en
Feedback
710
Subscribers
No data24 hours
+17 days
+130 days
Posts Archive
یکی از موارد مهم در خصوص یادگیری یک زبان جدید، املا نوشتن هستش، که بهتون کمک میکنه تو شنوایی و نوشتن و جمله سازی و .... سایت زیر همین امکان رو برای زبان انگلیسی فراهم میکنه تو سطوح مختلف، بهتون املا میگه یجا واسه تایپ میزاره و تصحیح هم میکنه براتون https://dailydictation.com/

بیایید پول بزاریم یه کمپر بخرم یکی دیگه از آرزوهام براورده بشه
بیایید پول بزاریم یه کمپر بخرم یکی دیگه از آرزوهام براورده بشه

سالها منظره اتاق من تو چنین تایم‌های جلو پنجره باز شده چاییم میخوردم اینبار بدون من
سالها منظره اتاق من تو چنین تایم‌های جلو پنجره باز شده چاییم میخوردم اینبار بدون من

یه آگهی جذب نیرو دیدم از شرکت سپ، برام جالب بود عنوان استخدام نیروی بکند حقوق ۴۰ تا ۵۰ میلیون (مناسب سطح میدلول با تجربه) وظایف؟؟؟ کدزدن (در حد یک اکسپرت) بررسی کدهای دیگران (سرپرست فنی) حضور در جلسات با مدیران (تک لید) طراحی و معماری (تک لید) انجام کارهای اوتومیشن زیرساخت (دواپس) تمام وقت کد زدن و بهبود کد (سنیور بکند) تو این آگهی من متوجه شدم که شرکت سپ به سه تا نیرو نیاز داره (یکنفر سنیور، یک نفر تیم لید، یکنفر دواپس) اما داره حقوق یک میدلول رو میده با جایگاه برنامه نویس که اختیارات تیم لید رو نداشته باشه این نشون میده که شما قراره برید داخل یک سازمان که مدیر سمی داره، یعنی همه چی پای شماست و باید جوابگو باشید (سازمان همیشه طلبکار) بدون اینکه اختیارات داشته باشید و حقوق جایگاهتون رو بهتون بدن پذیرفتن همچین جایگاهی مساوی با قبول کردن اینکه به شما توهین بشه یعنی شما از شخصیت خودتون تو محل کار گذشتین باهاتون صادق باشم یمدت بابت همچین جایگاهی من مصاحبه کننده فنی سازمان بودم و تنها کسانی بابت این شغل اومدن جهت مصاحبه که یا بچه بودن (از لحاظ سنی و تخصصی) و توهم میزدن که بلدن یا واقعا شخصیت فنی و حرفه‌ای نداشتن، شاید بپرسین چرا من مصاحبه کننده فنی بودم؟؟؟ قبلا تو همون سازمان نیروی ارشد فنی بودم و ازم خواسته شد در تمدید قرارداد همچین چیزی مانند سپ رو بپذیرم و متوجه شدم که سازمان داره به سمت ردفلگ پیش میره و استعفای خودم رو اعلام کردم سریع و بابت جایگزین کردن نیرو ازم خواسته شد تو مصاحبه فنی حضور داشته باشم

دیگه ببخشید الان کارم تموم شد بعنوان مسئول تست و بررسی سازمان وظیفه شما فقط گزارش درست و دقیق باگ هستش ولی شما بعنوان تستر اگ
دیگه ببخشید الان کارم تموم شد بعنوان مسئول تست و بررسی سازمان وظیفه شما فقط گزارش درست و دقیق باگ هستش ولی شما بعنوان تستر اگه سابقه مهندس نرم افزار داشته باشید میتونید برید تو نقش SDET یعنی لبه توسعه و تست بعنوان مهندس توسعه نرم افزار در تست جالبیش کجاست؟؟؟ وسط بررسی علت خطا و تست مکرر تو حالت‌های مختلف باگ به یه باگ بزرگتر پی بردم جایی نیروی ارشد فنی سازمان بودم که تستر نداشتیم (منم خب پول کاری رو بهم ندن انجامش نمیدم) یبار مدیر اومد گفت میترسم که بعدها تغییر مدل‌ها برامون دردسر بشه، گفتم ترست فعلا جایی باشه که تا الان تستر نداشتیم گفت یعنی بگی باگ داریم، گفتم بزار خیالت رو راحت کنم کل سیستم رو تا الان باگ در نظر بگیر تستر نبوده و هرکی هر جور خواسته پیش رفته

