𝖆𝖞𝖓𝖆𝖟
Open in Telegram
1 125
Subscribers
-624 hours
-447 days
-20330 days
Posts Archive
1 125
بهم گفت بهت نگم. گفت اگه بهت بگم فقط سکوت میکنی و زل میزنی بهم و هیچی نمیگی. گفت بی حسی. واسه همین فقط سکوت میکنی و زل میزنی بهم و هیچی نمیگی. راست میگه؟ بی حسی؟! فکر نکنم. تو هیچوقت من نبودی. مثل من نبودی. هیچوقت فرار نکردی. همش موندی و جنگیدی. موندی و جنگیدی. موندی و جنگیدی! من ولی همش فرار کردم. از خودم به تو. از حال بد به سعی برای حال خوب. از سعی برای حال خوب به یه حال بدتر از حال بد. از اونی که دوستش داشتم به اونی که دوستم نداشت. من گند زدم فرید. بد گند زدم فرید! دلم میخواست مثل تو باشم. همیشه دلم میخواست. دلم میخواست منم بتونم و بمونم و بجنگم. ولی فرار کردم و گم شدم. فرار کردم که گم نشم. شدم. فکر میکردم بعد از فرار گم شدم. اشتباه میکردم. الان فهمیدم. بعد این همه سال فهمیدم. فهمیدم از تالار آینه به بعد گم شدم. ازت ناراحتم. میدونستی کجا گم شدم و بهم نگفتی. میدونستی مجبور میشم فرار کنم و بهم نگفتی. الان خوبی؟ اونجا بهت خوش میگذره؟ حواسشون بهت هست؟ میدونن قهوه رو با شکر میخوری؟ اصلا اونجا قهوه هست؟ کسی جز تو اونجا هست؟ کاغذ داری؟ خودکاری که بهت دادم همراهت هست؟ دریا داره؟ دریاش مثل فایلاکا غمگین هست؟ هنوز دلت دریا هست؟ صدامو میشنوی؟ میبینی منو؟ نه. چون بهم گفت بهت نگم. چون بهت گفتم. کاش نمیگفتم. بهش نگو بهت گفتم!
1 125
یه سری فریاد های نزده درونم هست، که با هر اتفاق کوچیکی فوران میکنن و بیرون میریزن،
نمیتونم کنترلش کنم نمیتونم جلوشو بگیرم، انگار باید تخلیه بشم، شایدم الان وقتشه، شایدم دارم دیونه میشم، نمیدونم.
1 125
امیدوارم بتونی کسیو پیدا کنی که درکت کنه ، قدرِ چشماتو بدونه ، اونقدری عاشق عطرِ موهات باشه که دیگه هیچ بویی نتونه اون حسرو بهش بده. من خیلی وقته ندیدمت ، از آخرین باری که دیدمت خیلی وقته میگذره ولی من هنوز همهیِ تورو مرتب توی ذهنم مرور میکنم. خاطراتو دوره میکنم تا تهش برگردی و بتونم همهچیو به یاد بیارم. همهی تورو.
