en
Feedback
yohanna "

yohanna "

Closed channel

وَ جست‌وجوی حق، غربت است. اِبن عَربی_

Show more
1 636
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
" عزیزترینم مطمئنم دوباره دارم دیوانه می‌شوم. حس می‌کنم دیگر توان تحمل روزهای وحشتناک را نداریم و این بار حالم خوب نمی‌شود. دوباره صداهایی می‌شنوم و تمرکزم را از دست می‌دهم، پس بهترین کار ممکن را می‌کنم. تو بزرگ‌ترین خوشبختی ممکن را به من داده‌ای. گمان نمی‌کنم پیش از این که این بیماری لعنتی شروع شود، هیچ زوجی به خوشبختی ما بوده باشند. دیگر نمی‌توانم بجنگم. می‌دانم که زندگی‌ات را تباه می‌کنم، می‌دانم که بدون من موفق خواهی بود و خودت هم می‌فهمی. می‌بینی؟ حتی نمی‌توانم این نامه را درست بنویسم، نمی‌توانم بخوانم. می‌خواهم بگویم همه‌ی خوشبختی زندگی‌ام را مدیون تو هستم. تو صبورانه با من مدارا کرده‌ای و بیش از اندازه خوب هستی. می‌خواهم بگویم ــ همه این را می‌دانند. اگر کسی می‌توانست مرا نجات بدهد، آن فرد تو بودی. همه چیز را از دست داده‌ام جز ایمان به خوب بودن تو. نمی‌توانم بیشتر از این، زندگی‌ات را خراب کنم. گمان نمی‌کنم هیچ دو نفری خوشبخت تر از من و تو بوده باشند. " بیست و هشتم مارس ۱۹۴۱، ویرجینیا وولف اورکتش را پوشید، جیب‌هایش را از سنگ پر کرد و به رودخانه‌ی اووز در نزدیکی خانه‌اش رفت و خودش را غرق کرد. بدنش را تا هجدهم آوریل پیدا نکردند.

ووکال اول این موسیقی متن نامه‌ خودکشی ویرجینیا وولف است.

16. Tuesday.mp349.90 MB

اگر این دنیا برای بدنیا آوردن یک بچه معصوپ به این تاریکی و کصافت نبود و من این آدمِ جاه طلب نبودم؛ این میتوانستیم من و تو باشیم دخترم.

«گاهی که صبح از رختخواب بیرون می‌آیی با خود می‌اندیشی که دیگر طاقتش را نداری؛ اما از درون خنده‌ات میگیرد، چون تمام دفعات دیگری که این حس را داشته‌ای به یاد می‌آوری.» بوکوفسکی "

4_5868570487788929808.mp34.12 MB

🗿🗿come onnnn
🗿🗿come onnnn

Voice message02:58

ممنونم ازتون عزیزکانم.. من‌همیشه پیام‌هاتون رو در وصف خودم تو کامنت‌ها میخونم و خیلی وقت‌ها باعثِ لبخندِ من در سخت روزهام میشن. هرچند همه این‌ها از خوش قلبی و پاکی وجودِ شماست و من هیچوقت هیچکدوم از کارهایی که تو این دوسال در کنارتون انجام دادم رو برای اینکه تقدیر یا تشکری در پسش ببینم انجام ندادم.. اگر هم شما به این شکل و توصیفات نسبت بمن لطف دارید از محبت و دیدگاه زیباتون نسبت به مسائل نه اینکه من خودم رو شایسته تقدیر بدونم.🖤

دلالان حیطه آموزشِ کنکور ارزش تبریک ندارند. به افرادی تبریک بگویید که معلمند معلمِ شرافت و آزادگی.

من ماه‌ها است چشم انتظارِ دیدن یک آسمان پرستاره ام! ستاره های یاغی که در تاریکی، از این سوی آسمان به آن سوی آسمان پر بکشند و سینه سیاهی را با نور بشکافند. اما تو سال‌هاست در تاریکی زندگی میکنی. شبِ تو بی ستاره است. میدانی آسمانِ بی‌ستاره یعنی‌چی؟ آسمانِ همیشه شب یعنی‌چی؟ اینبار که به ۲۰۹ برگشتم به درون سلولم بیا. من برایت آرزوها دارم، -نه از رنگ دعاهای تو که سراسر آتش است و ترس از جهنم.- آرزوهای من؛ پر از امید و لبخند و عشق است. به درون سلولم بیا تا راز آخرین لبخند عزتی را پای چوبه دار برایت بگویم. میدانم که باز، بندیِ بند ۲۰۹ خواهم شد! در حالیکه تو، با همه‌ی وجودِ پر از کینه ات بر سر من فریاد میکشی و من باز، دلم برای تو و دنیای حقیری که دورت ساخته اند میسوزد. من بر میگردم در حالی که یک معلمم و لبخند کودکان سرزمینم را هنوز بر لب دارم. معلم محکوم به اعدام، فرزاد کمانگر بند بیماران عفونی زندان رجایی شهر کرج

