en
Feedback
شبانه نگاره سومی🦋😍

شبانه نگاره سومی🦋😍

Closed channel
308
Subscribers
No data24 hours
-47 days
-1930 days
Posts Archive
_قمبل کن پسرم بزار ددی ت سوراختو چک کنه🌸 با بغض حرف مامی شو گوش میده و جلوی کاووش قمبل میکنه منتظر میمونه تا ددی جدیدش باکره بودن سوراخشو چک کنه با حس انگشت ددی ش روی سوراخش بغض کرده توی بغل مامی ش قایم میشه و سینه شو به دهن میگیره نوکشو میک میزنه🔞👅 دوتا انگشت همزمان وارد سوراخش میشه و صدای جیغ سامین بلند میشه _پسر کوچولومون تا حال کون نداده عزیزم.قراره خودمون اولین بار جرش بدیم دیلدوی سایز کلفت مشکی رو خشک وارد سوراخ سامین میکنه که صدای فریادش...💦🔥 https://t.me/+Ug_7kUsx1LQ3ZjZk https://t.me/+Ug_7kUsx1LQ3ZjZk پسر کوچولویی که یه تصادف شدیدی با یه خانوم میکنه و اون خانوم توی خونه ش ازش مراقبت میکنه ولی پسر کوچولو وقتی میفهمه اون خانم مامیه و یه اسلیو دیگه هم داره.....

Repost from N/a
#GAY 🔥 #GAY 🚫پــــــارت واقـــــعــــــی🚫 هر بوسه ای که از لبای خوش فرمش می‌گرفت به ارضا شدن نزدیک ترش میکرد یهو زبونشو تا ته حلقش وارد کرد که از نبود هوا و حس عق زدن اشک تو چشماش جمع شد و... #بیا_ببین_چجوری_بزور_لباشو_میخوره🙈 https://t.me/+MI_kMYFB6DpkZDc8 https://t.me/+MI_kMYFB6DpkZDc8 https://t.me/+MI_kMYFB6DpkZDc8

Repost from N/a
#گی🏳️‍🌈 #ارباب_رعیتی🏳️‍🌈 #لیتل_بوی🏳️‍🌈 #ددی🏳️‍🌈 با قطع شدن تماس لعنتی گفتم آنتن رفته بود _کیاانووش خاان با صدای زدنم توسط #مهیار سریع رفتم کنارش و گفتم _حالت خوبه دستی به سرش کشید و گف _سررمم دررد میی کنهه تتشنمم هستت دستی به سرش کشیدم نالون گفتم _آب نداریم اینجا بهت بدم زنگ زدم به مهران الان پیدامون می کنن کنارش نشستم با #شیطنت گفتم _لبات چقدر خشک شده می خوای برات یکم خیسشون کنم از خدا خواسته سریع گفت _ارهه تتشننمه سرم رو جلو بردم که متعجب نگاهم کرد توجهی نکردم #لبام رو روی لباش گذاشتم مشغول بوسیدنش شدم در اخرم با کشیدن زبونم روی لباش ازش فاصله گرفتم❤️‍🔥💦🏳️‍🌈 https://t.me/+COSzzJWcg9Y1NGJk https://t.me/+COSzzJWcg9Y1NGJk

⚠️ڪــارمند سرڪـشش‌رو تو شرڪـت با شیشه ودڪــا می‌ڪــنه🔥🔞 #سسک_خشن🍑💦 - که هوس رابطه با منو کردی؟ شمع روشن رو روم خم کرد، #پـــارافین‌های🕯 داغ پوستم رو به سوزش می‌نداخت. - آیی فڪــم رو تو دستش گرفت تو صورتم عـــربده زد⛔️💦 - درد دارههــــه؟ این تازه اولش. پــاهام رو باز کرد شیشه #ودکــا رو تو #بهشــتم کرد جیغ زدم. - آهـــــهه خودشو از #عقب داخلم ڪــرد همزمان شیشه و سالارش داخل #ســـوراخ‌هام کوبیده مے‌شد🔞💦 https://t.me/+55VUgBYgQQI2YTZk https://t.me/+55VUgBYgQQI2YTZk

دیاکو🔥♥️ مهدیار پسر آروم و مهربونی که عزیز دوردونه‌ای کل خانوادشه و همه دوستش دارن... کسی که بخاطر دنیا اومدنش هفت شبانه روز
دیاکو🔥♥️ مهدیار پسر آروم و مهربونی که عزیز دوردونه‌ای کل خانوادشه و همه دوستش دارن... کسی که بخاطر دنیا اومدنش هفت شبانه روز جشن گرفتن و یه عالمه قربونی و نذر برای سالم دنیا اومدنش کردن ... ! تک وارث خانواده .... بخاطر عزیزبودنش و هوشی که داشت توی کنکور نفر اول شد.‌‌. تموم این همه علاقه روی دل یک نفر عقده شد ‌‌‌... دیاکو ! مرد خونخوار و وحشی که بخاطر کینه قدیمی از خانواده مهدیار اون رو رو می دزده ... جلوی چشم هاش خانواده‌اش رو می کشه و مهدیار به شونه‌های دیاکو پناه میبره ... ژانر : گی لاو انتقامی عاشقانه

