مم الف
Open in Telegram
این جا همه چی رو خودم مینویسم! نه چیزی از کسی کپی میکنم و نه حتی از جایی ایده میگیرم. همه چی ساخته ذهن من و خروجی تولیدی مغز منه. صاحب اینجا منم... مم الف پایان.
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
232
Subscribers
-124 hours
-17 days
-430 days
Posts Archive
233
کم حرف نشدم
به صحبت های آدم ها گوش میدم و متاسفانه اکثرا و همیشه و همه حال دارن چرت و پرت میگن و من با ترس اینکه اگه منم حرف بزنم نکنه منم مثل این ها چرت بگم رفیق فاب سکوت شدم.
بصورت ترکیبی و غافلگیرانه ذیل همین مطلب باید بگم که سلام.
صبح تون بخیر بنده های خدا
امیدوارم امروز شنیده بشید
حتی اگه حرفی واسه زدن نداشته باشید.
روز خوبی داشته باشید:)
233
هیچ لذتی در دنیا بالا تر از خرید نوشت افزار نیست.
حتی اگر بیست ، سی و یا چهل سالت شده باشه:))
233
سرطانم بالاخره یه دوا درمونی داره ولی دوری نه.
از دست دادن تلخه ولی ترس از دست دادن کشنده است و غیر و قابل تحمل.
هیچ چیز اندازه ترس از دست دادن و دیگه نداشتن نمیتونه انسان دو پا رو فرسوده بکنه.
محمد سهرابی یه جایی میگه:
به تشریف حضورت در چمن دارم بر و رویی
مترسانم ز هجران، بال دارد می پرد رنگم
چی بگم
من که خیلی آدمی نمیبینم این روزا ولی شما اگر رنگ پریده دیدید به قرینه معنوی ترس از دست دادن رو پیدا کنید.
چون بالاخره هر آدمی یه کسی یا یه چیزی داره که فکر نبودنش روحش و پاره پاره کنه!
راستی آدم زمینی
تو از نبودن کی میترسی؟
مم الف
پایان
233
سلام.
صبح تون بخیر بنده های خدا.
امیدوارم امروز بتونید از زندانی که خودتون با افکارتون ساختید بیرون بیاید و لذت آزادی و آرامش رو درک کنید به امید خدا.
روز خوبی داشته باشید:)
233
سلام.
صبح تون بخیر بنده خدای.
امیدوارم روز خوبی داشته باشید و یادتون باشه که خدا امروز هم روزی رسونه!
فعلا:)
233
بابت خلق صدا خیلی بهت بدهکارم.
اینکه شب ها چطور میگذره که شما کوه نیستید و نمیشه گفت
ولی قطعا صدا ها خیلی ها رو از دست قاتل ساکت شب نجات دادن.
حالا که اینقدر از صدا تعریف کردم
جا داره بگم که نشد ببینمت ولی کاش بشه یکبار دیگه صداتو بشنوم...
م.م الف
پایان
233
آدما اول آتیشت میزنن بعد که سوختی ازت گلایه میکنن که چرا دودی که ازت بلند شده چشمهاشون رو میسوزونه :)
233
چی بگم
پایان شب سیه یه شب سیاه تر دیگه است.
بخوابیم شاید تو یه دنیای دیگه بیدار شدیم اصلا...
شوخوش
233
دلم هوس پیتزا کرد
و با خودم گفتم که یک و پونصد واقعا زیاده واسه یه پیتزا و خب خودم رفتم بیرون و مواد اولیه اش رو خریدم که شد دو و سیصد و تقریبا همه اشپزخونه رو هم به گند کشیدم و آخرش هم مشغول صحبت با یکی شدم و پیتزام سوخت.
گاهی وقتا شکست آدم ها بهشون تجربه بی قیمتی میده که قطعا این موردم شامل حالم نمیشه و زندگی اینطوری که بعضی وقت ها میبازی و باید با باختن و بازنده بودن کنار بیای.
من که رفتم نون پنیر بخورم ولی یادت باشه زندگی مساوی نداره کلا...
مم الف
پایان
233
یکی از تو مخی های ایران نیاز به فداکردنه...
چطوری بگم
همه دنیا همینه ولی خب تو ایران خیلی درصدش بیشتره.
اینجا اینجوریه که الزاما باید برای رسیدن به چیزی از یک چیز دیگه بگذری...
نه عقب بندازی
نه اولویت بندی کنی
نه کلا باید بگذری!
به تعداد آدم های ایران گذشتن از یه چیزی برای رسیدن به چیز دیگه وجود داره.
عناصر خارج از اراده آدم ها بهشون زور میگه
و تقریبا همه عمرت در ایران رو مشغول محاسبه نفع و ضرر واسه بیسیک زندگی هستی.
من جنگیدن رو دوست دارم
ولی جنگیدن برای ابتداییات و قبول اینکه بصورت فاندامنتال باید کلی موضوع رو فدای رسیدن به چیزی کنم حالم رو بهم میزنه.
واقعا چه بخوای چه نخوای تو ایران موجی که آسودگی تو عدم توست
حتی به غلط...
مم الف
پایان
https://t.me/mimmimaleff
233
اون طرفی که میدونی درسته بمون و هیچوقت از خلوتی مسیر حق نترس.
بحث اراده نیست
خیلی از آدم ها قاطی شلوغی میشن صرفا چون از تنهایی وحشت دارن...
حالا از دلیل و منطق و هر چی هم که بگذریم
من تنهایی اشتباه کردن رو هم بیشتر دوست دارم.
واقعا تنهایی تو همه چیز بهتره
پس خوشبحال اونا که ادامه میدن
خوشبحال اونایی که تنهایی ادامه میدن
ادامه دارد؟
اگه ادامه بدی!
مم الف
پایان
