Written by M
Open in Telegram
.Beyond words, beyond noise. 💬:http://t.me/HidenChat_Bot?start=6193418647
Show more867
Subscribers
-324 hours
-207 days
+2130 days
Posts Archive
866
فقط همینو میدونم
بی احترامی هیچوقت از من شروع نمیشه همیشه پاسخ رفتاری بوده که قبلش دریافت کردم.
866
اگر کسی میتوانست مرا نجات بدهد، آن فرد تو بودی.
همه چیز را از دست دادهام جز ایمان به خوب بودنِ تو.
-آخرین نامه ویرجینیا وولف به همسرش.
866
جای عجیبی از زندگیمم. از اینجایی که من وایستادم، میشه تمام اشتباهات گذشتهم رو با کوچکترین جزئیات دید. چشمانداز آینده مبهمه ولی فراز و فرودش قطعیه. انگار عین بچگیام رفتیم کوه و سرم گیج میره و باید دست برادر یا پدرم رو بگیرم اما برادرم منم، پدرم منم، هر بزرگتری که روزی دلم به بودنش گرم بوده، منم.
866
جای عجیبی از زندگیمم. از اینجایی که من وایستادم، میشه تمام اشتباهات گذشتهم رو با کوچکترین جزئیات دید. چشمانداز آینده مبهمه ولی فراز و فرودش قطعیه. انگار عین بچگیام رفتیم کوه و سرم گیج میره و باید دست برادر یا پدرم رو بگیرم اما برادرم منم، پدرم منم، هر بزرگتری که روزی دلم به بودنش گرم بوده، منم.
866
ما چه قاتلان بیرحمی بودیم که بوسهها و آغوشها و صحبت های طولانیمان را به سکوتی سنگین و دلتنگی پنهان و غروری ابدی تبدیل کردیم.
866
شما یهمدت اولین مسیج رو نفرستید تا متوجه بشید به چندتا گیاهِ مرده تا الآن آب می دادید.
866
نه اونقدر شکست خورده که بگیم ته خطه، نه اونقدر موفق که خیالش راحت باشه، یه جایی بین اگه بازم تلاش کنم حتما میشه و دیگه دیر شده گیر کرده.
866
«من از این بیماریِ انسان که همیشه میخواهد چیزی پنهانکردنی و بروزندادنی داشته باشد، هیچوقت سر درنیاوردهام. البته من یک دلیل خیلی محکم هم سراغ دارم. ما از هم پنهان میکنیم تا بتوانیم در کنار هم بمانیم، چون میخواهیم در کنار هم بمانیم.»
رمان شب یک، شب دو
