121
Subscribers
No data24 hours
-4757 days
-47330 days
Posts Archive
121
کیتی که گربه خونگیمه
چهار تا گربه حیاطمون زندگی میکنن
یه گربه هم همیشه میاد حیاط پشتیمون
تو دانشگاه با چهار تا گربه دوستم تا منو میبینن میان پیشم
با گربه های بابابزرگم هم چند ساله دوستم
یه گربه ی پشمالوی گنده چند وقت یکبار میاد حیاطمون باز
تو کوچه و خیابون و پارکم که ببینم گربه میدوم سمتش
زندگی نیست که همش گربه گربه گربه
121
ترم یک که بودم یکی از بچهای ترم بالایی یه حرفی بهم زد هر وقت یادش میافتم قلبم درد میگیره انقدر حرفش درست
121
اورثینک میکردم یادم اومد مسئله ای که باعث از بین رفتن روح و روان و زندگی من میشد برای یه آدم یه حرکت ساده محسوب میشد
از همینجا لعنت بر پدر و مادر آدم حروم زاده که ما اسمشو گذاشتیم رفیق
