتما پاش رو #قطع میکردم ولی حیف اون #تن و #بدن ظریف و #سکـ.ـسی بود که بخواد #خط روش بیفته پس…🔞
اون پسر #باید مال من میشد!😏‼️
https://t.me/+Ca77LxRRDFI5NTc0
https://t.me/+Ca77LxRRDFI5NTc0 | 6 |
| 4 | رئیس #مافیا برای پسرک #خجالتی که دلشو برده #ساک میزنه🔞🔥
زیر #نافم رو با صدا بوسید💋 وقتی #شورت و شلوارم رو پایین کشید از #خجالت چشمام رو بستم😓
تقریبا مطمئن بودم داره به این فکر میکنه که #سایزم نسبت به #هیولای خودش چقدر #کوچیکه ولی همون لحظه گفت:
- #قشنگی… جزء به جزء وجودت برام #قشنگه🔥
با فرو رفتن ناگهانی #آلـتم توی #دهنش چشمام تا آخرین حد باز شدن و #نفس کشیدن رو یادم رفت😶🌫️
مردی که حتی #اسمش هم #لرز به تن همه مینداخت داشت برای من #ساک میزد؟😰
https://t.me/+Ca77LxRRDFI5NTc0
https://t.me/+Ca77LxRRDFI5NTc0 | 6 |
| 5 | معدن تموم رمان های گی رو پیدا کردم 🥹💦
رمان های LGBT 😍🔥
انلاینکده رمان های گمشده🏳🌈
رمان های هات و خشن ترسناک صکصی آب آور حشری کننده ❤️🔥
هرچی رمان سکسی و سوسکی گی و لزبین رو بخوای با یه اشاره میذاره🍓💦🔞
تموم رمان های معروفی که سال ها دنبالشون تو گپ ها بگردی رو پیدا نمی کنی اینجاست 🔞
رمان هایی با ژانرهای نایاب و خیس کننده👅🌸😈
بارداری مردان و گی لاو لزبین میس مامی و لزبین هات لاو و سکسییی ددی لیتل و بوی ددی مامی گرل🧸🔗
https://t.me/+9MgSLkWC6eU3Y2Q0
https://t.me/+9MgSLkWC6eU3Y2Q0 | 6 |
| 6 | «میخوام ببینم نالههات با اون لحجهی غلیظ بریتانیاییات چه شکلی میشه.»🔥
با بالاتنهی برهنه و موهای خیس روی تخت دراز کشیده. سیگارش رو توی جاسیگاری کنار تخت خاموش میکنه.
با همون نیشخند همیشگیاش و چشمهای آبیتیرهاش بهم نگاه میکنه.
«اول بیا ببینیم میتونی نالهام رو دربیاری یا نه.»💦
https://t.me/+bzWk6SdUZiczYWNk
https://t.me/+bzWk6SdUZiczYWNk | 6 |
| 7 | هنریک مردی که انگار فرمانده بودن توی خونش بود، از همون روز اول به لئون مارکر سرباز که تازه وارد مرکز مشکوک بود.
و قبل از اینکه بفهمه درگیر بازیهای خطرناک لئون میشه...🔥
برای آخرین بار نوک سینهاش رو گاز میگیره و سرش رو بلند میکنه. لئون حالا تابلوی نقاشی اون شده بود از سر تا پاش پر از لکههای قرمز و کبودی بود.💦
ناگهان لئون پاهاش رو دور کمرش حلقه میکنه و آلت برآمدهاش رو به سمت سوراخش هل میده.
«زود باش هنریک...اگه همین الان نکنی توش، باور کن پا میشم میرم تا بشینی برا خودت جق بزنی.»💢
نیشخند میزنه. این مرد بریتانیایی و اون دهن کثیفش.
مچ پاهاش رو میگیره، اونهارو بیشتر از هم باز میکنه و محکم خودش رو داخل مرد زیرش فرو میکنه.🔥
ژانر: نظامی/جاسوسی، اکشن، عاشقانه
https://t.me/+bzWk6SdUZiczYWNk
https://t.me/+bzWk6SdUZiczYWNk | 6 |
| 8 | #امگاشووسطگالریبفاکمیده🫦❤️🔥
گیلاو🔞 امپرگ💦 اسمات😈
🔥🔥🔥🔥
روی صندلی نشست و خیره به هایکا که نقاشیشو توضیح میداد، لبخند #خبیثی زد. به این فکر کرد که چطور توی راهرو ترتیب این توله گرگ رو بده که با دیدن هایکا که به سمتش اومد، #چشمکی بهش زد.
