ㅤㅤㅤㅤوالس در کرانهㅤ
Open in Telegram
♪ نـوازنده ماه http://t.me/HidenChat_Bot?start=6467369496
Show more440
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
مثل آن چایی که می چسبد به سرما بیشتر
با همه گرمیم، با دل های تنها بیشتر
درد را با جان پذیراییم و با غم ها خوشیم
قالی کرمان که باشی می خوری پا بیشتر
هر شب عمرم به یادت اشک می ریزم ولی
بعد حافظ خوانی شب های یلدا بیشتر
رفته ای ، اما گذشت عمر تاثیری نداشت
من که دلتنگ توام امروز، فردا بیشتر
زندگی تلخ است از وقتی که رفتی تلخ تر
بغض جانکاه است هنگام تماشا بیشتر
هیچ کس از عشق سوغاتی به جز دوری ندید
هر قدر یعقوب تنها شد زلیخا بیشتر
بر بخار پنجره یک شب نوشتی :"عاشقم"
خون انگشتم بر آجر حک کند : ما بیشتر...
هرگاه چیزی را رها کردم، به سمتم بازگشت و دیر بود.
مثل دریا که جسدی را پس میزند.
Repost from N/a
https://t.me/bavarddelune
چون بهم وایب تو جاده و حرکت میداد. انگار نشستی صندلی پشت و نسیم از شیشه باز لای موهات میره. روحت سبک میشه و احساس میکنی داری مثل باد حرکت میکنی.
چیزی میخوانی که فکر میکردی فقط برای تو اتفاق افتاده است، و متوجه میشوی که صد سال قبل برای داستایوفسکی اتفاق افتاده بوده است. این برای آن کسی که رنج میکشد و همیشه فکر میکند که تنهاست رهایی بزرگی است. به همین دلیل است که هنر مهم میباشد. اگر زندگی مهم نبود، هنر هم مهم نمیبود؛ اما زندگی مهم است.
Repost from N/a
اگر مینوازین فور کنین یکی از پستاتونو مشخص کنین طبق وایبش یکی از عکسایه طبیعتی که گرفتمو بدم.
