🗝𝓐𝓶𝓲𝓷𝓪'𝓼 𝓬𝓸𝓽𝓽𝓪𝓰𝓮 🕰
Open in Telegram
453
Subscribers
+224 hours
+77 days
+3730 days
Posts Archive
نمیتونم با این عکس نرمال کنار بیام😭😭😭
همکاری کنیدددددددد
بستی بشید😭😭
این قاب نباید فقط در حد همین قاب بمونه
قبلا تو ویژن بوردم عکس این کیبوردو گذاشته بودم حتی تا مرز ثبت سفارششم رفتم چند بار
چون تو ترب میتونستم قسطی بگیرمش
اما یادم نیس هربار چیشد که کنسل شد و ثبت نکردم
اونموقع این کیبوردی که الان دارمو توی تیک تاک دیده بودم اما هیچ جا موجود نبود so فکر نمیکردم اصلا یه روزی بهش برسم.
تقریبا یه سال نیم پیش شایدم بیشتر قرار بود لپ تاپ بگيرم به دلایلی نشد و موکول شد به امسال
امسال لپ تاپ قیمت مناسب تر گیرم اومد همچنان تو ذهنم بود که همین کیبورد سبزو بگیرم
😂اما گفتم حالا یه سرچی بکنم بازم دیدم پرام همون کیبوردی که فکرشم نمیکردم موجود شده تو ايران
و بالاخره بعد چندسال به مراد دلم رسیدم
😂😂بین دوتا از عکسا یه روز فاصلس عجیبه میز هیچ تغییر خاصی نکرده😭😭 کی اینقدر مرتب شدم
+2
خب درد بسه
وقتشه از کیبورد عزیزدلم اینجا رونمایی کنم😭😭
حقیقتا هربار نگاش میکنم باورم نمیشه گرفتمش و الان مال منه همش حس میکنم واقعی نیست...
خیلی وقته در حسرتش بودممممم
درد درد درد و باز هم درد احساسی میکنم روحم در حال تلاشی است زیر بار فشار دردی وحشتناک هر روز جسمم را به مانند یک لاشه مرده حمل میکنم ... به امید روزهای بهتر به امیدِ امید اما هیچ هرچقدر جلو تر میروم ناامید تر میشوم روح دردمندم تشنهی جرعهای از مرگ است بی خبر از آنکه شاید با مرگ دردش جاودانه شود.... میگویند بپذیر من آدم پذیرش نیستم که اگر بودم این تار موی نازک را پاره میکردم و خود را از بند زندگی رها میساختم در انتظار رهایی، روح دردمندم را وادار به ادامه دادن میکنم. روزها هیچ امیدی برای بیداری ندارم و شب ها ذهنِ وراجم زبان بر دهان نمیگیرد هر برگ تقویم عمر من میسوزد و خاکستر میشود و من از درون به مانند شمعی در حال آب شدن هستم نمیدانم چه میشود فقط کورسویِ نیمه جان امیدم را با تمام توان روشن نگه داشته ام تا رشته موی نازک زندگی ام پاره نشود.حتی تایپ کردنش هم برام دردناک بود... اما لازم بود ببینمش تا یادم بیاد که چقدر از لحاظ روانی بهتر شدم
چند روز پیش متنی که تو دوره اوج افسردگی تو یه دفتری نوشته بودم پیدا کردم
حقیقتا کلمه به کلمه اش بوی درد میداد... خوشحالم که قرصا رو شروع کردم
چون حتی با خوندن متنشم حس و حال اون روزا تا حدودی برام تداعی شد و فعلا فقط خوشحالم که ازون افکار سیاه نجات پیدا کردم...
شب تایپش میکنم و میفرستم اینجا
دلم میخواد احساساتی که اون زمان تجربه کردمو به عنوان یادگار نگه دارم
تا یادم باشه از چه وضعیتی نجات پیدا کردم و قدر حال خوبمو بدونم
قشنگ مثل یه شکارچی با برنامه رفت
لباسم انداخت از شونش که پلنش بیشتر جواب بده😭😂
بالاخره HD
دقت کنین کوک قبل رفتن پیش ته لباسواز شونش انداخت
بعد اینکه کارش تموم شد دوباره انداخت رو شونش قشنگ به قصد لاس رفته بود
taekook👑
haalingham⚽️
thorki (marvel 🎞)
stony (marvel 🎞)
polin (bridgerton 🎞)تنها استریت جمع
نرسطو(پایتخت🎞) تنها گزینه وطنی😔
457 (squid game 🎞)
neybape⚽️
hollanov (heated rivalry 🎞)
Peneloiese (bridgerton 🎞) wlw
timhawk (fellow travelers 🎞)
patpran/ohmnanon(bad buddy🎞)
fedri⚽️
فعلا همینا رو یادمه😭
