روابط عمومی موسسه آموزش عالی ارشاد دماوند
Open in Telegram
کانال رسمی اطلاع رسانی روابط عمومی موسسه آموزش عالی ارشاد دماوند
Show more325
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-130 days
Posts Archive
آنکس که بدم گفت ، بدی سیرت اوست
و آنکس که مرا گفت نکو خود نیکوست
حال متکلم از کلامش پیداست
از کوزه همان برون تراود که در اوست
*شیخ بهایی*
روابط عمومی موسسه ارشاد دماوند
آنکس که بدم گفت ، بدی سیرت اوست
و آنکس که مرا گفت نکو خود نیکوست
حال متکلم از کلامش پیداست
از کوزه همان برون تراود که در اوست
*شیخ بهایی*
۲ اردیبهشت در تقویم باستانی ایران روز اردیبهشتگان است
🔻سومین روز از ماه زرتشتی اردیبهشت نام دارد که در گاهشمار خورشیدی امروزه، در دومین روز ماه اردیبهشت، جای میگیرد. پوشیدن لباس سفید، رفتن به آتشکده و نیایش از آداب این روز است
برای سالروز وفات سهراب
یکم اردیبهشت چهل و چهارمین سال وفات سهراب سپهری
نقاش،شاعر و نویسنده
خالق اثر ماندگار "هشت کتاب"
امروز با سعدی: ما تماشاکنان بستانیم
ما گدایان خیل سلطانیم
شهربند هوای جانانیم
بنده را نام خویشتن نبود
هر چه ما را لقب دهند آنیم
گر برانند و گر ببخشایند
ره به جای دگر نمیدانیم
چون دلارام میزند شمشیر
سر ببازیم و رخ نگردانیم
دوستان در هوای صحبت یار
زر فشانند و ما سر افشانیم
مر خداوند عقل و دانش را
عیب ما گو مکن که نادانیم
هر گلی نو که در جهان آید
ما به عشقش هزاردستانیم
تنگ چشمان نظر به میوه کنند
ما تماشاکنان بستانیم
تو به سیمای شخص مینگری
ما در آثار صنع حیرانیم
هر چه گفتیم جز حکایت دوست
در همه عمر از آن پشیمانیم
سعدیا بی وجود صحبت یار
همه عالم به هیچ نستانیم
ترک جان عزیز بتوان گفت
ترک یار عزیز نتوانیم
امروز با فردوسی: چـو ایـران نباشد تن من مـبـاد
ندانی که ایران نشست منست
جهان سر به سر زیر دست ِ منست
همه یکدلانند یـزدان شناس
بـه نیکـی ندارنـد از بـد هـراس
دریغ است ایـران که ویـران شــود
کنام پلنگان و شیران شــود
چـو ایـران نباشد تن من مـبـاد
در این بوم و بر زنده یک تن مباد
همـه روی یکسر بجـنگ آوریــم
جــهان بر بـداندیـش تنـگ آوریم
همه سربسر تن به کشتن دهیم
بـه از آنکه کشـور به دشمن دهـیم
چنین گفت موبد که مرد بنام
بـه از زنـده دشمـن بر او شاد کام
اگر کُشــت خواهــد تو را روزگــار
چــه نیکــو تر از مـرگ در کـــار زار
به هر جا که هستید خروش آورید
جهنده جهان را به جوش آورید
همه یک به یک مهربانی کنید
به کل جهان پاسبانی کنید
به صلح جهانی بکوشید سخت
به فر جهان باور نیک بخت
جهان را بسازید همچون بهشت
مگوئید هرگز سخن های زشت
بگوئید این جمله درگوش باد
چو ایران نباشد تن من مباد
امروز با محتشم کاشانی: خوشم که تیغ جهانی به خون من تیز است
کنون که خنجر بیداد یار خونریز است
کجاست مرد که بازار امتحان تیز است
دلم ز وعدهٔ شیرین لبی است در پرواز
که یاد کوهکنش به ز وصل پرویز است
ز من چه سرزده ای سرو نوش لب که دگر
سرت گران و حدیثت کنایه آمیز است
منه فزونم ازین بار جور بر خاطر
که پیک آه گران خاطر سبک خیز است
کشاکش رگ جانم شب دراز فراق
ز سر گرانی آن طره دلاویز است
به این گمان که شوم قابل ترحم تو
خوشم که تیغ جهانی به خون من تیز است
چو محتشم سخن از قامتت کند بشنو
که گاه گاه سخنهای او بانگیز است
