en
Feedback
سپ‌تراپ

سپ‌تراپ

Open in Telegram

سپهرم و این‌ها مکالمات من و تراپیستمه تلفن‌های کلینیک «وصال» برای مشاوره حضوری و غیرحضوری ایناهاشن: ‏05136108199 09154846655 آدرسش هم مشهد، بین ساجدی ۱ و ۳، پلاک ۸۸. بگین از سِپ‌تِراپ میاین. تخفیف میدن!

Show more
2 972
Subscribers
No data24 hours
-167 days
-7730 days
Posts Archive
+ تو قوی هستی. - پس چرا هنوز... + چون نمی‌دونی قوی هستی.

بچه‌هایی که‌ پرسیده‌‌ بودن عضوگیری ادامه داره یا نه، بله. ادامه داره. دو‌ جلسه با حضور دکتر برگزار شد. دومی از اولی بهتر. سومی هم آخر همین هفته‌ست. گروهبندی‌ها انجام شده و اولین کتاب از چندتا کتابی که در نظر گرفتیم رو داریم می‌خونیم. محتوای آفلاین و آنلاین هم به راهه. اگه‌ می‌خواین بیاین، برای اطلاع از شرایط ثبت‌نام به @Sepkaism_1 پیام بدین.

باشگاه «نور و سایه» یک فضای آنلاین برای رشد فردی و تجربه‌ی تغییره، زیر نظر دکتر مرتضی حیدری. تراپیست خودم که هفت هشت سالی هست
باشگاه «نور و سایه» یک فضای آنلاین برای رشد فردی و تجربه‌ی تغییره، زیر نظر دکتر مرتضی حیدری. تراپیست خودم که هفت هشت سالی هست دیگه از جیک‌وپوک زندگیم باخبره! اعضا هفته‌ای یکی دو بار در جلسات گروهی، کارگاه‌ها و تمرین‌های کاربردی آنلاین شرکت می‌کنن. سرپرستتون منم. هدف فقط آموزش نیست؛ جمعی صمیمی و حمایتیه برای گفتگو، تجربه و رشد. هزینه‌ی عضویت هفته‌ای ۵۰ هزار تومنه که هر سه ماه پرداخت میشه. برای ثبت‌نام و دریافت لینک عضویت، با آیدی زیر هماهنگ کنید: @Sepkaism_1 نکته: پنجشنبه هفته دیگه جلسه اول برگزار میشه!

پنجشنبه هفته دیگه، اولین جلسه برگزار می‌شه.

سال اول تراپی: همه‌چی تقصیر اون‌هاست. سال دوم تراپی: اون‌ها مقصرن و من می‌بخشمشون. سال سوم تراپی: هم اونا مقصر بودن هم من یه‌ذره. سال چهارم تراپی: اونا مقصر نبودن. سال پنجم تراپی: من مقصر بودم. سال ششم تراپی: نه من مقصر بودم نه اونا مقصر بودن‌.

هیچی دیگه. عضو شدم تو این باشگاهه. سرپرست هم شدم. شما هم اگه طاقت دارین بیاین پیام بدین عضوتون کنم. اگه هم‌ ندارین نیاین. @Se
هیچی دیگه. عضو شدم تو این باشگاهه. سرپرست هم شدم. شما هم اگه طاقت دارین بیاین پیام بدین عضوتون کنم. اگه هم‌ ندارین نیاین. @Sepkaism_1

این بیچاره یه عمره داره به من میگه چیکار کنم با سندرم تهوع درونی. من بلد نبودم و قدرتش رو نداشتم هنوز.

Repost from سپ‌تراپ
+ که چی؟ - چی که چی؟ + که چی که می‌خوای چیزی رو که یه بار رهاش کردم دوباره برام بالا بیاری؟ - چون باید برگردی و ازش عبور کنی. + چه فرقی داره؟! - فرق داره. توی اولی فراره، توی دومی پذیرش. فراری همیشه مضطربه. کسی که پذیرفته، آرومه.

وسط اون خشم و هیاهوی منِ به قول شکسپیر دیوانه در صحنه‌ی نمایش این جهان... دکتر خط کشید روی نقاشی‌هاش و‌ همینجوری که داشت به جگرم وسط گروه نگاه میکرد،انگار همین کانال رو دو سال رفت عقب و باز نشست جلوم و گفت:

جگر من اون وسط داشت جیزجیز می‌کرد که دکتر حیدری ماژیک رو برداشت و با رسم شکل به من توضیح داد که چرا و چگونه باید جگر خودمون رو سالم نگه داریم تا اینطوری بالا نیاد. من چیکار کردم؟ من داد زدم سرش. چی گفتم؟ گفتم نه‌مرسی. برای خودتون دیگه. من رفتم. من خداحافظ. من دیگه بسمه‌ هرچی تراپی رفتم و رشد کردم و درس یاد گرفتم وقتی باز می‌بینم داره جیگرم بالا میاد.

به نظرم زندگی اون بیرون براش مهم نیست تو تروما داری. طرحواره داری. زخم داری. درد داری. نشستن و وقت گذاشتن و نالیدن از زخم‌ها قرار نیست اوضاع رو درست کنه در نهایت. بعد این همه سال تراپی من دارم به کسی تبدیل می‌شم که باوری به تراپی نداره‌. که هشت سال تراپی‌ فردی و گروهی و زوجی رو پشت‌سر گذاشت و باز دیروز توی گروه، جگرش‌ رو بالا آورد و این جگر لزج دردمند تهوع‌آور رو گذاشت وسط گروه.

این باشگاه نور و سایه‌ای که دکتر حیدری راه انداخته رو من نمی‌فهمیدم. دلیل هم داره. دلیلش اینه که انقدر خودمو تا خرخره تو روانشناسی‌ فرو! کردم که دیگه داشت به نظرم بی‌معنی می‌شد. میدونین چیه؟

یه دقیقه پاشین بیاین اینجا، کارتون دارم.

- طرحواره از جونم چی می‌خواد؟! + می‌خواد بالاخره بهت بگه "دیدی گفتم"؟!

باس‌فایت‌های الدن رینگ رو می‌مونه لامصب.

+ چرا مهاجرت نمی‌کنی؟ - به خاطر قانون اول نیوتون.

- میدونم خودشیفته به نظر میام ولی باور کن من برادر، پسر و همسر خوبی‌ام. + چرا من باید باور کنم؟

- مشکلم چیه که قوی‌تر و صبورتر نمیشم؟ + مشکلت اینه که هی میخوای قوی‌تر و صبورتر شی. - چرا قوی‌تر شدن و صبورتر شدن باید مشکل باشه؟ + چون روانت گنجایشش رو نداره!

+ برای چی اینجایی؟ - برای شکست دادن غول مرحله‌ی آخر. پدر.

آگاهی که تراپی در نهایت بهت میده.