en
Feedback
مُشعبِد

مُشعبِد

Open in Telegram

شخص‌ شخیص، گرازنده از مرکز و تمرکز، مغبونِ مغمومِ مطرود، خیرالبشر و شق‌القمر، فالوشده توسط حضرت ابراهیم(عج). https://t.me/HarfinoBot?start=599d8331e9a5d93

Show more
265
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
+130 days
Posts Archive
💔

دو سال پیش، بازی آخر لیگ، استادیوم آزادی، پرسپولیس مس رفسنجان. از همون لحظه‌ای که وارد ورزشگاه شدی و انقدر صدات کردیم که بقیه باهامون هم‌نوا شدن و یهو دیدیم یه جایگاه داره داد می‌زنه: «مرزاد بیا این‌جا» گرفته، تا آخر شبی که با یک درصد شارژ گوشی‌هامون دور میدون آزادی، مثل مرغ پرکنده دنبال راهی می‌گشتیم که بتونیم بریم خونه، همه‌ش تلخ شد. پسر من منتظرم آنلاین شی و «هجومی» رو «حجومی» بنویسی و من بیام غلط املایی‌ت رو بگیرم. من منتظرم آنلاین شی تا سر کیفیت رشفورد و صلاحیتش برای تمدید قرارداد بحث کنیم. من منتظرم بیای و از یه رپر ۱۶ ساله آهنگ بفرستی برامون و بگی: «حاجی این خیلی کارش درسته». مهرزاد عزیزم، باور نمی‌کنم که رفتی. باور نمی‌کنم که دیگه قرار نیست پای پست‌‌های این کانال کامنت بذاری. باورم نمی‌شه که دیگه قرار نیست باهم بریم بازی پرسپولیس رو ببینیم و به اول و آخر علی علی‌پور فحش بدیم. مرزاد، با رفتنت برای همیشه یه‌تیکه از وجودمون کم شد. برای همیشه هر چیز خنده‌داری که باهم داشتیم، به تلخی زهرمار شد. مرزاد، اذیت نکن. پاشو و قهقهه بزن و بگو همه‌ش یه داستان کسشره و مثل همیشه ایسگای ممینو گرفتی. پاشو مرزاد. پاشو‌.

سه دقیقه تا شروع آتش‌بازی و شبیخون لشکر تارتتای دلاور به قلب لشکر خبیث و مغبون سهراب کله تخم‌مرغی.

پایان حکومت در تهران و انتقال حاکمیت به تربیت مدرس

Repost from مُشعبِد
گفتی بهم: آخر ماجرا چی می‌شه؟ بهت گفتم: یه روزی همه آدما می‌میرن.

آخرین سیگار روی تخت و توی اتاق خوابگاه؛ چهارسال خاطره هم خاکسترش.

«من دیپلم‌ام رو سال ۴۷ گرفتم، با معدل ۱۵ خرداد. ولی این مادرقحبه‌های پدرسگ تو خیابون بهم می‌مالن می‌رن.» پیرمردی توی اتوبوس خط واحد.

Repost from N/a
آخه تو امکانات داری مادرقحبه؟

Amr-Diab-Tamly-Maak-128.mp34.26 MB

گوهر افتاده ام، در نظر غافلان هر که ز راهی رسد، بر سر من پا نهد «طالب آملی»

هر طرف رو کنم، اندوه چو پرگار، مرا در میان گیرد و پس دایره را تنگ کند. «طالب آملی»

بنده حقیر وقتی نتایج کنکور کارشناسی و کارشناسی ارشد خود را باهم مقایسه می‌کنم:

چه‌سان جوابِ دلِ بی‌نوایِ خویش دهیم؟ که خونِ ناحقِ صد آرزو به گردنِ ماست! «اسیر شهرستانی»

کیر تو ناموس مربی بی‌خایه در هر کجای عالم که باشد. از اسکالونی بگیر تا تارتار.

یه دو روز می‌ری خونه، موقع برگشتن، دیگه برگشتنت نمی‌آد. دلت برای در و دیوار و گچ‌بری سقف و مظاهر (چوپون مشهور محل) هم تنگ می‌شه. عجب وضعیتیه. واقعا «بی‌چاره کسی‌‌ست آدمی‌زاد»

این‌که آدم دو سه فصل اکثر بازی‌های آلومینیوم اراک رو لایو ببینه، خیلی چیز عجیبیه؟ ملت چرا انقدر تعجب می‌کنن از این موضوع.

واقعا در فوتبال، مخصوصا فوتبال ایران، هیچ‌چیزی بر حسب شایستگی نمی‌چرخه که اگر می‌چرخید، علیرضا جعفرپور گلر نساجی نبود در حالی که حسین حسینی سال‌هاست داره می‌رینه تو دوتا تیم بزرگ ایران و با این‌ عملکرد، تیم ملی هم دعوت می‌شه.

نشانِ عیش در اوراقِ دهر نایاب است از این کتابِ غلط، کس چه انتخاب کند؟ «عبداللطیف‌خان تنها»

أحبس الدخان بداخلي ببطء. حتى لو أمطرت...🌧 أنا أبحث عنك. اتّباعاً لضوء الفانوس فی الیل...🌙 إذا لم تكن موجوداً، فلا يهم ما إذا كنت سأحصل على صفر أو تسعة عشر. لن أسامحك هذه المرة إذا ضحكت مع صديقی...🦋 
#هی_الیوم✍
دودشو میکنم آروم حبس. حتی اگه بارون زد می‌گردم دنبال تو دنبال نور فانوس شب تو نباشی مهم نیس صفر شم یا نوزده این‌دفعه نمی‌بخشمت اگه بخندی با دوستم🙏🏻
#هلیوم

سراب:
سراب: