276
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-230 days
Posts Archive
275
ما همیشه چیزی را از دست نمیدهیم چون وجود ندارد؛ گاهی چون آنقدر
سریع از کنارش عبور میکنیم که مغزمان فرصتِ پردازشش را پیدا نمیکند.
وقتی با عجله زندگی میکنیم، مغز ناچار است اطلاعات را سریعتر غربال کند.
توجه باریکتر میشود، جزئیات بیشتری فیلتر میشوند و ذهن بیشتر به سمت چیزهایی میرود که برایش فوری، آشنا یا ضروری به نظر میرسند.
در چنین حالتی، مسئله فقط این نیست که کمتر میبینیم؛ بلکه ممکن است متفاوت ببینیم.
یک نگاه، یک مکث، یک گفتوگو میتوانست وارد آگاهی شود
ممکن است در شتاب اصلاً به اندازهی کافی پردازش نشود.
مغز برای سرعت ساخته شده؛ اما برای اینکه همیشه با سرعت کار کند، هزینه میپردازد.
شتاب مداوم میتواند بار شناختی را بالا ببرد و فرصتِ پردازش عمیق، انعطافپذیر و دقیق را کمتر کند. برای همین
وقتی بالاخره مکث میکنیم، چیزی تازه به جهان اضافه نشده است ما تازه فرصت کردهایم چیزی را ببینیم که تمام مدت آنجا بوده.
دقیق بودن یعنی آنقدر حاضر بودن که شتاب، بخشی از واقعیت را از تو پنهان نکند.
چیزی که لازم داری، یک پاسخ تازه نیست؛ فقط چند ثانیه بیشتر برای دیدنِ همان چیزی است که عجله باعث شده نبینی.
آنچه استمرار را ممکن می کند همین دقت ها ، نگاه ها و مکث هاست✨
275
اولینباریکهانگشتهایکوتاهوظریفم
دراینکالبد،درکالبدایران
رقصیدبهرویکلاویههایسیاهوسپیدپیانو
وباصداییبلندبلندبلند
باخودمگفتم:
چوهفتصدپردهیدلرابانورخودبدراند
زعرششایننداآیدبنامیزدبنامیزد.