⚠️ڪــارمند سرڪـشش‌رو تو شرڪـت با شیشه ودڪــا می‌ڪــنه🔥🔞 #سسک_خشن🍑💦 - که هوس رابطه با منو کردی؟ شمع روشن رو روم خم کرد، #پـــارافین‌های🕯 داغ پوستم رو به سوزش می‌نداخت. - آیی فڪــم رو تو دستش گرفت تو صورتم عـــربده زد⛔️💦 - درد دارههــــه؟ این تازه اولش. پــاهام رو باز کرد شیشه #ودکــا رو تو #بهشــتم کرد جیغ زدم. - آهـــــهه خودشو از #عقب داخلم ڪــرد همزمان شیشه و سالارش داخل #ســـوراخ‌هام کوبیده مے‌شد🔞💦 https://t.me/+55VUgBYgQQI2YTZk https://t.me/+55VUgBYgQQI2YTZk

پسره گیر یه سادیسمیِ روانی افتاده و هیچ جوره هم نمیتونه از دستش فرار کنه ...🤤🔪⛓ با نفس نفس چرخید و پشت سرشو نگاه کرد تا مطمئن شه اون دنبالش نمیکرد. یهو پاش به سنگ خورد و محکم زمین افتاد و صداش توی جنگل بلند شد. صورتش از درد جمع شد و به زانوهای زخمیش نگاه کرد و نگاهش ناخودآگاه بالا رفت و دو جفت کفش چرم و براق جلوی خودش دید!😏👞 - سعی کردی از من فرار کنی کوچولو؟ 😇 چونش لرزید و سرشو آروم بلند کرد که با پوزخند تمسخر آمیزش مواجه شد. چشماش خیس و نمناک شد: تـ-توروخدا به من کاری نداشته باش هق 🥺🙏🏻 ادامشو اینجا بخون😏👇💦 https://t.me/+kNiJL1WV2L45NDlk https://t.me/+kNiJL1WV2L45NDlk

شاهزاده قدرتمندی که امگای ضعیفی رو توی قصرش زندانی میکنه و هر شب سور*اخ تنگش رو به فاک میده😈💦 با دیدنش روح از تنم رفت. _ چرا رنگت پریده عزیزم با ترس نگاهش کردم که جلو اومد و دستی روی کی*رش کشید. _ ببینم اون سو*راخ تنگتو آماده کردی برای جر دادنش؟! وحشت زده آب دهنم رو قورت دادم و بزور لب زدم: _ تروخدا..‌ نه خوا...هش میکنم پوزخندی زد و کمربند شلوارش زو باز کرد. با بیرون پریدن کی*ر کلفتش با ترس عقب رفتم. با دو قدم بلند خودش رو بهم رسوند و به موهام چنگ زد:
_ نترس خوشگلم زود تموم میشه و دست انداخت بین پاهام و کی*رش رو یهو داخلم کرد که نعره ای از درد زدم.
#گی🔞💦

#part3 ⚔ اعدام تعویقی ⚔ با به صدا در اومدن در فوری اشکامو پاک کردمو از زیر پتو بیرون اومدم نکنه اومدن منو ببرند اعدام کنند؟ بغض داشت خفم میکرد که سرباز کنار رفت و دوتا مرد داخل شدند تعجب جای بغض رو گرفت و تقریبا وحشت کردم چرا اینقدر خشن و اخمالو بودند؟! پارت ۳ رمان سرچ کنید میاره بچه ها 🤤 https://t.me/+lBn2aXSzjIU5OGFk دوتا ددی هاش اومدند🤭

غیاث پسر پولدار و یاغی ای که هیچ کس توی دانشگاه نمی تونه حریفش بشه عاشق درسخون ترین پسر دانشگاه می شه و .... #گـــــــــــــی🔞 #بزرگسال💦 #عاشقانه♨️ #هیجانی🔥 _هی #سیندرلا...!! چشمامو بستم تا صدای #نحسشو نشنوم ...😤 _کری ..!؟! نمی شنوی ...!؟! +نشنیدم صدام کنی...!! _چرا صدات کردم گفتم "سیندرلا" دستامو از شدت#حرص مشت کردم... +چی کارم داری...!؟!😐 _#حواست هست ...#جدیداً زیاد داری دور #استادای جووون  دانشگاه می چرخی...!؟!اون از استاد #هاکیان اینم از استاد #شاهین زاد که نیومده راه افتادی اومدی دفترش .....!!!😏🤨 صورتشو نزدیک صورتم کرد و گفت... _ببینم نکنه به #استادا سرویس می دی!! ..هوم ..!؟!!😵🔞 #پارت_واقعی_برو_تو_چنل_ببین♨️ #پارت_26 به پسره می گه سیندرلا😶‍🌫🥵 https://t.me/+qhaWJSDO6Xs2ZmM0 https://t.me/+qhaWJSDO6Xs2ZmM0 https://t.me/+qhaWJSDO6Xs2ZmM0 ظرفیت محدود🔥

بچه ها کانال خودمه دوست داشتین بیاین خوشحال میشم😍🔥 https://t.me/Sham_Energi77