مرا به باد کتک مگیر که چرا هنگام راه رفتن صدای پایم می‌آید. آخر مادرم به من آموخته، با گام‌هایم با زمین سخن بگویم. بین من و زمین، پیمانی است و پیوندی که زمین را پُر از زیبایی و پر از لبخند کنم. پس بگذار قدم بزنم، بگذار صدای پایم را بشنود، بگذار زمین بداند -من هنوز زنده ام و امیدوار- قلم و کاغذ را از من دریغ مکن. میخواهم برای کودکان سرزمینم لالایی بسرایم. سرشار از امید، پر از داستان صمد و زندگیش، خانعلی و آرزوهایش، از عزتی و دانش آموزانش. میخواهم بنویسم، میخواهم با مردمم سخن بگویم، از درون سلولم، از همینجا. میفهمی چه میگویم؟ میدانم به تو آموخته اند از نور، از زیبایی ها، از اندیشه و اندیشیدن متنفر باشی. اما نترس. به درون سلولم بیا. مهمان سفره کوچک و پاره‌ی من باش. ببین من چگونه هر شب همه‌ی دانش آموزانم را مهمان میکنم و برایشان چگونه قصه میگویم. اما تو که اجازه نداری ببینی، تو که اجازه نداری بشنوی! تو باید عاشق شوی! باید انسان شوی! باید این‌سوی درب باشی تا بفهمی من چه میگویم! -به من نگاه کن تا بدانی فرقِ من و تو در چیست- من هر روز بر دیوارِ سلولم دستان دلدارم را و چشمان زیبایش را میکشم، و انگشتانش را در دست میگیرم و گرمی زندگی را در دستانش و انتظار و اشتیاق را در چشمانش میخوانم. اما تو هر روز، با باتومِ دستت، انگشتان نقش بسته بر دیوار را میشکنی و چشمان منتظرش را در می آوری، و دیوار را سیاه میکنی. دنیای تو همیشه تاریکی و زندان خواهد بود و «شعورِ نور» آزارت خواهد داد.

" نامه‌ی فرزاد کمانگر؛ به زندان‌بانِ بند ۲۰۹ " -من یک معلم می مانم و تو یک زندانبان- من معلمم. نه‌ نه... من دانش آموز صمد بهرنگی ام؛ همان که الدوز و کلاغ‌ها و ماهیِ‌سیاه کوچولو را نوشت که حرکت  کردن را به همه بیاموزد. او را میشناسی؟ میدانم که نمی شناسی. من محصل خانعلی ام، همان معلمی که یاد داد چگونه، خورشیدی بر تخته سیاهِ‌ کلاسمان بکشیم که نورش، خفاش‌ها را فراری دهد. میدانی او که بود؟ من همکار بهمن عزتی ام، مردی که همیشه بوی باران میداد و انسانی که هنوز،‌ مردم کرمانشاه و روستاهایش با اولین باران پایزی به یاد او می‌افتند. اصلا میدانی او که بود؟ میدانم که نمیدانی! من معلمم. از دانش آموزانم لبخند و پرسیدن را به ارث برده ام. حال که من را شناختی، تو از خودت بگو. «همکارانت که بوده اند؟ خشم و نفرت وجودت را از چه کسی به ارث برده ای؟ دستبند و پابندهایت از چه کسی به جا مانده؟ از سیاهچاله‌های ضحاک؟» از خودت بگو. تو کیستی؟ فقط مرا از دستبند و زنجیر و شلاق، از دیوارهای محکمِ ۲۰۹، از چشم‌های الکترونیکی زندان، از درهای محکم آن مترسان. -دیگر هیچ هراسی در من ایجاد نمی کنند.- عصبانی مشو، فریاد مکش، با مشت بر قلبم مکوب که چرا سرم را بالا میگیرم، داستان مشت تو و سرِ زن زندانی را به یاد دارم. مرا مزن که چرا آواز میخوانم. من کُردم. اجداد من عشقشان را، دردهایشان را، مبارزاتشان را و بودنشان را در آوازها و سرودهایشان، برای من به یادگار گذاشته اند. من باید بخوانم و تو باید بشنوی. و تو باید به آوازم گوش دهی. -میدانم که رنجت میدهد-

مجموعه نامه های نوشته شده فرزاد کمانگر در زندان.

به یادِ فرزاد کمانگر، معلمِ معترضِ اعدامی، روزِ معلم مبارک.
به یادِ فرزاد کمانگر، معلمِ معترضِ اعدامی، روزِ معلم مبارک.

Shahin Najafi Ranandegi Dar Masti.mp37.40 MB

بچه‌هایی که به ادمین پروژه پیام داده بودند و دیروز گفتن چرا به پیامشون پاسخی داده نشده ادمین نمیتونه وارد اکانت قبلیش بشه اگر به اکانت قبلی پیام دادید اسکرین شاتش رو برای اکانت جدید بفرستید: @Borntodie_s

عاملان قتل نیکا: ‏مرتضی جلیل، آرش کلهر، صادق منجزی، بهروز صادقی. https://www.bbc.com/news/world-middle-east-68840881

Farda Soraghe Man Bia AETrim1710692308208 (1).mp32.24 MB