وضعیت مملکت جوریه چهارتا بزغاله بزاری تو راس حکومت و دولت وضعیت اقتصادی و معیشتی از این بهتر خواهد شد جالبه این چهارتا بزغاله نه دزدی میکنن، نه رانت، نه اختلاص، نه اعدام و نه جنگ راه میندازن، اونم در حالیکه نمیتونن با هیچ نوع انسانی حتی حرف بزنن

اگه بهتون بر نمیخوره الان کارم تموم شد و گزارش دادم تموم هم نشد یه باگی که پیدا کردم رو راه جلوگیری از تکرارش رو فهمیدم تا فر
اگه بهتون بر نمیخوره الان کارم تموم شد و گزارش دادم تموم هم نشد یه باگی که پیدا کردم رو راه جلوگیری از تکرارش رو فهمیدم تا فردا که کدیر یه جواب نهایی بهم بده الان باشگاه بازه برم عضله بشازم؟؟؟؟

از سرکار برگشت غذا درست کرد رفت باشگاه برگشت خونه روتین پوستی انجام داد غذاش رو با شکر گذاری خورد من خونه محل کار دومم بود که حین کار شامم رو هم میخوردم، مشکل تایم خواب هم در نصف بیشتر هفته دارم (چون باید کارم رو برسونم)، من رو با این مقایسه میکنید؟؟؟؟ من همینکه دچار فروپاشی روانی نمیشم جای شکر داره بازن

نظرتون رو راجب گیت‌هابم میخواستم

یک کتابی که خوندم تا حدی هم ترجمه اش کردم ولی نمیرسم تمومش کنم خیلی ازم زمان میگیره رو به کمک هوش مصنوعی به این ویدئو تبدیلش کردم به نظرم 80 درصد مطالب کتاب رو توی همین ویدئو پوشش داده ، دیدنش خالی از لطف نیست

اینم وضعیت خواب ما بابت شغل قشنگمون حالا این تو حالت بدون استرس و فشار بود
اینم وضعیت خواب ما بابت شغل قشنگمون حالا این تو حالت بدون استرس و فشار بود

مریض باشی استعلاجی هم داشته باشی مجبورت کنن کار کنی باگ هم داشته باشی ینفر هم بیاد سرت غر بزنه؟؟؟
مریض باشی استعلاجی هم داشته باشی مجبورت کنن کار کنی باگ هم داشته باشی ینفر هم بیاد سرت غر بزنه؟؟؟

تصور کنید دارید یه سیستمی رو کد میزنید که یک بخش از اون یا هنوز توسعه داده نشده یا خربار ریکوست زدن به آن هزینه سنگینی برای سازمان به بار میاره راهکار کم هزینه و خوب چیه؟؟؟ استفاده از سیستم ماک جهت تست ولی خب نوشتنش بازم میتونه اتلاف وقت و نیرو باشه برامون خب بیایید اول ببینید انتظارتو از پاسخ (reaponse) چیا هستش این رو کامل لیست کنید چه در حالت خطا و چه در حالت درست یک جیسون فایل با status های مختلف و متدهای صدا زننده مختلف براش بنویسید برنامه wiremock رو نصب و راه اندازی کنید، یک اندپوینت براش بسازید که اون json فایل رو بهتون برگردونه، به همین راحتی سناریوی واقعی رو پیاده سازی میکنید باهاش @code_crafters

با توجه به بارش باران اینجانب پیاده روی زیر باران میروم

واقعا این شغلیه که ما داریم از ساعت یک ظهر بابت اینکه زیرساخت آروان اختلال خورده باید یه اپلیکیشن بزرگ رو جابجا میکردم کامل و تا قبل فردا بیاد بالا این سطح از استرس رو واقعا نمیشه با هیچ پولی خرید یا فروخت

