در سایهیِگیسویِ نگار؛
Open in Telegram
آن پریشانی شبهای دراز و غم دل همه در سایهی گیسوی نگار آخر شد _ حافظ🌱 [خالق تمامی این نوشتههای جسته گریخته، بنده هستم☀️] _انتشار فقط با ذکر نامِ نگار خوشخلق. ناشناس: 📬 t.me/HidenChat_Bot?start=1117897007 شناس: 📬 @sandogh_post_bot
Show more1 645
Subscribers
-224 hours
+187 days
+5830 days
Posts Archive
_چالش🌛
پست ریپلایشده رو فوروارد کنین، با توجه به وایب چنلتون یکی از نوشتههام رو تقدیمتون کنم.🌾
پاهایم را روی کدام پله جا گذاشتم،
دستهایم را دور کدام چمدان،
که اینچنین مردد ماندهام
روی صندلیِ ایستگاه؟
غوطهور؛
شبیه ماهیِ مردهای
آرمیده در آغوش آب...
نباید برگردم.
در مشتِ چپم، بلیت را میفشارم
و در مشتِ دیگر، قلبم را.
به یاد میآورم
که نامهی خداحافظی را نبوسیدم.
تو میدانی
بوسههایم را
در کلماتِ کدام نامه جا گذاشتهام؟
باید برگردم.
نامههایی که بوسیده نمیشوند،
دیر یا زود طرد خواهند شد؛
مخصوصاً اگر
خوانندهشان
هیچوقت
آنها را نبوسد.
_نگار خوشخلق
https://t.me/Negar_is_writing/10513
باورت نمیشه امدم یه کلمه رو تو جمله ام بخونم فکر کردم یه چیز دیگه گفتم
