en
Feedback
‌‌𝖡𝗅𝗎𝖾 𝗈𝖿 𝖠𝗍𝗅𝖺𝗇𝗍𝗂𝗌 海

‌‌𝖡𝗅𝗎𝖾 𝗈𝖿 𝖠𝗍𝗅𝖺𝗇𝗍𝗂𝗌 海

Open in Telegram

آتـلانـتیـس 𝖠𝗍 𝖻𝖾𝗌𝗍, 𝗒𝗈𝗎’𝗋𝖾 𝗍𝗁𝖾 𝗎𝗇𝗍𝖺𝗆𝖾𝖽 𝗁𝖾𝗋𝗈; 𝖺𝗍 𝗐𝗈𝗋𝗌𝗍, 𝗒𝗈𝗎 𝗈𝖿𝖿𝖾𝗇𝖽 𝗉𝖾𝗈𝗉𝗅𝖾 𝗐𝗁𝖾𝗋𝖾𝗏𝖾𝗋 𝗒𝗈𝗎 𝗀𝗈. 𝖳𝖺𝗅𝗄 𝗐𝗂𝗍𝗁 𝖴𝗌? ☆ @BlueAtlantisbot 𝐸𝑁𝑇𝑃 𝗐𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋

Show more
249
Subscribers
No data24 hours
+97 days
+930 days
Posts Archive
چشم‌ها را باید شست جور دیگر باید نگاه کرد

کمک خیلی باهم شیپشون میکنم

بچه‌ها اتاق صاحب مجموعه پر از مدال‌های مسابقات رالیه، طرف یه اتاق توی فرش فروشی داره پررر از لباس وای پسر کاش اینقدر پولدار بودم.

ازم متنفر نیست درمورد اون یکی شغل هم باهاش حرف زدم

Repost from oxic
“I don’t wanna talk about it”
“I don’t wanna talk about it”

تقریبا احساس میکنم اون یکی شغل داره از دستم می‌ره و باید براش تلاش کنم اما حتی نمی‌تونم وایسم و حرف بزنم از بس که خسته و افسرده‌ام.

عذاب وجدان گرفتم نباید بهش میگفتم سناریوش شبیه سناریوی سریاله

بچه‌ها رئیس و صاحب مجموعه خیلی به هم میان، یکیشون از ایناست که خیلی رسمیه و یکیشون از ایناست که خیلی اسپورته و اهل رالیه، عجب ترکیبی.

فقط بهش بخندید و ازش تعریف کنید و بگید به به عجب ایده‌ای شما خیلی نابغه تشریف داری قربان.

رک بودن خوب نیست، هیچوقت به رئیستون که هیچ تخصصی توی بخش تولید محتوا داره نگید «این سناریو مناسب نیست»

صد درصد مطمئنم که رئیسم از من متنفره

جاتون خالی رئیسم اینقدر بی مزه است که داشتم پنیک می‌کردم. نشسته برامون سناریوهایی که به ذهنش رسیده رو تعریف می‌کنه و من تمام مدت داشتم از خنده می‌مردم چون سناریوهای طنزش خیلی بی‌مزه بودن و یه شوهر عمه‌ی درون داره. و وقتی بهش گفتم سناریوش شبیه سناریوی سریاله بیشتر، یهو ناراحت شد.

من و رژ لب قرمزی که مامان بزرگم بهم هدیه داده against the world

من و روزی که آرایشم رو اینقدر ساده انجام دادم که فقط زشت نباشم چون حوصله نداشتم آرایش کنم.