_ ممکنه چند لحظه صحبت کنیم؟
هارولد سری تکون داد و هایکا رو به سمت #راهروی_پشتی هدایت کرد.
_ هارولد ازت خواهش میکنم وقتی دارم کار میکنم اینطوری بهم زل نزن
مرد خندید و پرسید:
_ راست میکنی یا میترسی بفهمن هرشب زیر منی؟
هایکا نفس عمیقی کشید و سعی کرد با این کار #شهوتش رو کنترل کنه. این مرد هرچند خشن، آتیشی #درونش بهپا میکرد.
_ بس کن. متوجهی اینجا محل کارمه؟
دیر شده بود چون سر مرد توی #گردنش فرو رفته بود و باسنش رو #چنگ میزد. سعی کرد فاصله بگیره که با چسبیدن #دیک_برجستهی مرد به پاش و شنیدن صدای پا توی راهرو...😈
https://t.me/+gXy_sMNhlmUyMDc8
https://t.me/+gXy_sMNhlmUyMDc8 | 4 |
| 9 | منبع رمان های BDSM و Lgbtوهر ژانر رمانی که شما بخواهید🔞💦
#رمان #ددی #مستر #لیتل #اسلیو #میسترس ....
رمان های فایل شده و رایـگان ددی لیتل🌚🍼
خـیـسـ💦ــ تـریـنـ pdf رمان با ژانر گی و لزبین🫀🚫
رمان های فیلتر شده و ﻣﻣﻧﻭﻋﻫـ❌
داستانک های 𝐏𝐃𝐅 شده جنایی از نویسنده ها معروفــــ🍷🩸
#فــول اسمــ💦ـاتترین
چنل پی دی اف تلگرام با بهترین ژانر های مورد علاقت💋
دارای رمان های رایگان و هــ🔥ـات و سکــ🧼سی
و داستانک های فانتزی ال جی 🏳🌈
رمان میخوای جوین بده 🔥
اووف اینوووووووو
شصت شو روی سوراخ آلتش گذاشته و نمیزاره ار___ضا شه 🥵
پسری که برده جنسی شوالیه تاریکی میشه🔞 چی میشه که این شوالیه بعد سال ها شهوتش روشن شده باشه😱💦🔥
https://t.me/+AOy4P3-BT3Q4N2Q0
https://t.me/+AOy4P3-BT3Q4N2Q0 | 4 |
| 10 | پسر کوچولویی که موقع کار کردن ددیش شیطونی میکنه و ددیش سوراخشو با خودکار و ماژیک پر میکنه🫢🔞
#پارت_واقعی💯
جسم سردی و سفتی رو روی #مقعدم حس کردم
تو این لحظه که غرق #شهوت بودم انگار نمیتونستم تشخیص بدم چیه😮💨
_به مغز فندقیت فشار نیار،
قرار #سوراخ کوچولوت چند ساعتی #جامدادی بشه🔥🔞
اول از #ماژیک شروع کنیم نظرت چیه😈🖋️
آهی کشیدم که همون لحظه ورودشو به #سوراخم حس کردم و از #دردش نالهام بلند شد🍑💦
https://t.me/+jzWM4hs10qI0ZWM8
https://t.me/+jzWM4hs10qI0ZWM8 | 6 |
| 11 | پسری که میتونه حامله شه😈😱یا دروغ به کیلیان بزرگ؟
شلاق و رو کون قرمز شدش کوبیدم.
- مگه یه پسر میتونه حامله شه توله سگ؟
با صورت قرمز شده به خاطر #ساک زدن تایید کرد و سرفه ی بلندی کرد.
#شلاق و پرت کردم یه گوشه و کلاهک دیک کلفتم و به سوراخ قرمزش فشردم.
- جزای دروغ به کیلیان یه سکس دردناکه!
حالا تا صبح انقدر فریاد بزن تا راه زبونت باز شه بلکه دروغی که گفتی و بشوره ببره!
بی توجه به دست هاش که دور تنم حلقه کرد و #چنگ زد یک ضرب فرو کردم توش!
جیغ ترسناکش به گپش نگهبانا رسید که صدای یکیشون به گوش رسید:
- قربان این پسر راست میگن…تنبیهش نکنید..
https://t.me/+K0hux1zW_elkMGU0 | 10 |
| 12 | گی با پسری که نمیتونه حرف بزنه😱💦🤤کونش و بدجوری میگاد🔥
#تلمبههای وحشتناکم و تو کونش تند تر کردم و پاهاش و بیشتر تو شکمش جمع کردم.
- بشمار…تک تک این کیری که فرو میره توت و در میاد و بشمار😈!
اشک از صورتش چکید و سرش و به دو طرف تکون داد.
میدونستم لاله و نمیتونه حرف بزنه.
کیرش و تو دست گرفتم و #فشردم.
- اگه نمیخوای کیرت از تنت جدا شه بشمار، یه راهی برای شمردن پیدا کن!
اولین #تلمبه رو تو کونش کوبیدم و منتظر شدم ببینم چیکار میکنه.
انگشت #کوچیکهی دستش عدد یک رو نشون داد و من با رضایت #تلمبهی دوم و کوبیدم.
- خودشه پسرم، دیدی بخوای میتونی کاری که ازت خواستم و بکنی؟
نگاهی به سوراخ #جر خوردش انداختم.
خون از کناره های مقعدش پایین چکید و عدد دستش چهار و نشون میداد.
- شیش تا تلمبهی دیگه همینجوری میزنم، بعدم تشویقی بهت میدم و ازت درش میارم، به شرطی که با زبونت ارضام کنی جوجه🩸!
https://t.me/+K0hux1zW_elkMGU0
https://t.me/+K0hux1zW_elkMGU0 | 8 |
| 13 | گی🏳️🌈🤤گی🔞
با هق هق به چهره کیاراد زل زد
یعنی قرار بود حامله بشه؟یه رحم؟ اونم توی بدن اراز
_جونم گریه نکن زندگی نمیزارم رحم رو داخلت بزارن
اما با ورود سلمان خان و دکتر .....
آراز و کیاراد
کاپلی که مجبور میشن به دستور پدربزرگ کیاراد بچه دارن بشن
اونم دوتا راه دارن یا کیاراد زن بگیره یا آراز حامله بشه💔
_نههههه خدااااا نمیخواممممم ولم کنیدددددد
اما سوزن نزدیک تر شد و بو.......
https://t.me/+k5jIjE0vAgNkOTdk
https://t.me/+k5jIjE0vAgNkOTdk | 9 |
| 14 | ارحام
مافیایی که همه ازش میترسن
اما عاشق پسری میشه که با باسنش براش دلبری کرده🤤🏳️🌈
#تیکه ای از رمان >
دستی به #باسنش کشیدم و گوششو. بوسیدم
_جونم پسر کوچولو با همی باسنت برام شیک زدی بازم برای ددی میتونی #دلبری کنی؟؟
سعی کرد از #بغلم بیاد بیرون که محکم تر گرفتمش
_تقلا نکن تایپان #کوچولو راه فرار نداری
هلش دادم روی تخت و روش خیمه زدم
خواستم ببوسمش که در باز شد و کیاراد.....
https://t.me/+k5jIjE0vAgNkOTdk
https://t.me/+k5jIjE0vAgNkOTdk | 9 |
| 15 | هیراد پسری که تو خانواده سنتی و مذهبی بزرگ شده و باید #گی بودنش و مخفی کنه،اما نوه حاجی...💯🚫
_ابرو برمیداری،لباسای رنگی میپوشی؛
نکنه خوشت میاد دختر باشی؟
_من دختر نیستم!
_لبات جون میده واسه #ساک زدن🔞🥵
موهای طلاییمو از پیشونیم کنار زدم که بین قالی های حجره حبسم کرد.
_تو همونی هستی که تو بچگی بهش تجاوز شده؟❌
بغض کردم از یاداوری گذشته و سیلی ای با دستای لاغرم به صورتش زدم.
_خفه شو عوضی!
#گی🏳🌈
https://t.me/+V3aSf2QqRLNhODE8
https://t.me/+V3aSf2QqRLNhODE8 | 11 |
| 16 | شاگردی که عاشق معلم فرنگیش میشه و وقتی با مرد دیگه ای میبینتش...🥺🔥
صورتش نزدیک صورتم بود.
حرکتی نکردم و تنها آروم لب زدم:
برو عقب!
پوزخندی زد و صورتش رو نزدیک تر آورد که نا باور مجبور به کج کردن صورتم شدم تا اتفاقی نا خواسته بینمون نیومده.
دوباره با لحن جدی تری هشدار دادم و لب زدم:
شاهان گفتم برو عقب!
توی همون فاصله با حرص لب زد:
چیه تو که خوشت میاد...خوشت میاد یکی چفت دیوار بزور...
عصبی شدم.
لحنش اصلا خوب نبود.
داشت تحقیرم میکرد و من از حقارت شنیدن متنفر بودم.
به سمت عقب هولش دادم و گفتم:
شاهان بهتره همین الآن بری!
سری تکون داد و رفت سمت کیفش و برداشتش و رفت سمت در.
برگشتم که برم توی اتاقم که قبل رسیدن به در و رفتنش برگشت سمتم و گفت:
آقا معلم!
🔞🔥🔞🔥🔞🔥🔞🔥🔞🔥🔞🔥🔞🔥
https://t.me/+3aQcmIyTGyUzMTg0
https://t.me/+3aQcmIyTGyUzMTg0 | 12 |
| 17 | #آلتم انگار به سوراخ🍑 نرم و قرمز همیشه متورمش اعتیاد پیدا کرده بود درست مثل یه حس سیری ناپذیر.
صدای #نالههای بلندش باعث شد #ضربههام شدت پیدا کنه. همین که کمرش به سمت بالا #قوس پیدا کرد، #مالکانه گردنش رو به دندون گرفتم اونقدر محکم که مزهی خونش روی زبونم پاشید...🩸
https://t.me/+E5MfC2vcOZwzOWJk
https://t.me/+E5MfC2vcOZwzOWJk
آلفای رهبری که وقتی میفهمه گ آلفای مغلوبه تو گله جفتشه کاری میکنه با فرومون های شدیدش رات بشه و بصورت دائمی مارکش میکنه تا برای همیشه داشته باشتش…
#اروتیـــــــــــــــــــــــگ #امگـــــــــــــــاورس | 10 |
| 18 | 🔞الفای رهبری که گرگ درونش با بوی فرومون های اون آلفای نیمه انسان تحریک میشه و بهش حمله میکنه…🔥
ـ خواهش میکنم... مالکوم... صبر کن... اجازه بده... آه
#نالهی🫦 غیر اِرادیش منو وجد آورد. بیشتر میخواستم بشنوم، عمیقتر، بلندتر.
#عطشی سیریناپذیر احساس میکردم. پنچه به لباسش کشیدم و خیلی زود از جلو #دریده شد.
تن سفیدش با نیپلهای قرمز روشن دیدنی بود. اون هنوز میخواست مانعم بشه.
ـ مالکوم... آه... اینجوری نه... اوف، آه
زبون💦 بیوقفه میچرخید و دهنم همه جا رو میخورد و میمکید. نیپلاش رو به دندون گرفتم.…💢💢
https://t.me/+E5MfC2vcOZwzOWJk
https://t.me/+E5MfC2vcOZwzOWJk | 10 |
| 19 | جنی که بعد از سالها همزاد خودشو پیدا کرده، پسری که حتی از وجودش خبر نداره و نمیتونه ببینتش!🫣
از پشت خودشو به تن لاغر پسر چسبوند و نفس گرمشو توی گردن سفیدش خالی کرد🌬
+تو منو نمیبینی،ولی من از دیدنت سیر نمیشم!🫦
با حس گرمایی پشت تنش تکونی خورد و سرش رو کج کرد که مرد به خنده افتاد
+تقصیر خودته، نباید بدون لباس میخوابیدی
#گی🏳🌈 #ماورایی⛓
https://t.me/+K5C7glZnGM1hMDFk
https://t.me/+K5C7glZnGM1hMDFk | 10 |
| 20 | بعد از مرگ همسرش،با موجودی دورگه از جن و شیطان تو قبرستون رو به رو میشه که ..🔥🔞
گازی به گوشت خام و خون مُرده زد و با ولع جویید که ترسیدم و چاقویی برداشتم.
_توعه لعنتی چه کوفتی هستی؟
زبون روی لب خونی کشید و بال های سیاهش و تکون داد.
_اومدم غم زنت و کمرنگ کنم برات،
تا حالا یه جن نر از نزدیک ندیدی؟💯😈
#گــی🏳🌈 #ماورایـی🚫
https://t.me/+K5C7glZnGM1hMDFk
https://t.me/+K5C7glZnGM1hMDFk | 12 |