پدیده خودشناسی یه مسئله بشدت دردناک هستش از اخرین تجربه براتون بگم تو بحث خودشناسی از یه جایی ببعد از حالت سرگردانی بیرون می‌آیید (یکم که از شروع مسیر بگذره) و به موضوع مسئله می‌رسید و جالب اینجاست که خودت تبدیل به مسئله میشی چطور خودت تبدیل به مسئله میشی؟؟؟ اخیرا متوجه شدم که من آدم وابسته‌ای نیستم، نمیدونم این خوب یا بد، ولی وابستگی به کسی یا چیزی ندارم، نه محیط، نه انسان‌ها و اگه صادق باشم باهاتون نه حتی خونواده و بابت همین به اصل موضوع رهایی از آلبرکامو نزدیکم، یعنی در واقع در سطح طغیانگری حضور دارم و پایان هر چیزی حتی در سطح ارتباط انسانی برای من ساده و سبک هستش (اهل فرار یا پاسخ ندادن نیستم، اما اهل قطع ارتباط کامل هستم) اما در کنار این عدم وابستگی من، یک مسئله دیگه قرار داره، اینکه آدم عمیقی هستم وقتی یک ارتباط شکل میگیره به عمقش نگاه میکنم میزان عمیق بودن طرف مقابلم در خودش این موضوع چرا انقدر مهمه؟؟؟ انسان‌ها همونقدر که در خودشون عمیق هستند میتونن در دیگری هم عمیق بشن، این منجر به ساخت یک ارتباط سالم و شفاف میشه که بر پایه حضور و شناخت هستش، نه بر پایه طرحواره‌های روانی (تروماهای کودکی) و تله‌های اجتماعی که به نوبه خود از رابطه‌های سنتی و دوستی‌های سطحی به دور هستش زمانیکه در خودتون عمیق بشید از گفتگوهای ساده و عامیانه متنفر می‌شید و در ارتباطاتتون نیاز دارید به مکالمات با معناتری از جمله فلسفه، بررسی جامعه، روانشناختی و معنایی به یک زبان ساده‌تر و خودمونی شما دنبال لاس زدن و حرف زدن نیستید، شما دیالوگ میخواید ناخواسته جامعه ارتباطی شما محدود میشه منتها با کیفیت تر، چون اساسا از انسان‌های سطحی عبور میکنید و به سمت افرادی میرید که روی خودشون کار کردن زمانیکه به مرحله خود مسئله شدن برسید، هیچ راه برگشتی برای آدم سابق بودنتون وجود نداره ولی منتها این نشون میده که مسیر درستی رو پیش گرفتی فقط یک موضوعی وجود داره اینکه تو این مرحله نسبت به مسائل بیرونی نباید سریع تصمیم بگیرید، قدرتی که بهتون داده شده رو باید درست کنترل کنید

03_spaghetti.mp35.22 MB

یچیزی بهتون بگم گوشه ذهنتون نگه دارین بزرگترین انتخاب‌ها و تصمیمات یک انسان موقتی و تایم دار هستش چرا این مسئله رو مطرح میکنم؟؟ ذات انسان یک ماهیت آشفته داره که تحت تاثیر مسائل زیادی قرار میگیره و در نهایت با گذر زمان دیدگاهش نسبت به انتخابش تغییر کنه و خواسته‌ش هم میل به دیگری داشته باشه چرا این اتفاق میافته: اکثریت جامعه انسانی رو افراد تایید محور تشکیل میدن افرادی که نگاهشون نگاه دیگریست، خواسته آنها وابسته به خواسته دیگریست و این تکانش رفتاری خیلی از انسان‌هارو تشریح میکنه بندرت کسانی پیدا میشوند که انتخاب محور باشند، این دسته افراد یکسری اصول ذهنی و اخلاقی دارن که شکستن این سد برای اکثریت جامعه غیر ممکن هستش مگر اینکه در مقابلشون کسی قرار بگیره که بتونه این اصول ذهنی و فکری رو براشون دگرگون کنه (یک متفکر به تمام معنا) این افراد انتخابشون مداوم هستش و امن‌ترین افراد برای گرفتن یک ارتباط سالم و همیشگی هستش کافیه شما چند مورد رو ببینید: افراد انتخاب محور نسبت به نقد حساسیت ندارن، نسبت به نگاه دیگران واکنشی نیستند، در شکار نگاه دیگران و خواسته دیگران نیستن، نیازی به جلب رضایت همگان ندارن، تو گفتن نه در سنگینترین شرایط متحمل شده بهشون تردیدی ندارن و اصول فکری و اخلاقی خودشون رو به هیچ عنوان در برابر همگان از دست نمی‌دهند این اصل فلسفه بوبر رو خیلی ساده تشریح میکنه اصل اگزیستانسیال رو در حیطه خودش داره و معنا رو برای انسان میتونه خلق کنه در نهایت بالغترین انسان، انسان انتخاب محور کامل هستش

مردیم ز دلتنگی دل او تنگ نشد در پی نگاهش جان دادم نگاهش تکرار نشد به رخسارش میدهم نفسی نفس بند آمد هم نفس ما نشد